با سلام اين سايت ديگر به روز رساني نمي شود منتظر سايتي با طرح و ايده جديد كاربران باشيد لطفا نظرات خود را در اين زمينه با ايميل alqaza.info@gmail.com مطرح نماييد. با تشكر مديريت سايت
ويژگيهاي نگاه خواستگاري PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط Administrator   
يكشنبه ۰۷ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۰۷:۴۲


محمد سروش
نگاههاي انسانها يكسان نيست و داراي اقسام گوناگوني است و هر نگاه از ويژگيهاي خاص برخوردار است:
ـ انگيزه‏هاي نگاه‏كنندگان متفاوت است،
ـ برخي نگاهها نافذ و عميق و موشكافانه است و برخي نگاهها سطحي و گذرا،
ـ برخي نگاهها با لذت همراه است و برخي از هوي و هوس پاك است،
ـ برخي نگاهها پسنديده، و برخي ناپسند است
و ...
نگاه خواستگاري از نظر فقه اسلامي، داراي ويژگيهاي بخصوصي است كه آن را از نگاههاي ديگر متمايز مي‏كند:
1ـ ارزش نگاه
نگاه براي خواستگاري را از «جنبه ارزشي» نمي‏توان خنثي تلقي كرد و حكم آن را صرفا «مباح» دانست، برخي تعبيرات روايي نيز نشان از «مثبت بودن» اين نگاه و ارزشمند بودن آن دارد. ، اگر از أمر و فرماني كه بدان شده و بر «مطلوب بودن» نگاه دلالت دارد، صرف‏نظر شود، ولي در برخي از روايات تعليلي وجود دارد كه از رجحان اين نگاه خبر مي‏دهد: اگر به او نگاه كني، مودت و صميميت بينتان ايجاد مي‏شود.
«لو نظرت اليها فانه احري أن يؤدم بينكما».
بر اين اساس برخي از فقها نگاه براي خواستگاري را «مستحب» دانسته‏اند. اين در حالي است كه نگاه به دست و صورت زن نامحرم، هرگز رجحاني نداشته و به عنوان يك عمل مثبت تلقي نمي‏شود، بلكه آن را «مكروه» مي‏شمارند. به تعبير شيخ انصاري، نگاه براي خواستگاري، «بالاتفاق» مرجوح (مكروه) نيست، ولي نگاه به وجه و كفين نامحرم «بالاتفاق» مرجوح (مكروه) است.4
2ـ عمق نگاه
نگاه براي خواستگاري، نگاهي دقيق و عميق است5 كه با تأمل در ويژگيهاي ظاهري از قبيل رنگ پوست، چشم، ابرو و ... انجام مي‏شود و زيبايي شخص مورد «ارزيابي» قرار مي‏گيرد. اين نوع نگاه، در عرف ما «نگاه خريدار» ناميده مي‏شود كه همچون نگاه مشتريان در هنگام خريد، با تأمل و دقت همراه است. از اين‏رو در برخي روايات، خواستگار «مُستام» ناميده شده است6 كه مي‏خواهد «ارزشيابي» كند و در برخي روايات ديگر، «نگاه نافذ» او بلامانع دانسته شده است.
3ـ تكرار نگاه
برخي از فقها، در نظر به نامحرم، فقط «يك بار» نگاه به وجه و كفين را مجاز مي‏دانند، ولي در نگاه براي خواستگاري چنين محدوديتي وجود ندارد و به اندازه‏اي كه شناخت كافي و كامل به دست آيد، تكرار نگاه، منعي ندارد.
4ـ وقت نگاه
نگاه براي خواستگاري، زمان خاصي ندارد و در اين زمينه محدوديتي در كار نيست، قبل از مراسم رسمي خواستگاري،
يا بعد از آن، اين كار را مي‏توان انجام داد. فقهاي كنوني، اختلافي در اين باره ندارند ولي برخي از فقهاي گذشته به يك نكته «روايي» ظريف، در اين باره توجه داده‏اند كه اشاره آن در اينجا مناسب است. علامه حلّي، محقق كركي، شهيد ثاني و فاضل هندي كه از برجسته‏ترين فقهاي شيعه‏اند متذكر شده‏اند كه اگر اين نگاه بعد از خواستگاري و پس از اعلام موافقت زن براي ازدواج صورت گيرد، ممكن است مشكلاتي را به وجود آورد. زيرا چه بسا مرد پس از نگاه كردن، به دليل اينكه قيافه زن را نپسنديده است توافق گذشته را ناديده بگيرد و بدين وسيله موجب رنجش خاطر زن و آزردگي روحي او گردد. از اين‏رو اين عده از فقها بر اين عقيده‏اند كه اين نگاه بايد در زماني صورت گيرد كه هنوز توافق روشني انجام نشده است و زن دلبستگي به اين ازدواج پيدا نكرده است. لذا فرصت مناسب براي اين كار پس از تصميم به ازدواج و قبل از
نگاه خواستگاري از نظر فقه اسلامي، داراي ويژگيهاي
بخصوصي است كه آن را از نگاههاي ديگر متمايز مي‏كند.
مراسم خواستگاري است كه دختر و خانواده او موافقت خود را با ازدواج اعلام مي‏كنند.1
5ـ ريبه و تلذّذ در نگاه
نگاه به جنس مخالف مي‏تواند تحريك‏آميز باشد، و از نظر اسلام، هر نگاهي كه با چنين زمينه‏اي همراه باشد، ممنوع است. ولي در نگاه براي خواستگاري، با توجه به اينكه نگاه به «قصد» و انگيزه «انتخاب همسر» صورت مي‏گيرد و قصد لذت‏جويي نبايد در كار باشد، از اين‏رو اگر نگاه شخص را تحت تأثير قرار دهد و خواطر شهواني را در او زنده كند، مانعي ندارد.2
البته فقها در اين جا به اين نكته مهم و دقيق توجه داده‏اند كه براي خواستگاري، نگاه با «قصد لذت‏جويي» ممنوع است، لذا «التذاذ» نبايد «محرك و انگيزه» شخص براي نگاه باشد، هر چند كه اگر به قصد خواستگاري نگاه كند و التذاذ به عنوان «اثر» نگاه تحقق يابد، شخص مرتكب گناه نشده است. از اين‏رو بايد بين «التذاذ» در مورد فوق فرق گذارد.
همچنين فقها توجه داشته‏اند كه در نگاه براي خواستگاري، زيباييهاي بدن زن مورد نظر است و نگاه‏كننده نيز در حال و هواي انتخاب همسر و ازدواج مي‏باشد، از اين‏رو انتظار اينكه نگاهش هيچ گونه تحريكي در فكر و روح او به وجود نياورد، دور از واقع است، به تعبير صاحب جواهر چنين تكليفي «مشقت‏زا» و مستلزم عسر و حرج است.3 شيخ انصاري نيز غالبا اين نگاه را خالي از «ريبه» نمي‏داند.4
6ـ شرايط نگاه
نگاه براي خواستگاري، با «شرايط خاصي» جايز است: عدم قصد لذت‏جويي، بي‏اطلاعي از وضع ظاهري زن، و تصميم به ازدواج و احتمال انتخاب وي. و اينك توضيح و بررسي هر يك از اين شرايط:
الف) عدم قصد لذت‏جويي
فقها معمولاً به اين شرط تصريح كرده‏اند و فرموده‏اند: «و يشترط ان لا يكون بقصد التلذذ». اين عبارت عروة الوثقي، مورد قبول همه فقهاي بعد قرار گرفته است.
آنچه در ادله شرعي، مجاز شمرده شده است «نگاه براي انتخاب همسر» است و البته چنين نگاهي، غير از نگاه براي «لذت‏طلبي» است كه براي شهوت‏راني انجام مي‏گيرد. از اين‏رو نگاه مورد نظر و تجويزشده، يك «نگاه عقلاني» است كه به قصد رسيدن به واقعيت و در جهت تصميم‏گيري صحيح براي ازدواج است، در حالي كه «نگاه به قصد تلذذ» يك «نگاه شهواني» است كه در جهت پاسخ دادن به گرايشهاي غريزي انجام مي‏گيرد.
اسلام نگاه به قصد لذت بردن جنسي را مگر در مورد همسران، ممنوع كرده است و آن را نگاهي مسموم و خطرناك كه سلامت روان انسانها را به مخاطره مي‏اندازد، مي‏شناسد.
ب) بي‏اطلاعي از وضع ظاهري زن
آشكار است كه نگاه براي خواستگاري، براي آگاهي از وضع ظاهري زن و بويژه زيبايي اوست. از اين‏رو كسي كه به هر دليل، از گذشته، چنين نگاه و شناختي را داشته است و با نگاه مجدد، چيزي بر آگاهي او افزوده نمي‏شود، اجازه نگاه ندارد.
البته اين بدان معني نيست كه مرد بايد به «شنيده»هاي خود در باره خصوصيات فرد مورد نظر خويش اكتفا كند و شناخت از راه «توصيف» ديگران را الزاما بايد بپذيرد و بدان قانع شود. فقها در اين باره تأثير خاص «ديدن» را پذيرفته‏اند و قبول دارند كه «شنيدن» نمي‏تواند «اثر ديدن» را داشته باشد: شنيدن كي بود مانند ديدن! شنيده‏ها هرگز نمي‏تواند مانند ديدن، صحنه را مجسم و واقعيات را نشان دهد:
شيخ انصاري هم به اين مبنا تصريح مي‏كند: «اِن المسموع ليس كالمبصر».5
ج) تصميم به ازدواج
رابطه «تصميم به ازدواج داشتن» با «نگاه به زن» سه گونه قابل تصور است:
1ـ كسي كه تصميم به ازدواج ندارد ولي نگاه مي‏كند، شايد به تصميم برسد.
2ـ كسي كه تصميم به ازدواج گرفته، ولي هنوز شخص خاصي را در نظر ندارد، به فردي نگاه مي‏كند، شايد او را بپسندد و انتخاب كند.
3ـ كسي كه تصميم به ازدواج گرفته و شخص خاصي را هم انتخاب كرده، ولي
نگاه براي خواستگاري، با «شرايط خاصي» جايز است: عدم قصد لذت‏جويي، بي‏اطلاعي از وضع ظاهري زن، و تصميم به ازدواج و احتمال انتخاب وي.
«نگاه» در آخرين مراحل تصميم‏گيري قرار دارد و حلقه نهايي در زنجيره قطعي شدن انتخاب تلقي مي‏شود و با آن اراده به مرحله قطعي بودن مي‏رسد.
براي تصميم‏گيري قطعي در باره او، مي‏خواهد به او نگاه كند.
آنچه از تعبيرات ادله استفاده مي‏شود آن است كه فقط در صورت سوم، نگاه كردن براي خواستگاري مجاز است زيرا روشن است كه نگاه با مشخصات گذشته را كه فراتر از يك نگاه عادي و معمولي است و چه از نظر گستردگي و چه از نظر دقت و تأمل، يك نگاه استثنايي است، نمي‏تواند براي جواني كه هنوز تصميم به ازدواج نگرفته، و يا فرد خاصي را در نظر ندارد، تجويز شود چرا كه اين گونه سهل‏گيري، به خيره شدن مردان نسبت به زنان و آسيب ديدن سلامت اخلاقي جامعه مي‏انجامد. به علاوه كه وقتي مرد هنوز به مرحله انتخاب همسر نرسيده و در باره شخص خاصي به تصميم‏گيري نزديك نشده، چگونه مي‏توان توقع داشت كه زن خود را در منظر وي قرار دهد و خانواده دختر با نگاه چنين افرادي موافقت نموده و هر روز دختر خود را در معرض داوريهاي افراد مختلف با سليقه‏هاي متفاوت قرار دهند؟ آيا چنين وضعي، شخصيت دختر و حرمت و آبروي او را در معرض لطمه ديدن قرار نمي‏دهد و او را زبان‏زد خاص و عام نمي‏گرداند؟!
آنچه در روايات موضوع پرسش و پاسخ قرار گرفته، مردي است كه به «ازدواج با زني تصميم گرفته» است و مي‏خواهد او را ببيند:
ـ الرجل يريد ان يتزوج المرأة، أينظر اليها؟
ـ الرجل يريد ان يتزوج المرأة أينظر الي شعرها؟
ـ في رجل ينظر الي محاسن امرأة يريد ان يتزوجها.
ـ الرجل يريد ان يتزوج المرأة يتأملها و ينظر الي خلفها و الي وجهها؟
اين سؤالات گوياي آن است كه مرد به «زن خاصي» توجه پيدا كرده است، نه اينكه با نگاه به «عده»اي از زنان، مي‏خواهد يكي از آنها را انتخاب كند. همچنين ازدواج با او به مرحله «اراده و تصميم» رسيده است نه اينكه صرفا در حد يك احتمال بوده و هنوز براي مرد در توبه اجمال و اهمال است. از اين‏رو، «نگاه» در آخرين مراحل تصميم‏گيري قرار دارد و حلقه نهايي در زنجيره قطعي شدن انتخاب تلقي مي‏شود و با آن اراده به مرحله قطعي بودن مي‏رسد. سير طبيعي مسأله اين است كه مرد با توجه به اطلاعات اوليه‏اي كه به شكل مستقيم يا غير مستقيم ـ توسط خانواده و يا دوستان خود ـ به دست مي‏آورد، نسبت به ازدواج با شخصي نظر مثبتي پيدا مي‏كند، سپس موضوع را مورد تأمل قرار مي‏دهد تا از تحقق شرايط مورد نظر خود در وي اطمينان پيدا كند و به سنخيت ميان خود و او به لحاظ سن، موقعيت شغلي، شرايط خانوادگي، سطح تسهيلات و ... آگاه شود. پس از آن براي تصميم‏گيري نهايي مي‏تواند شخص مورد نظر را مستقيما ببيند تا هيچ گونه دغدغه خاطري نداشته باشد و با آرامش و آسودگي، عشق و علاقه، بصيرت و آگاهي، به ازدواج مبادرت ورزد.
فقهاي نكته‏سنج و باريك‏نظر با موشكافي در مفهوم «اراده» كه در متن روايات وارد شده ـ يريد ان يتزوج المرأه ـ به تحليل مسأله پرداخته‏اند. مثلاً آيت‏اللّه‏ حاج شيخ عبدالكريم حائري، براي مسأله چهار صورت در نظر گرفته است:
صورت اول:
مرد تصميم قطعي به ازدواج با فرد خاصي گرفته و اصلاً شكل و قيافه او برايش مطرح نيست و در هر حال مي‏خواهد ازدواج انجام شود و نگاه كردن تأثيري در تصميم او ندارد. اين گونه ازدواجها از نوعي الزام شرعي ـ از قبيل نذر ـ و يا الزام اخلاقي ـ جلوگيري از فساد ـ يا الزام عرفي ناشي مي‏شود. چنين ازدواجي مشمول روايات «جواز نظر» نيست، چون اين روايات با توجه به علتي كه در آن بيان شده، نگاهي را مجاز مي‏شمارد كه در از بين رفتن جهالت و تصميم‏گيري براي ازدواج تأثيرگذار است.
صورت دوم:
مرد تصميم به ازدواج با فرد خاصي گرفته، ولي اراده و تصميمش به مرحله «فعليّت» نرسيده و قطعي نشده، بلكه او را داراي صفات و ويژگيهاي مورد نظر مي‏داند و چنان چه از نظر ظاهري او را بپسندد، اراده‏اش فعلي مي‏شود.
اين صورت مشمول روايات بوده و از نظر عرف، «اراده براي ازدواج» ـ كه در روايات مطرح است ـ وجود دارد.
صورت سوم:
مردي كه تصميم به ازدواج با فرد خاصي ندارد و صرفا در باره خصلتهاي ظاهري همسر آينده‏اش به نتيجه رسيده است، او امتيازاتي را براي فرد مورد قبول خود در نظر گرفته و در جستجو از كسي است كه داراي آن امتيازات باشد.
اين صورت نيز مشمول ادله جواز نگاه نيست، زيرا مفاد روايات جواز نظر به «فرد خاص» است كه تصميم به ازدواج با او وجود دارد.
صورت چهارم:
مردي كه به طور كلي قصد ازدواج ندارد، ولي احتمال دارد كه اگر به زني برخورد كند كه داراي اوصاف خاصي باشد، تصميم به ازدواج با او بگيرد.
اين صورت نيز به دليل آنكه «تصميم به ازدواج» تحقق نيافته است، از دايره ادله جواز نظر خارج است.1
در اينجا اين نكته را نيز بايد افزود كه ازدواج مانند هر «عقد» ديگر، يك «پيمان دوطرفه» است و چنين پيماني وقتي تحقق مي‏يابد كه هر دو طرف عقد ـ زن و مرد ـ تصميم بدان داشته باشند. از اين‏رو «اراده يك جانبه» كافي نيست. بر اين اساس، تنها نمي‏توان با تصميم مرد براي ازدواج و احتمال پسنديدن فرد مورد نظر، نگاه او را مجاز دانست، بلكه متقابلاً بايد احتمالِ طرف مقابل را نيز در نظر گرفت كه آيا زن
چنانچه مرد مي‏داند كه زن به هر دليل تصميم به ازدواج ندارد و يا به همسري او رضايت نخواهد داد، مجوزي براي نگاه مرد به او وجود ندارد.
نگاه خواستگاري داراي دو جنبه است، يكي جنبه «حكم» كه مربوط به «شارع» است و ديگري جنبه «حق» كه مربوط
به «زن» است، لذا نه اذن زن براي نگاه كافي است و نه حكم شرعي، حق زن را الغاء مي‏سازد.
نيز احتمالاً به چنين ازدواجي، رضايت خواهد داد؟ چنانچه مرد مي‏داند كه زن به هر دليل تصميم به ازدواج ندارد و يا به همسري او رضايت نخواهد داد، مجوزي براي نگاه مرد به او وجود ندارد. و به هر حال «نگاه خواستگاري» نگاهي است كه زمينه ازدواج را فراهم مي‏سازد و هر جا كه چنين زمينه‏اي وجود ندارد، نگاه كردن مثل بقيه موارد، ممنوع است.1
7ـ اجازه نگاه
آيا اطلاع، رضايت و اجازه زن براي نگاه خواستگاري لازم است؟
آثار فقهي موجود نشان مي‏دهد كه فقهاء شيعه چنين شرطي را معتبر ندانسته و نگاه خواستگاري را بدون رضايت زن مجاز دانسته‏اند، ولي برخي از فقهاي اهل سنت، مثل مالك، علم و آگاهي او را لازم دانسته‏اند.2
در فقه شيعه، در اين باره دو گونه استدلال ديده مي‏شود كه در آثار علامه حلي و پس از آن در آثار فقهاي بعد مانند كشف‏اللثام منعكس شده است:
يكي آنكه در روايات مربوط به نگاه خواستگاري، چنين «شرطي» ديده نمي‏شود، و نگاه براي خواستگاري به طور كلي و به صورت مطلق، اجازه داده شده است.
ديگر آنكه «اجازه گرفتن» براي نگاه كردن، محذوراتي را ايجاد مي‏كند، مثلاً اگر نگاه منوط به اجازه باشد در بسياري از موارد زمينه مساعد براي نگاه كردن فراهم نمي‏شود، و چه بسا زنان بدان رضايت ندهند، از سوي ديگر نگاه بدون اطلاع، قهرا نگاه در «شرايط عاديِ» زن است، در حالي كه اگر زن از قبل در جريان قرار بگيرد، ممكن است با زينت كردن وضع عادي خود را به هم
زند، و قهرا مرد به وضع طبيعي مورد نظر آگاه نشود.3
به نظر مي‏رسد كه دو نكته بايد بيشتر مورد تأمل قرار گيرد:
الف) آيا نگاه كردن به هر شخص، در حوزه حقوق فردي او قرار دارد؟
ب) آيا مفاد رواياتي كه نگاه خواستگاري را مجاز مي‏داند «الغاء» اين حق يا شرط است؟
برداشت رايج در فقه آن است كه نگاه صرفا جنبه «حكم» دارد و برخي به اين مطلب تصريح كرده و «حق بودن» آن را نفي كرده‏اند.4
به نظر مي‏رسد كه نمي‏توان به طور كلي، نگاه را صرفا «حق» تلقي كرد و در نتيجه مجاز بودن نگاه در شرايطي كه خود شخص چنين حقي را اسقاط مي‏كند و مثلاً به صورت عريان در ملاء عام ظاهر مي‏شود، پذيرفت. ولي در عين حال به طور كلي هم «رضايت شخص» را در نگاه به او نمي‏توان ناديده گرفت.
توضيح آنكه نگاه خواستگاري همان گونه كه قبلاً به تفصيل شرح داديم، از نظر «عمق» و از نظر «سطح» با نگاههاي عادي فرق مي‏كند و خواستگار مي‏خواهد با نگاه نافذ خويش، به بيش از صورت همسر احتمالي خود چشم بدوزد. از اين‏رو چنين نگاهي در شرايط غفلت و بي‏اطلاعي او كه در بسياري از موارد مي‏تواند به رنجش و ناراحتي او بيانجامد، قابل توجيه نيست. به علاوه كه لازمه فتواي فقها، آن است كه
چون جواز نظر «حكم شرعي» است و رضايت زن در آن دخالتي ندارد، در صورتي كه زن از تصميم مرد براي نگاه كردن به او اطلاع داشته باشد، و نارضايتي خود را هم اعلام كند، باز مرد مي‏تواند نگاه كند و مجاز بدان است! و يا اگر به زور و اجبار لباس او را كم كردند و قسمتي از بدن او مثل سر و گردن را برهنه كردند نگاه كردن جايز باشد.1
در كنار سخن علامه حلي و فاضل هندي، اين نكته را نيز بايد اضافه كرد كه در بسياري از اوقات زنان و دختران در خانه با لباسهايي به سر مي‏برند كه ظاهر شدن با آن پوشش را حتي در برابر هم‏جنسان و نزديكان محرم خود هم نمي‏پسندند، به علاوه كه گاه زنان در حالت آشفتگي‏هاي ظاهري و نامناسب بودن وضع گيسوان قرار دارند، از اين‏رو نگاه بدون اطلاع، به عنوان نگاه در «حالت عادي» زن تلقي نمي‏شود.
همچنين بايد افزود كه برخي اشخاص، از نظر بعضي اندام خود، و يا در بعضي از مواضع بدن، دچار مشكلات و نارسايي‏هايي هستند كه سعي در مخفي داشتن آن دارند. در چنين مواردي تا اطمينان به ازدواج نداشته باشند هرگز حاضر به افشاي آن در برابر هر خواستگار كه قهرا موجب برملا شدن موضوع و منتقل شدن مسأله به ديگران است، رضايت نمي‏دهند. از اين‏رو برخي از خصوصيات جسمي فرد، گاه از «اسرار» او به حساب مي‏آيد كه حاضر به افشاي آن نيست و فقط در مواقع لازم و نسبت به افراد مطمئن، اعلام آن را اجازه مي‏دهد.
و بالاخره اين احتمال را مي‏توان مطرح كرد كه نگاه خواستگاري داراي دو جنبه است، يكي جنبه «حكم» كه مربوط به «شارع» است و ديگري جنبه «حق» كه مربوط به «زن» است، لذا نه اذن زن براي نگاه كافي است و نه حكم شرعي، حق زن را الغاء مي‏سازد. اگر اين نظريه قابل قبول باشد، روايات ناظر به بيان «حكم شرع» است و در مقام منتفي دانستن حق زن نمي‏باشد. آيا اين روايات داراي چنان «اطلاقي» است كه با آن بتوان اذن زن را به طور كلي ناديده گرفت؟
پاورقيها:
12ـ دانستنى هاى جهان علم, ص227.
16ـ كرسى موريسن, راز آفرينش انسان, ص21.
1 ـ البته حرمت ايذاء و آزار، عنوان ديگري است كه ممكن است در مواردي بر نگاه كردن انطباق يابد، و اين خارج از بحث كنوني است.
10ـ دانستنى هاى جهان علم, ترجمه احمد راد, ص228.
1 ـ مسالك الافهام، ج7، ص40، جامع‏المقاصد، ج2، ص284، كشف اللثام، ج1، (بي ص) ـ كتاب النكاح، تذكرة الاحكام، ج2، (بي ص) ـ كتاب النكاح.
1ـ چه مى دانم؟ فيزيولوژى گياهى, ص44.
17ـ چه مى دانم؟, همان.
19ـ پير روسو, تاريخ علوم, ترجمه حسن صفارى, ص615.
13ـ روزنامه كيهان, شماره 8088.
12ـ دانستنى هاى جهان علم, ص227.
14ـ برگرفته از كتاب: سرنوشت بشر,, تأليف لكنت دنوى, ص121.
1 ـ ر.ك. محمدحسن النجفي، جواهر الكلام، ج29، ص65.
1 ـ محمود آشتياني، كتاب النكاح، (تقريرات آيت‏اللّه‏ حائري)، ص8.
11ـ بحارالانوار, ج58, ص91.
18ـ همان.
15ـ چه مى دانم؟ بنياد انواع, ص14.
24ـ (ابا الله ان يجرى الامور الا باسبابها; خداوند امتناع مى كند از اين كه كارها بدون اسباب جارى گردد).
26ـ شناخت حيات, ص11.
28ـ روزنامه اطلاعات, شماره 1041.
20ـ كرسى موريسن, همان, ص56.
25ـ بحارالانوار, ج2, ص21.
22ـ محمدتقى فلسفى, آية الكرسى, ص63.
23ـ طور(52) آيه 35.
21ـ مراجعه كنيد به كتاب: حيات در آسمان ها, صفحات 32 و37.
2 ـ شهيد ثاني، مسالك الافهام، ج7، ص42، ر.ك سيدعلي طباطبايي، رياض المسائل، ج2 ـ (بي ص) كتاب النكاح.
2 ـ عبدالرحمن الجزيري، الفقه علي المذاهب الاربعه، ج4، ص21.
2ـ روم(30) آيه 19.
27ـ دانستنى هاى جهان علم, ص17.
29ـ حج(22) آيه 73.
32ـ مفردات راغب, ماده سخر.
39ـ طه(20) آيه 49.
3 ـ علامه حلي، تذكرة، كتاب النكاح، و نيز كشف اللثام، كتاب النكاح.
35ـ نهج البلاغه, خطبه 228.
37ـ محمدتقى جعفرى, ارتباط انسان و جهان, ج1, ص69.
3ـ نهج البلاغه, نامه 31.
3 ـ محمدحسن النجفي، جواهر الكلام، ج29، ص65.
31ـ حج(22) آيه 65.
30ـ روزنامه كيهان, شماره 8198.
38ـ همان, ص219.
34ـ روزنامه اطلاعات, شماره 10160.
36ـ اصل الانواع, ص26.
46ـ آل عمران(3) آيه 193.
43ـ آخرين تحول, ص74.
42ـ دكتر آلكسيس كارل, انسان موجود ناشناخته, ص102.
4ـ اُپارين, حيات طبيعى و منشأ تكامل آن, ترجمه هاشم بنى طرفى, ص63.
40ـ همان, آيه 50.
4 ـ سيدمحسن حكيم، مستمسك عروة الوثقي، ج14، ص16 و مباني عروة الوثقي (تقريرات آيت‏اللّه‏ خوئي)، ج1، ص28.
44ـ پوزيتيويسم يك مكتب تجربى افراطى است كه اگوست كُنت فرانسوى كه به پدر جامعه شناسى ملقب است, آن را در اوايل قرن نوزدهم ميلادى بنياد نهاد كه اساس آن را اكتفا به داده هاى بى واسطه حواس تشكيل مى داد و از يك نظر, نقطه مقابل ايده آليسم به شمار مى رفت. 45ـ حج(22) آيه 73.
4 ـ شيخ انصاري، كتاب النكاح، ص41.
5 ـ همان.
5 ـ شيخ انصاري، كتاب النكاح، ص42.
6 ـ تفسير مجمع البيان, ج1, ص361.
7ـ شورى(42) آيه 29.
8 ـ نور(45) آيه 24.
9ـ بحارالانوار, ج14, ص81.
منابع:

1. مسالك الافهام,jeld=7,safhe=40
2. كشف اللثام,jeld=1
3. كتاب النكاح، تذكرة الاحكام,jeld=2
4. مسالك الافهام,شهيد ثاني,jeld=7,safhe=42
5. رياض المسائل,سيدعلي طباطبايي,jeld=2
6. كتاب النكاح,محمود آشتياني,safhe=8
7. الفقه علي المذاهب الاربعه,عبدالرحمن الجزيري,jeld=4,safhe=21
8. مستمسك عروة الوثقي,سيدمحسن حكيم,jeld=14,safhe=16
9. مباني عروة الوثقي,آيت‏اللّه‏ خوئي,jeld=1,safhe=28
10. جواهر الكلام,محمدحسن النجفي,jeld=29,safhe=65
11. كتاب النكاح,شيخ انصاري,safhe=41، 42
12. جامع‏المقاصد,jeld=2,safhe=284
نشريه :پيام زن
عنوان فرعي : پژوهشي فقهي اجتماعي در موضوع نگاه و مسايل آن
صفحه : 5-9
زبان : فارسي
پياپي :104
سال :1379
ماه :آبان

 

كليه حقوق اين سايت متعلق به انجمن علمی و پژوهشی فقه قضایی است و نقل مطالب بدون ذكر منبع غير مجاز مي باشد
مسؤولیت مقالات به عهده نویسنده بوده، درج مقاله به منزله تایید آن نیست
Template name : Alqaza / Template designed by www.muhammadi.org

SMZmuhammadi July 2010