مطالب پربیننده:   

قانون تجارت افغانستان
چهارشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۹:۰۸




باب اول
احكام عمومي


فصل اول
مقدمه:
ماده 1ـ احكام قوانين تجارتي  دربارة تمام معاملات تجاريه جاريست.
ماده 2ـ مسايل تجارتي ذريعه  مقاوله نامه هاي معتبره قانوني و در صورتيكه چنين مقاوله موجود نباشد به موجب صراحت و يا دلالت قوانين تجارتي حل و فصل ميگردد. اگر باين ترتيب حل و فصل شده نتواند  عرف و عادات  تجارتي تطبيق ميگردد. عرف و عادات محلي و خصوصي  بر عرف و عادات عمومي ترجيح داده ميشود. در صورت نبودن عرف و عادات احكام قوانين ديگري  كه به آن استناد  ميشود تطبيق ميگردد.
تبصره
ترجيح عرف و عادات خصوصي و محلي بر عرف و عادات عمومي، عبارت است از ينكه عرف و عادات تجارتي هر محل تابع تعاملات  حوزه محلي خودش مي باشد، نه تابع تعاملات مناطق ديگر هرگاه عرف و عاداتيكه در حل و فصل معاملات تجارتي موثر واقع شده بتواند  در يك حوزه محلي موجود نباشد به عرف و عادات نزديك ترين محل استناد شده مي تواند.
ماده 3ـ اگر در اين قانون صراحت ديگري موجود نباشد رعايت ترتيب مندرجات ماده (2) مجبوريست.
فصل دوم
تجارت و اهليت تجارتي
ماده 4 ـ هر فرد كه سن هجده را تكميل و براي تصرفات حقوقي اش از حيث  شخصيت و نوع تجارت موانع قانوني موجود نباشد ميتواند تجارت نمايد.
ماده 5 ـ  اگر تجارت خانه بيك صغير انتقال يابد در صورتيكه  محكمه مربوطه تجارتي در ادامه تجارت از طرف ولي و يا وصي او فايده تصور كند ميتواند ولي و يا وصي را به ادامه آن اجازه بدهد اگر ولي و يا وصي داراي اهليت قانوني براي اجراي تجارت نباشد و يا از اجراي تجارت منع شده باشد به او اجازه داده نيمشود تا اين كه وصي يا ولي ديگري كه براي تجارت صالح باشد تعيين شود.
ماده 6 ـ حكم ماده (5) درباره ديگر فاقدين اهليت حقوقي هم مرعي است.
ماده 7 ـ تمام اشخاصيكه بموجب اصولنامه ترفيع وتقاعد مامورين، مامور موظف دولت شمرده ميشوند از تجارت مستقيم ممنوع ميباشد.
ماده 8 ـ  هر شخص اعم از افراد و شركت ها كه حايز اهليتتجارتي بوده بنام خود بيك و يا چند معامله تجارتي اشتغال ورزيده و اين شغل را پيشه معتاد قرار بدهد تاجر شمرده ميشود.
ماده 9 ـ  شخصيكه براي اشتغال به معاملات تجارتي  محلي را انتخاب و اقناع نموده ذريعه  متحد المال  وجرايد  و امثال آن به اهالي  اعلان نمايد اگر تجارت را براي خود پيشه معتاد هم اتخاذ نكند تاجر شمرده ميشود.
ماده 10ـ  شخصيكه تصادفا  يك معامله  تجارتي را اجرا نمايد داراي صفت تاجر شده نميتواند. ليكن معامله كه اجرا شده تابع احكام قانون تجارت است.
ماده 11 ـ دولت و بلديه ها ميتوانند تجارت كنند. ليكن داراي صفت تاجر شده نميتوانند مگر معاملات تجارتي ايشان تابع احكام اين قانون است.
ماده 12ـ اشخاصيكه تجارت ايشان  از سرمايه نقدي  زيادتر مستند بمساعي  بدنيه بوده و يا حاصل كار  و كسب شان آنقدر جزئي  باشد كه تنها مكفي  معيشت گردد چه سيار و چه در يك دكان  و يا در يك محل  معين بازار ثابت باشند تاجر كوچك شمرده مي شوند.
ماده 13ـ تاجرهاي كوچك به اتخاذ عنوان و داشتن دفاتر تجارتي و موضوعاتيكه نظر بقانون تجارت ثبت آن لازم است مجبور  نبوده و همچنان تحت قاعده افلاس نمي آيند.
تبصره:
تجار كوچك كساني شناخته ميشوند  كه در طبقات اصنافي شامل بوده وجوازنامة صنفي را داشته باشند.

فصل سوم
معاملات تجارتي
ماده 14ـ اشخاص تاجر يا غير تاجر  كه اموال منقول را بمقصد فروش و يا اجاره دادن بديگري خريداري مينمايد و آن امورا منقول را بحالت اصلي آن  و يا بشكل  ديگري تبديل نموده بفروشند و يا اجاره  بدهند اين فروش و اجاره از معاملات تجارت محسوب ميشود.
ماده 15 ـ اشخاص تاجر و غير تاجر  كه اموال منقوله را به ثبت اجاره دادن از كسي اجاره بگيرند، اجاره دادن چنين اموال منقوله از معاملات تجارتي محسوب ميشود.
ماده 16ـ اشخاص تاجر و يا غير تاجر كه  براي اجاره دادن بشخص ديگري مستخدم ميگيرند اجاره دادن عمل و كار مستخدمي كه باين نيت گرفته شده  باشد از معاملات تجارتي محسوب ميشود.
ماده 17ـ اگر صاحب  زمين و يا دهقان  محصولات ارضية خود  را و يا مالدار  محصولات  حيوانيه  خود را بفروشند از معاملات  عاديه است و همچنين اگر يك دهقان بر طبق صنعت زراعيه خود شكل محصولات ارضيه خود را بوسيلة يكدستگاه  تبديل كند و با يك صنعتكار  خودش و يا توسط استخدام عمله و يا استعمال ماشين آثار  صنعتي خود را توليد نموده بفروشد  و يا يك مولف اثر تاليف شدة خود را نشر نمايد و بفروشد. همة اين ها از امور عاديه محسوب ميشوند ليكن اگر كسي بمقصد  فروش و يا تبديل شكل محصولات زراعيه  و حيوانية خود  را موسسه را بطور  دايم باز كند كه داراي  اوصاف  يك موسسه  صناعتي تجارتي باشد معاملات اين موسسه از معاملات  تجارتي محسوب مي شود.
ماده 18ـ معاملات ذيل از معاملات تجارتي است:
1ـ تعهد تهية هر نوع اموال منقوله و بذمه گرفتن و قبول هر نوع اعمالات و انشاءآت.
2ـ تأسيس فابريكة  تدويردستگاه  مطبعه ـ عكاسي ـ نشريات و فروش كتب.
3ـ افتتاح تياتر،  سينما،  تماشاگاه ها و كشودن مقامات عموميه مانند هوتل  و سراي ها و طعام خانه ها و امثال آنها و دفاتر تهيه كارگران  و ليلام خانه ها.
4ـ  نقليات  مسافرين  و حيوانات  و اشياء  در خشكه ، انهار و هوا.
5ـ توزيع آب، گيس، برق و تاسيس  مخابراتي  تيلفوني .
ماده 19ـ معاملات ذيل بدون رعايت نيت طرفين  معامله تجارتي  محسوب مي شود.
1ـ كميسه كاري.
2ـ دلالي. 
3ـ معاملات برات و حجت (اعماز محرر بنام و محرر بحامل) و چك.
4ـ معاملات صرافي.
5ـ معاملات بانكهاي خصوصي و عمومي.
6ـ معاملات حساب جاري و مقاولات مربوط به آن.
7 ـ معاملات  راجع به سندات گروي و رسيدات كه در مقابل امواع موضوعه در گدامهاي عموميه تجارتي موجود شده باشد.
8ـ تشكيل شركت هاي تجارتي و خريد و فروش اسهام.
9 ـ عقد هر نوع بيمه در مقابل  مخاطرات خواه باجرت عقد شود و خواه با شرايط متقابله.
ماده 20ـ تمام معاملات يك تاجر تجارتي محسوب ميشود مگر اينكه  ثابت شود كه معامله عادي است.
ماده 21ـ  اگر عقدي تنها براي يكي از طرفين تجارتي باشد و در قانون تجارتي  بر خلاف آن صراحتي موجود باشد در بارة  تكاليفي كه از عقد مذكور براي  تمام عاقدين توليد شده باشد احكام قانون  تجارت تطبيق ميگردد.
ماده 22 ـ تكاليف  اشخاص تاجر  و غير تاجر  كه از معاملات  ديگر متولد  و يا معاملات متذكره اين فصل ماهيتا  قابل قياس باشد تابع احكام  قانون تجارت است.
ماده 23ـ تمام معاملاتيكه مرتبط به معاملات مذكورة اين فصل باشد از معاملات تجارتي محسوب است.

فصل چهارم
ثبت تجارت
ماده 24ـ يك دايره بنام ثبت تجارت در تحت نظارت محاكميكه مكلف بر حل و فصل دعاوي تجارتي  ميباشند موجود است.
ماده 25ـ دايره ثبت تجارتي تحت نظارت رئيس محكمة مربوطه بيك مامور  مسئول و مكلف محول ميشود.
ماده 26ـ  در صورت  تعدد محاكم  تجارتي در يك موضوع  دايره ثبت تجارتي  بامر مقام ذيصلاحيت  بيكي از محاكم مذكور مربوط ميگردد.
ماده 27 ـ  موضوعات و معاملاتيكه نظر بقانون تجارت و ساير قوانين لازم است به ثبت برسد راسا  يا باثر ابلاغ مقامات مربوطه و يا خواهش و مراجعت علاقمندان  ديگر ثبت و قيد ميگردد هر گونه تغييرات  كه در مسايل مذكور واقع شود مطابق  اصول ثبت و قيد ميشود.
ماده 28ـ  مطالبيكه تجار و شركت هاي تجارتي  به ثبت آن مكلف اند قرار ذيل است:
الف ـ اسم (شخص يا شركت)
ب ـ  ولديت.
ج ـ محل تولد و تاريخ آن.
د ـ تابعيت شخص  يا شركت
هـ ـ عنوان تجارت
و- موضوع تجارت
ز ـ نوع شركت و تاريخ تاسيس آن و همچنين مركز اصلي شركت.
ح ـ سرمايه شركت (تجار انفرادي ازين فقره مستثني است).
ط ـ اشخاصيكه در امور تجارت خانه يا شركت داراي صلاحيت امضاء اند.
ي ـ ساير خصوصياتيكه ثبت آن (اصولا) اجباري قرار داده شده باشد.
ماده 29ـ  طوريكه اشخاص علاقمند  خواهش ثبت و قيت را ميكنند بخواهش ورثه يا قايم مقام قانوني ايشان نيز ثبت بعمل مي آيد.
در صورتيكه صلاحيت خواهش قيد و ثبت باشخاص متعدد تعلق داشته باشد اگر مطابق خواهش  يكي از آنها معامله ثبت و قيد اجرا شود چنان محسوب مي شود كه از طرف همه خواهش شده است.
ماده 30ـ  طوريكه معاملات قيد و ثبت باثر مراجعه شخصي علاقمند ان و يا باثر مراجعه وكيل قانوني شان اجراء ميشود بهمان صورت باثر ارسال اوراق و اسناد رسميه كه رسما ترتيب شده و حاوي مطالبه ثبت باشد هم اجرا ميگردد.
ماده 31ـ  خواهش قثد و ثبت بايد در مدتيكه قانون مقرر نموده است بعمل آيد.
اگر در قانون يك مدت براي آن تصريح نشده باشد در ظرف يكماه بعد از تكميل وثايق اجراي آن لازم است. نسبت كسانيكه  مكلف به ثبت بوده  و خارج از محل ثبت اقامت دار ند نظر به بعد مسافه براي هر 12 ميل يك روز علاوه ميشود.
ماده 32- ثبتيكه قابل اعلان مي باشد تا زمانيكه كدام جريده مخصوصه براي اعلانات قانونيه تاسيس گردد در جرايد رسمي يا خصوصي كه در آن  محل موجود  باشد نشر ميگردد و اگر در آن محل  جريده رسمي يا غير رسمي  موجود نباشد در جريده كه در نزديك ترين محل نشر ميشود اعلان ميگردد به استثناي خصوصياتيكه اعلان آنها قانونا  بطور مختصر  مجاز است مراتب  ثبت كلمه به كلمه  درجه و نشر ميشود اگر تمام مندرجات  اعلانات  در يك روز  اكمال نگردد  آخرين تاريخ نشر  تاريخ تكميل اعلان شمرده ميشود.
بر تمام درخواست ها بيان نامه ها كه وثيقه ثبت را تشكيل ميدهد و جرايد يكه اعلان در آنها نشر گرديده نمره و تاريخ  دفتر ثبت تحرير و حفظ ميشود.
ماده 33 ـ  موضوعاتيكه  حل آن بحكم يك محكمه مربوط باشد يا مامورين ثبت راجع به ثبت قطعي آن متردد  باشند قرار خواهش  علاقمند بصورت موقتي  بدفتر ثبت قيد ميگردد. چنين موضوعات كه بصورت موقتي ثبت ميشود اگر در ظرف ششماه قطعيت آن باثر مراجعه علاقمندان باثبات رسيده نتواند  قيد موقتي از دفتر حذف ميشود. اكر قطيت آن اثبات شود قرار اصل اصول ثبت بصورت قطعي قيد ميشود.
ماده 34 ـ  اگر موضوعاتيكه در دفتر ثبت قيد شده باشد تماما يا قسمتا  از بين برود و رفع شود. مطالب قيد شده در اثر مراجعه تحريري علاقمندان آن كه مستند به وثايق لازمه باشد نظر بايجاب تماما و يا قسمتا از دفتر حذف ميگردد مطالبيكه ثبت و قيد آن قابل اعلان است حذف و ابطال آن نيز اعلان ميشود.
ماده 35 ـ راجع به اجراي ثبت و قيد و تعديل با حذف ثبت از طرف علاقه مندان به محكمه مربوطه دايره ثبت بر عليه اجرا آتي كه مامورين ثبت مينمايند اعتراض  شده ميتواند. اين اعتراض  از طرف محكمه مورد غور واقع و فيصله درباره آن داده ميشود. و اگر اجراآت مامور ثبت بر حقوق شخص ثالث  موثر باشد محكمه  اعتراض را بحضور  معترض و شخص ثالث بشكل يك دعوي اصولي تدقيق و در آن باره حكم صادر ميكند.
ماده 36ـ  هر شخص  ميتواند مندرجات  ثبت تجارت و تمام اوراق  محفوظ متعلق ثبت و قيد را مطالعه  و تدقيق  و صورت مصدق آنها را طلب و اخذ كند.
تبصره:
حق التصديق در همچه موارد  قرار ذيل  اخذ ميگردد:
الف ـ براي هر دفعه  مطالعه (يك افغاني)
ب ـ براي گرفتن سواد غير مصدق (پنج) افغاني
ج ـ براي گرفتن سواد با تصديق (بيست) افغاني
ماده 37ـ  كسانيكه مكلف به ثبت يك موضوع باشند و مكلفيت  خود را در ظرف  مدت معينه آن ايفاء نكند ضامن جبران خساره و ضرري  ميباشند كه ازين رهگذر  به شخص ديگري وارد شود علاوتا  باثر پيشنهاد  مامور ثبت  و حكم محكمه  كه دايره  ثبت به آن ربط دارد به جزاي نقدي نيز مجازات ميشوند. چنين اشخاص ميتوانند از فيصله محكمه به مرافعه و تميز مراجعه  نمايند و براي قبول مرافعه و تميز خواهي شرط است كه مبلغ محكوم به را يا در صندوق محكمه توذيع كند و يا در آن باره ضمانت بدهد.
ماده 38ـ  موضوعاتيكه در دايره ثبت تجارت ثبت و قيد گرديده باشد در مقابل اشخاص ثالث موثر است. ليكن موضوعاتيكه ثبت آن قانونا مقتضي است اگر ثبت  نشده باشد ولو  بصورت خصوصي اعلان  هم گرديده  باشد در مقابل  اشخاص ثالث موثر نميباشد مگر اينقدر است كه راجع به موضوعاتيكه  ثبت نگرديده باشد مكلف ميتواند در مقابل اشخاص ديگر در موضوع هاي قابل ثبت مطلع بودن آنها را ادعا و به ثبوت برساند.
ماده 39 ـ اشخاصيكه موضوعاترا با سؤ نيت، خلاف حقيقت ثبت بنمايند بجزاي نقدي و يا جزاي حبس محكوم ميگردند و يا هر دو جزا درباره ايشان يكجا تطبيق ميشود.
و براي مدتي از حق انتخاب بعضويت اطاقهاي تجارتي و صناعتي و معاملات در بروسه ها محروم ميگردند. حق طلب جبران خساره و ضرر اشخاصيكه به نسبت جرم مذكور متضرر گرديده اند محفوظ مي باشد و عند المراجعه متضرر محكمه ميتواند رسيدگي بنمايد.

فصل پنجم
عنوان تجارتي
ماده 40 ـ هر تاجر مجبور است تا اوراق و معاملات متعلقه تجارت خود را در تحت يك اسم معين كه عنوان تجارت تعبير ميشود  اجرا و امضا نمايند.
ماده 41ـ هر تاجر چه منفردا  و چه با شريك خصوصي كه اجراي تجارت مينمايد و همچنان تمام شركتهاي تجراتي مجبورند كه عنوان تجارت خود را در محليكه اجراي تجارت مينمايند و يا مركز آنها واقع است به دايره ثبت تجارت ثبت و اعلان نمايند.
ماده 42 ـ عنوان تجارت بايست  از اسم شخص تاجر و اسم فاميلي او مركبت بوده و شرط است از عناويني كه قبلا" ثبت گرديده است واضعا" متمايز باشد _ يك تاجر ميتواند بعنوان تجارت خود تزئيداتي را كه خواسته باشد بنمايد ولي نميتواند  چنان تزئيد اتي بكند كه راجع به هويت شخص  او يا در مورد وسعت ـ اهميت و يا وضعيت مالي تجارت تاجر مذكور  و يا درباره موجوديت يك شريك نزد اشخاص ثالث يك فكر غلط  و مغاير حقيقت را توليد نمايد.
ماده 43 ـ  عنوان شركت (تضامني) عبارت است از  اسماي تمام شركاء و يا اقلا از اسم يكي از شركاء با كلمه تضامني.
عنوان شركت هاي تضامني مختلفط (كومانديت) خواه عادي و خواه سرمايه آن منقسم باسهام باشد به ترتيبيكه در ماده(42) ذكر گرديده  اقلا از اسم يكي از شركائي كه مسئوليت  او غير محدود  باشد با كلمه  تضامني مختلط  تشكيل مي يابد. عنوان شركت هاي سهامي عبارت است از موضوع شركت باضافه كلمه سهامي در شركت هاي سهامي اسماي شركاء و يا اشخاص ديگر بعنوان شركت داخل شده نميتواند
ماده 44 ـ  در صورتيكه يك تاجر عنوان تجارت خود را  اصولا در يك محل ثبت كرده باشد تاجر ديگر  ولو داراي اسمي باشد كه همين عنوان را تشكيل ميدهد تا وقتيكه تزئيداتي به منظور  تغير اين اسم از عنوان ثبت شده ما قبل نكند در همان محل نميتواند  كه همان اسم را بحيث عنوان تجارت اتخاذ  و يا جهت اجراي يك مقصد تجارتي استعمال نمايد. همچنان اگر يك تاجر و يا شركت تجارتي بخواهد  غير از محليكه  عنوان تجارت خود را در آن ثبت كرده در كدام محل ديگر يك شعبه افتتاح  نمايد در صورتيكه كدام تاجر و يا شركت تجارتي تحت همان عنوان در همان محل ثبت شده باشد موسس شعبه جديد مجبور است در عنوان تجارت شعبه خود چنان تزئيد بنمايد كه از عنوان ثبت شده ما قبل همان محل واضحا تفريق شود.
ماده 45ـ  طوريكه تمليك عنوان تجارت با تفكيك آن از تجارت خانه جايز نيست همچنان در تمليك  يك تجارت خانه اگر عنوان تجارت صراحتا و يا ضمنا  داخل شود عنوان تجارت تمليك نميگردد.
ماده 46 ـ شخصيكه عنوان را با يك تجارت خانه يكجا تمليك مي كند طوريكه از تعهدات شخص تمليك دهنده كه در تحت همان عنوان اجرا كرده مسئول است.
همچنان بر تمام حقوقيكه از تجارت آن وارد ميشود مالك  ميگردد مقاولاتي  كه خلاف اين اساس ميباشد بشرط اين كه بدايره ثبت تجارت ثبت گردد و يا رسما  بعلاقه مندان اطلاع داده شود معتبر  است مسئوليت  متذكره اين ماده بعد از پنج سال  سر از تاريخ تمليك ساقط ميشود.
ماده 47 ـ شخصيكه يك تجارت خانه را بدون عنوان تجارت تمليك ميكند اگر در حين  تمليك به اساس عقد مقاوله مسئوليت تعهدات تمليك كننده را بذمه نگرفته و آن را به ثبت نرسانيده باشد از تعهدات شخص تمليك دهنده مسئول نيست.
ماده 48ـ شخصيكه يك عنوان تجارت را بر طبق ماده (46) تملك ميكند مجبور است به آن عنوان عياره ئيرا كه مشعر بر صفت  خلفيت باشد ضم كند اگر بر خلاف اين حكم رفتار شود شخص تمليك دهنده كه باستعمال عنوان تجارت  از طرف شخص تملك كننده موافقت نموده باشد از تعهداتي كه تملك كننده در تحت همان عنوان اجراء  ميكند مسئول است مشروط باينكه باساس مراجعه دائنين به نسبت تعهدات شخص تملك كننده  از طرف دايره (اجرائيه محكمه) تحصيل طلبات بعمل نيامده باشد.
ماده 49 ـ  در صورت وفات يك شريك كه اسم او در عنوان شركت داخل باشد اگر وارثين قايمقام  ادامه شركت  را قبول كنند تغيير عنوان شركت لازم نميشود درصورت عدم شمول ورثه در شركت نيز بشرط اينكه موافقه تحريري ايشان حاصل شود عين عنوان شركت حفظ ميگردد.
و همچنان در صورت خروج يك شريك از شركت اگر تحريرا از او موافقه گرفته نشود ابقاي اسم او در عنوان شركت جائز نيست.
ماده 50 ـ  در صورتيكه عنوان تجارت تبديل شود احكام ماده (41) تطبيق ميشود.
ماده 51 ـ كسانيكه قصدا بر امتعه  اشياء ـ دوسيه ها ـ پاكت ها ـ  مكاتيب ـ وسايل اوراق تجاريه ـ  بسته هاي تجارتي و بارهاي تجارتي  ـ بغير حق عنوان تجارتي ديگري را وضع و يا امتعه را كه عنوان تجارت غير بر آن وضع شده باشد دانسته مي فروشند و يا براي فروش عرضه ميكنند بشرطيكه در حكم ماده (54) خللي وارد  نشود بجزاي نقدي يا به حبس و يا به هر دو مجازات ميگردند.
تعقيب جرائم متذكره اين ماده بدعواي شخصي مربوط  ميباشد. بعد از اقامه دعوا مدعي ميتواند از دعوا ابراء نمايد. ابراء  از دعوي شخصي دعواي حقوق  عمومي را هم ساقط ميكند.
ماده 52ـ از متخلفين مواد (40 ـ 41 ـ 42 ـ و فقره اخير ماده 43) و احكام ماده (45) جزاي نقدي گرفته ميشود.
ماده 53 ـ تمام محاكم ـ مامورين اطاقهاي تجارت و صنايع ـ مامورين دائره ثبت و مقامات ذيعلاقه ديگر اگر در اثناي وظيفه آگاه شوند كه يك عنوان تجارت ثبت نشده و استعمال آن مخالف  مواد (40 ـ 41 ـ 42 ـ 43) واقع شده است مجبورند  كيفيت را بمقامات مربوطه اخبار نمايند.
ماده 54 ـ بهر صورتيكه يك عنوان تجارت برخلاف احكام مندرجه اين فصل استعمال شده باشد علاقه مندان ميتوانند  منع استعمال  و در صورتيكه ثبت شده باشد ابطال آنرا  تقاضا كنند علاوه بر اين از استعمال  مذكور خواه  عمدي و خواه  در اثر سهو باشد  اشخاص متضرر  ميتوانند  جبران  خساره خود را  دعوي كنند محكمه ميتواند  عند الاقتضاء بعد از استشاره  از اهل خبرت  احوال و كيفيات  حادثه را  تدقيق نموده درباره وجود و مقدار خساره نظر به قناعت خود  حكمي صادر  كند علاوه  برين در صورتيكه شخص متضرر خواهش كند و متحمل مصارف آن نيز شود به نشر حكم نيز قرار داده ميتواند.

فصل ششم
رقابت غير قانوني
ماده 55 ـ اگر در علائم و اسمائيكه يك تاجر  استعمال كند  با علائم و اسمائيكه تاجر ديگر بطور مستحق استعمال مينمايد اشتباه واقع شود استعمال  چنين اسم و علامت  براي تاجر اول الذكر ممنوع است. شخصيكه مخالف اين حكم عمل ميكند  ولو هيچ گونه قصور نداشته باشد باز هم محكمه ميتواند بر حسب درخواست  شخص علاقمند امر رفع التباس را صادر كند.
ماده 56 ـ هر گونه حيله و دسيسه در امور تجارتي ممنوع ميباشد.
ماده 57 ـ يك تاجر  به قصد اجراي رقابت نميتواند  بچنان نشريات  مخالف  حقيقت  به پردازد كه به منفعت يا تجارت ديگري ضرر وارد كند.
ماده 58 ـ يك تاجر از اشاعات مغاير حقيقت راجع به منشاء و يا اوصاف امتعه و يا اهميت تجارت خود به مقصود جلب مشتريان تاجر ديگري كه امتعه  هم جنس را مي فروشد  و همچنان از اعلان تصديق نامه و مكافاتي كه حايز آن نبوده باشد و از استعمال  حيل و دسايس بمقصد مذكور  ممنوع است.
ماده 59 ـ هيج يك تاجر نيمتواند مامورين و مستخدمين تاجر و يا فابريكه ديگري را بمقصد اطلاع از مشتريان و جلب آنها بخود تطميع نمايد.
ماده 60 ـ تاجر نميتواند به هيچ شخصي خلاف حقيقت شهادتنامه يا تصديق حسن خدمت بمنظور اغفال تاجر ديگر بدهد.
ماده 61 ـ تاجريكه مخالف احكام مواد فوق رفتار كند بجبران خساره اشخاص متضرر مجبور است.
ماده 62 ـ  يك نماينده اطلاعاتي تجارتي كه قصدا و يا در نتيجه يك غفلت سنيگيني درباره اخلاق يا اقتدار مالي يك تاجر معلومات خلاف حقيقت بدهد مسئول جبران خساره مادي و معنوي است كه ازين رهگذر بتاجر مذكور عايد  شود اظهار نماينده مذكور  در تصيح آن معلومات مستلزم برائت او شده نميتواند محكمه ميتواند در عين زمان با فيصله ئيكه درباره جبران خساره مينمايد امر كند كه مسئله مذكور بمصارف خود نماينده بيك جريده يا جرايد متعدد نشر هم شود.
ماده 63 ـ تاجريكه مرتكب افعال مندرجه اين فصل ميشود  اگر با سوء نيت حركت كرده باشد علاوه براينكه بجبران خساره محكوم ميگردد بجزاي نقدي و حبس نيز مجازات ميشود.
ماده 64 ـ شخصيكه به جزاء يا جبران خساره محكوم ميشود اگر فعلي را كه موجب جزاء يا جبران خساره شده است مكررا مرتكب شود جزاي او دو چند شده ميتواند. دعواي  جزا تنها  بوسيله شكايت شخص ذيعلاقه با اطاق تجارت محل ـ اقامه ميشود ابرا مدعي شخصي از دعوي حقوق عموميه را ساقط ميسازد.

فصل هفتم
دفاتر تجارتي
ماده 65 ـ هر تاجر مجبور است سه دفتر يعني دفتر دارائي دفتر كل و دفتر يوميه داشته باشد. علاوه برين مجبور است مينوت تمام مكاتيب و تلگرامات صادره و اصل تمام تلگرامات و مكاتيب وارده را با اوراق تاديات بصورت منظم حفظ نمايد.
ماده 66 ـ هر تاجر بر حسب لزوم و احتياج معاملات تجاريه خود ميتواند  علاوه بر دفاتر  متذكره فوق دفاتر ديگري هم ترتيب كند. ليكن اين دفاتر  تابع شرايطي كه در مواد آتيه مذكور است نميباشد.
ماده 67 ـ تاجر مكلف نيست خودش دفاتر تجاريه خود را ترتيب كند ميتواند براي اينكار اشخاص ديگري را استخدام نمايد. ليكن قيود مطالبي كه از طرف مستخدم مذكور درين دفاتر درج و تحرير ميشود  در حكم قيود و مطالبي است كه خود تاجر شخصا آنرا درج و تحرير نموده باشد.
ماده 68 ـ دفاتريكه بر طبق ماده (65) ترتيب آن لازمي است بايد قبل از استعمال بصورت مجلد از طرف مالكين آن شخصا و يا بالواسطه به دايره ثبت كه در محل همان تجارت خانه واقع است براي مهر و نشان تقديم گردد ـ دايره ثبت بهر صفحه  دفاتر برنگ ثابت نمره مسلسل را وضع و بمهر رسمي ممهور و در اول و آخر  كتاب تعداد اوراق را قيد نموده بعد از نوشتن تاريخ در پهلوي مهرهاي صفحه  اول و آخر تصديقا امضا نيز ميكند.
ماده 69 ـ در دفتر دارائي امور ذيل درج ميشود:
1 ـ نقوديكه تاجر در روز آغاز با قيمت هاي تخيمني هر نوع اموال منقول و غير منقول  كه به تجارت  خود تخصيص ميدهد  و قيمت هاي اسهام و اسناد قرضه كه نشر ميدارد به اعتبار قيمت جاريه آنها كه در تاريخ مذكور خريد و فروش ميشود و تمام طلباتيكه  قابل تحصيل شمرده ميشود خواه از روي اسناد باشد و يا غير آن.
2ـ تمام ديوني كه از تعهدات و ذرايع ديگر بدست مي آيد.
3ـ پس از تعيين دارائي خالص كه عبارت از مقدار  دارائي بعد از وضع ديون مي باشد تاجر مجبور است در آخر هر سال حسابي يك بيلانس را كه حاوي مقدار ديون و دارائي مخصوص تجارت او باشد ترتيب و درين دفتر درج نمايد.
بيلانس اقلا در سال يكبار  بايد ترتيب شود.
ماده 70 ـ در آغاز تجارت بعد از ينكه سرمايه اصليه تاجر كه بموجب ماده (69)  تعيين مييابد در دفتر يوميه قيد گرديد. تمام معاملات كلي و جزئي  داير بداد و ستد چه متعلق معاملات تجاريه باشد و چه بمعاملات عاديه جدا جدا روزمره  بترتيب تاريخ معامله  و همچنان مصارف شخصيه او قيد و درج ميشود.
ماده 71 ـ تمام مراسلات صادره تجاريه داراي اصل و مينوت خواهد بود و همه مكاتيب و تلگرامهاي صادره و وارده باصول انديكاتر اجمالا قيد و ثبت خواهد شد.
ماده 72 ـ تصويبات  شركتها در كتاب تصويباتيكه از طرف مجمع عمومي و هيئت مديره در اثر مذاكره اتخاذ ميشود با اسماي اعضائيكه در مذاكره حاضر بوده اند و تاريخ اجتماع و معلومات  ديگري كه موجب اطلاع كامل از جريان مذاكره و اخذ آراء شده  بتواند قيد و درج گرديده در ذيل  اين تصويبات اشخاصيكه در شركت ماذون بامضاء ميباشند امضاء ميكنند.
ماده 73 ـ تجار يا اخلاف ايشان كه معاملات تجاريه ايشان را ادامه ميدهند مجبور اند دفاتري را كه نداشتن آن مكلف قرار داده شده اند (سر از تاريخ قيد آخرين كه در دفاتر مذكور ميشود) و تلگرامات  و مكاتيب  را از تاريخ خود آنها تا مدت پانزده سال محافظه نمايند.
ماده 74 ـ دفاتر  و مكاتيب تجاريه در مسايل مربوطه به وراثت ـ شركت يا افلاس در حال تسليم چه از جانب محكمه و چه از جانب علاقه مندان تمام جهات و اقسام آن تدقيق شده ميتواند.
ماده 75 ـ در اثناي  جريان دعاوي در موارد متنازع فيها  محكمه ميتواند  بر حسب تشخيص خود يا برحسب خواهش يكي از طرفين به ارائه دفاتر و اوراق تجاريه امر بدهد. 
ماده 76 ـ  اگر در نقل و ارائه دفاتر و مكاتيب تجاريه كه حكم ارائه آن داده شده باشد بعلت بودن آن در حوزه قضاء محكمه ديگر غير از محكمه كه دعوي در آن دائر است مشكلاتي باشد محكمه اول الذكر  رسما سواد مصدقه قسمت هاي لازم را از محكمه مربوطه خواسته ميتواند.
ماده 77 ـ  مسئوليتي كه از عدم دارائي  دفاتر ضروريه تجاريه و عدم ترتيب قانوني آن توليد ميشود راسا بخود صاحب تجارت خانه عائد است و تاجر نميتواند اين قصور را بدوش ديگري افگنده  خود را از مسئوليت بري سازد.
ماده 78 ـ اگر دفاتر  ضروريه تجاريه در اثر واقعاتي مانند حريق و آفات ديگري در ظرف مدتيكه محافظت آن مجبوري است ضايع شود لازم است كيفيت ضياع  در ظرف يكماه  از طرف تاجر  و يا وكيل او به محكمه مربوطه اخبار گردد. اگر محكمه  درباره صحت ضياع بعد از تحقيق  قناعت حاصل كند به شخص مراجعت كننده تصديق لازمه را اعطا خواهد نمود.
ماده 79 ـ در اختلافاتيكه  بين تجار راجع بمعامله تجارتي  پيدا ميشود  دفاتر قانوني تجارتي  را ميتوان  در دايره شرايطيكه  در مواد (80 و 84)  تعيين شده  است بحيث وسايل  ثبوت قبول  نمود.
ماده 80ـ  مندرجات دفاترقانوني تجارتي  خواه باحكام قانون مطابق باشد خواه نباشد عليه صاحب  آن و يا خلف آن  و ياخلف اخير الذكر دليل شده مي تواند مندرجاتي كه بر له تاجر باشد در صورتيكه دفاتر تجاريه مطابق قانون ترتيب شده باشد معتبر ميباشد.
ماده 81 ـ  اگر مندرجات دفتر تاجري مطابق اصول  بوده مخالف مندرجات  دفتر يا اسناد تاجر ديگري  باشد غير حقيقي بودن هر يكي از آن به وثايق و دلايل معتبره با ثبات برسد قوه اثباتيه دفتر و اسناد ساقط ميگردد.
ماده82 ـ  اگر دفتر يكي از طرفين قانونا  منظم بوده  دفتر طرف مقابل باصول موافق نباشد و يا هيج دفتر نداشته باشد و يا نخواهد  دفتر خود را ارائه دهد مندرجات دفتر تاجر اول الذكر عليه طرف مقابل دليل شده ميتواند ليكن اگر طرف  مقابل ضد مندرجاتي را كه بر عليه او استاد شده  يا وثايق معتبره  اثبات نموده بتواند مندرجات  مستنده قوه اثباتيه خود را مي بازد.
ماده 83 ـ اگر يكي از طرفين  مندرجات دفاتر تجار يه خصم را در حضور محكمه قبول كند در صورتيكه  خصم از ارائه دفتر  تجاريه خود امتناع ورزد محكمه ميتواند  در حق طرفيكه طالب ارائه  است بقناعت خود فيصله بدهد.
ماده 84 ـ زمانيكه محكمه مندرجات دفتر تجاريه را موافق اصول ديده بر له صاحب آن دليل بگيرد  ميتواند  بجهت اكمال قناعت وجداني راجع بصحت مدرجات مذكوره و واجب الادا بودن حق مدعي بر ذمه مدعي عليه يك تحقيقات ضمني مزيد را اجرا و بعد از حصول قناعت فيصله  لازمه را بدهد. تحقيقات ضمني محكمه به هيچوجه نبايد بيش از 15 روز طول بكشد.

فصل هشتم
نماينده گان تجار
ماده 85 ـ  كسيكه در محل اجراي  تجارت يك تاجر و يا در يك محل ديگر  مربوط بامور تجاري او از طرف تاجر بكار تجارت مكلف باشد نماينده تاجر گفته ميشود.
ماده 86 ـ  تاجر تنها در حدود دايره اجازه كه به نماينده خود داده باشد از معاملات و عقد مقاولات نماينده خويش مسئول ميباشد و اگر نماينده مذكور را تجار متعدد استخدام نموده باشند هر يك بنوبه خود مسئول ميباشند و اگر نماينده  از جانب  شركت تجاريه گماشته شده باشد مسئوليت شركاء نظر به نوعيت شركت  تعيين ميشود.
ماده 87 ـ حق نمايندگي كه بيك نماينده داده ميشود يا صريح ميباشد و يا ضمني ورقه كه متضمن نماينده گي صريح باشد در دايره ثبت محلي كه در آن جا نماينده  اجراي تجارت مينمايد ثبت و اعلان ميشود و در صورت عدم اجراي اين مراسم احكام ماده(88) تطبيق ميگردد.
ماده 88 ـ حق نمايندگي كه بيك نماينده ضمناً داده شده باشد در مقابل اشخاص ثالث غير حدود دانسته ميشود و به نسبت هر نوع تجارتي كه داده شده باشد تمام معاملاتي را كه در ضمن آن تجارت اجرا ميشود  در بر ميگيرد اگر  نماينده با اشخاص ثالث اجراي معاملات نموده باشد و تاجر اثبات نموده نتواند كه اشخاص ثالث  از محدوديت حق نمايندگي او در زمان اجراي معامله اطلاع داشتند ادعاي تاجر در باب ـ محدوديت نمايندگي نماينده مذكور  بمقابل اشخاص  ثالث معتبر نيست.
ماده 89 ـ  اگر نماينده دايماً بنام آمر خود يعني صاحب تجارتخانه اجراي معامله ميكند  بايد در اثناي امضاء نمودن  در پهلوي اسم و شهرت خود اسم تاجر و شهرت او يا عنوان شركت را بنويسد و كلمه (وكالتا)  و يا معادل آن كلمه ديگري را علاوه كند. در حاليكه احكام اين فقره  را ايفاء نكند  نماينده از معاملاتيكه اجرا نموده شخصا  مسئول ميشود و ليكن اگر اشخاص ديگر راجع به تجارتي كه باو سپرده شده است معامله بكنند ميتوانند عند الموقع  بر عليه آمر نيز دعوي نمايند.
ماده 90 ـ شخصيكه بدون داشتن حق نمايندگي  بصفت نماينده  يك تاجر اجراي معامله كند  و تاجر معامله او را تصديق ننمايد مجبور به جبران خساره ميباشد كه ازين رهگذر  بشخص ثالث صاحب حسن نيت وارد شود.
ماده 91 ـ  نماينده بدون موافقه صريح آمر خود نميتواند به حساب خود يا ديگر شخصا و يا بالاشتراك  هيچيك معامله تجاريه  را اجراء كند. نماينده كه مخالف اين حكم رفتار ميكند اگر ضرري از معاملات او توليد شود  مجبور به جبران خساره  ميباشد و در صورت منفعت تاجر  ميتواند منافع معاملات  او را تملك كند.
ماده 92 ـ سلب و يا تحديد حق  نمايندگي صريح ـ تابع ثبت و اعلان است.
ماده 93 ـ نماينده راجع به معاملات تجاريه كه باو مفوض  ميباشد مانند قروض و غيره ميتواند بنام آمر خود در محكمه   اقامه دعوي كند و همچنان اقامه  دعوي بر عليه نماينده نيز جائز است.
ماده 94 ـ احكام اين فصل بر نماينده گان تجارتخانه ها و شركتهاي خارج كه در داخل مملكت افغانستان بنام و حساب آنها اجراي معامله كنند نيز قابل تطبيق است.

فصل نهم
نمايندگان سيار تجارتي
ماده 95 ـ مستخدمي كه براي اجراي معاملات تجارتي يك تاجر  به توسط مكتوب يا اعلان يا متحد المال  يا وثايق ديگر ي مثل آن از طرف تاجر  مجاز گرديده  بمحل ديگر  اعزام ميگردند نمايندگان سيار تجارتي  گفته ميشوند و آمرين شان از نتايجيكه  در داير ماذونيت ايشان از معاملات تجاريه متولد ميشود مسئول ميباشند.
ماده 96 ـ  احكام ماده (89) به نمايندگان سيار تجارتي نيز تطبيق ميشود. ليكن زمانيكه اين نمايندگان معاملاتي را اجرا كرده اند بخواهند  امضاء كنند نمي توانند كلمه وكالتاً  يا معادل  آنرا استعمال  نمايند بلكه  مجبور اند فقط اسماي آمرين خود را درج كنند.
ماده 97 ـ نمايندگان سيار تجارتي طوريكه اجازه ندارند بدل اموالي را كه شخصا تسليم نه نموده اند قبض كنند همچنان نمي توانند قيمت را تاجيل و يا مبلغ آنرا تنزيل بدهند ولي ميتواند پيشنهاداتي را كه بنام آمرين شان واقع شده باشد بنام ايشان قبولي و تدابيري را كه براي حفظ منافع آمرين شان باشد اتخاذ كنند.

فصل دهم
مامورين فروش
ماده 98 ـ اشخاصيكه در تجارتخانه ها مجاز بفروش اموال عمده و پرچون باشد مامورين فروش ناميده ميشوند. مامورين فروش حق دارند قيمت اموالي را كه در داخل شعبه فروش ميفروشند مطالبه و اخذ نمايند در صورتيكه صلاحيت اخذ  قيمت به (كسه) داده نشده باشد مامورين فروش تا تصديقنامه و اجازه رسمي به امضاي آمرين  و صاحبان تجارتخانه نداشته باشند نميتوانند  در خارج  تجارتخانه مطالبه و يا اخذ قيمت اموال را بنمايند.

فصل يازدهم
دلالي
ماده 99 ـ  اشخاصيكه بالمقاوله اجير خاص هيچ يك از طرفين نبوده و در عقد مقاولات مروجه تجارتي فقط بالمقابل اجرت بين عاقدين  وساطت و باين صورت تسهيل عقد معاملات تجاريه را براي خود پيشه اتخاذ نمايد دلال ناميده ميشود دلالها داراي حقوق مندرجه اين فصل و تكاليف آن ميباشد.
ماده 100 ـ بجز در صورتيكه عاقدين از ترتيب سته صرف نظر كنند و يا نظر به جنس امتعه بنا بر عرف محلي لزوم ترتيب آن محسوس نشود دلال مجبور  است كه بعد از اجراي معامله بدون معطلي سته هاي  سند) را حاوي اسامي  و شهرت كامله عاقدين موضوع و شرايط مقاوله نوع و مقدار قيمت و زمان تسليم امتعه موضوع  مقاوله را بامضاء خود بطرفين  اعطا كند.
ماده 101ـ  درباره معاملاتيكه اجراي آن فورا مشروط نباشد بايد سته به امضاء طرفين عاقدين رسانيده شده وسته امضاء شده يكي از طرفين بطرف مقابل اعطاء شود در حاليكه يكي از طرفين از قبول و يا امضاي سته  استنكاف  ورزد دلال فورا بطرف مقابل واقعه را ابلاغ خواهد نمود.
ماده 102ـ دلال درباره صحت امضاي طرفين كه در اوراق  معامله كه توسط او واقع  شده و همچنان از صحت امضاي ظهر نويس  اخير كه در هر نوع سندات محرر بامر باشد مسئول است.
ماده 103 ـ  دلالي كه معامله بواسطه او اجرا ميشود اگر سته را طوري ترتيب كند كه معرفي يكطرف به طرف مقابل به آتيه موقوف گذاشته شده باشد درين صورت اگر طرف مقابل سته را قبول كند و بعدا طرف معلوم گرديد و اعتراضات جديد هم واقع نشده باشد طرفي كه سته را قبول نموده است بعقد واقعي يابند ميگردد مدتيكه براي معلوم شدن طرف مجهول لازم است از روي عرف محلي و اگر چنين عرف وجود نداشته باشد مطابق ايجاب حال تعيين ميگردد.
اگر طرف مجهول در مدت معينه معلوم نشود و يا معلوم شود بر عليه او اعتراضات جديد بعمل آيد طرفي كه سته را قبول نموده است حق دارد اجراي معامله را از شخص دلال طلب و بر عليه او دعوي كند. معهذا  اگر در اثر مراجعه دلال  فورا از حق مذكور در اجراي معامله استفاده نميكند بعد از آن دعوي او مسموع نيست. در صورتيكه دلال  آن معامله را بالذات  خودش ايفاء نموده باشد حقوقيكه از رهگذر عقد معامله عايد بطرف ديگر است بخودش منتقل ميشود.
ماده 104 ـ  دلال مجبور است نمونه  هر يك از امتعه را كه مطابق نمونه ذريعه او فروخته ميشود تا وقتي نزد خود محافظه نمايد كه معامله ختم گردد.
اگر طرفين از محافظت نمونه صراحتا صرف نظر كنند و يا نظر به جنس امتعه  بنابر عرف محلي لزوم حس نشود دلال ميتواند  از محافظه نمونه مودوعه  صرف نظركند  دلال براي اينكه بالاخره  اتمام حجت نموده بتواند بايد نمونه مورد معامله  را نشاني نمايد.
ماده 105 ـ  دلال براي قبول قيمت و يا جنس كه در مقاوله تصريح شده است صلاحيت ندارد.
ماده 106 ـ دلال مكلف است مانند يك تاجر مدبر و راستكار حركت نمايد.
نسبت به خساراتيكه از غفلت او نشئت كند نزد هر يكي از طرفين مسئول ميباشد.
ماده 107 ـ  طرفداري دلال از يك جانب باندازه كه مخل بيطرفي شود و يا انتفاع  از جانب ديگر با سوء نيت حق مطالبه اجرت و مصارف دلالي را ساقط ميسازد.
ماده 108 ـ  دلال متعاقب انعقاد معامله و يا اگر  عقد مقيد بر كدام شرط  بوده و متعاقب تحقق شرط سته آن معامله راتسليم نموده باشد حق طلب اجرت خود را دارد.  اين حق او از روز عقد معامله تا يكسال اعتبار دارد اگر معامله منعقد نشود و يا شرط  معلقه تحقق نه نمايد دلال نمي تواند از تشبثاتي كه در آن باره نموده است اجرت طلب  كند.
ماده 109ـ اندازه اجرت دلالي از روي مقاولات و مقررات  ودر صورت عدم آن نظر بعرف محلي تعيين ميگردد.
ماده 110ـ اگر تاديه مصارف معقول از طرف دلال مشروط  به نتيجه معامله نباشد  دلال حق مطالبه آنرا دارد.
ماده 111 ـ  اگر طرفين  راجع باجرت مقاوله ننموده باشند و بر طرفين مقررات هم معين نباشد كه اجرت را كدام يك متحمل شود از روي عرف محلي فيصله مي شود در صورت فقدان چنين عرف لازم است طرفين بطور  مناصفه  به پردازند.
ماده 112 ـ  دلال مجبور است معاملاتيرا كه بوساطت  او اجرا ميشود هر روزه بترتيب  تاريخ و هدايت ماده (100)  درج روزنامچه كند هر معامله  كه درج ميگردد هر روزه از طرف دلال امضاء مي شود. احكام مواديكه راجع بطرز درج كردن و محافظه روزنامچه تجاريه است درباره روزنامچه دلال نيز جاري است راجع بمعامله كه دلال در آن توسط نموده باشد مجبور است  هر وقت كه طرفين تقاضا كنند نقل روزنامچه  خود را كه حاوي معامله مذكوره باشد بامضاي خود بايشان بدهد.
ماده 113ـ محكمه براي اثبات  خصوصيات دعوي ميتواند نقل يا اصل سته و اوراق مثبته ديگر و روزنامچه دلال را مطالبه كند.
ماده 114ـ  دلاليكه  راجع به طرز درج و محافظه روزنامچه خود مخالف احكام قانون حركت كند به جزاي نقدي محكوم ميشود.
ماده 115 ـ درباره اشخاصيكه بين تجار كوچك دلالي ميكنند احكام عايد بسته و روزنامچه كه درين فصل مذكور است تطبيق نميشود.


باب دوم:
شركتهاي تجارتي

فصل اول
احكام عمومي
ماده 116 ـ شركت هاي تجارتي عبارت از اشتراك اشخاص است كه به مقصد اجراي معاملات تجاريه در موضوع واحد يا متعدد به وجود مي آيد.
ماده 117 ـ شركت هاي تجارتي به انواع ذيل است:
الف ـ  شركت تضامني (كولكتيف)
ب ـ شركت تضامني (كومانديت)
ج ـ شرك محدود المسئوليت (ليميتد)
د ـ شركت سهامي (انونيم)
هـ ـ شركت تعاوني (كوپراتيف)
ماده 118 ـ شركتهاي تجارتي داراي شخصيت حقوقيه ميباشند. بنابرين ميتوانند در تحت عناوين خود به عقد مقاولات  و اجراي معاملات پرداخته  صفت داين و مديون را اكتساب نمايند و نيز ميتوانند  باين صفت در  محاكم اثبات وجود كنند و اموال منقول و غير منقول را تصرف نمايند.
ماده 119ـ مواديكه در شركتهاي تجارتي سرمايه  شناخته ميشود قرار ذيل است:
الف ـ اموال منقول مادي مانند نفوذ اشياء حيوانات.
ب ـ اموال منقول غير مادي از قبيل امتياز ـ حق اختراع ـ اجازه نامه هاي مارك(تجارتي ـ صنعتي).
ج ـ هر گونه اموال غير منقول
د ـ منافع و حق استعمال اموال غير منقول و منقول
هـ ـ  سعي و عمل
و ـ اعتبار تجارتي
زـ تجارت خانه
ماده 120ـ تاسيسات حق كرايه اسم و عنوان ـ حق اختراع ـ مارك تجارتي و غيره از قبيل  رسم و مودل هائيكه براي اجراي صنعت  تجارتي خدمت مي كند از عناصر تجارت خانه محسوب است.
ماده 121ـ هر شريك بموجب تعهديكه راجع بتاديه سرمايه بشركت نموده در مقابل شركت مديون و مسئول است لذا شريكي كه سرمايه متعهدة خود را بشركت در موعد معينه  نه پردازد مسئول جبران ضرر و جبران خساره ايست كه ازين رهگذر  بشركت عايد ميگردد.
ماده 122ـ سرمايه كه در اداي آن تاخير واقع شده اگر از قبيل سرمايه نقدي باشد بر علاوه جبران خساره عايده كه در ماده 121 ذكر شده از روز لازم التاديه  بودن آن تاجر به تاديه تكت پولي قانوني مجبور است.
ماده 123 ـ اگر شريكي عوض سرمايه كه بشركت تعهد كرده است طلباتي را كه بالاي اشخاص دارد بشركت حواله نمايد تا تحصيل  طلبات از طرف شركت  بري الذمه  شده نمي تواند. اگر طلبات مذكور موجل  باشد در حاليكه بر خلاف  آن مقاوله  موجود نباشد پس از بسر رسيدن موعد و اگر معجل باشد از تاريخ تاسيس شركت الي  مدت يكماه بايد  تحصيل شود اگر در ظرف يكماه تحصيل نميگردد هر قدر روزيكه  اضافه از آن بگذرد  مجبور به تاديه تكت پولي است اگر يك قسمت طلبات تحصيل شده  باشد راجع به قسمت متباقي  همين حكم مدار  اعتبار است.
ماده 124 ـ قيمت اشيائيكه به صورت سرمايه آورده مي شود در مقاوله بايد تعين شود اگر تعيين نشده باشد قيمتي كه در روز دادن اشياء در بازار يا بورس جاري است معتبر خواهد بود و در صورتيكه اشيادر بورس و بازار قيمت جاريه نداشته باشد قيمتي كه از طرف اهل خبره تعيين ميگردد نزد جانبين معتبر شمرده ميشود.
ماده 125 ـ ملكيت امواليكه به صورت سرمايه آورده مي شود اگر خلاف آن در مقاوله حكمي موجود نباشد عايد بشركت است.
ماده 126 ـ راجع به ادعاي جبران ضرر و خساره تكت پولي كه در مواد (121 ـ 122 ـ 123) بيان شده اطلاع قبلي بجانب مقابل ضروري نيست اين مدعيات مانع حق فسخ شركاء كه در ماده (175) مقرر شده نمي باشد.
ماده 127 ـ هر شريك موظف است كه در اثناي  رسيدگي بامور شركت مثل امور شخصي خود با نهايت حسن نيت و دقت و بصيرت رفتار نمايد.
ماده 128 ـ  هيچ يكي از شركاء به نسبت كار خود از شركت حق طلب اجرت را ندارد. ولي اگر در مقاوله اخذ اجرت مقرر شده باشد مانعي نخواهد داشت كه اجرت  بگيرد.
ماده 129 ـ هر شريك مسئول و ضامن ضرري است كه بحيله ـ خدعه ـ و تجاوز از صلاحيت و يا اهمال وظيفه خويش بشركت وارد نموده باشد و اين ضرر را نمي توان با منافعيكه شريك مذكور در امور ديگر  بشركت تامين نموده باشد مجرا نمود.
ماده 130 ـ اجرتي كه به مامورين و مستخدمين شركت در مقابل خدمت ايشان پرداخته ميشود اگر تاديه  آن قسماً و يا تماماً بصورت اشتراك  در نفع مقرر شده باشد اين وضعيت  بايشان صفت شريك را نمي بخشد.
ماده 131 ـ اگر صورت  تقسيم نفع و ضرر  در مقاوله شركت تصريح نگرديده باشد نفع و ضرر هر شريك به تناسب حصة سرمايه تقسيم ميشود.
ماده 132 ـ اگر در مقاوله تنها صورت تقسيم نفع تعيين و از طرز  تقسيم ضرر بحث  نشده باشد ضرر هم مانند نفع  تقسيم ميشود اگر از تقسيم  ضرر بحث شده صورت تقسيم نفع مسكوت عنه گذاشته شده باشد نفع هم مانند ضرر تقسيم ميشود.
ماده 133 ـ اگر در مقاوله شركت نفع شركت تنها بيكي و يا چندي از شركاء در ضرر شركت درج باشد شرط مذكور كان لم يكن است درين حال صورت تقسيم مجهول شمرده شده نفع و ضرر بموجب  ماده (131)  در بين شركاءتقسيم ميگردد. تنها راجع  به شر يكي كه مساعي  خود را بحيث سرمايه  بشركت آورده و عدم اشتراك آن بضرر شركت در مقاوله  شركت مشروط باشد اين شرط معتبر است.
ماده 134ـ اگر يك شركت  از اختتام موعد معينه خود زيادتر  دوام كند چنان اعتبار داده ميشود كه دوام آن براي يك مدت غير معين تمديد شده است.

فصل دوم
شركت هاي تضامني
حصه اول
ماده 135 ـ شركت تضامني  شركتي است كه در تحت عنوان معين  براي امور  تجارتي بين دو يا چند نفر  با مسئوليت تضامني تشكيل ميشود. اگر دارائي شركت براي تاديه تمام قروض كافي نباشد هر يك از شركاء مسئول پرداخت تمام قروض شركت است.
ماده 136 ـ  شركت هاي تضامني بايد داراي قرارداد تحريري باشند.
ماده 137 ـ در قرارداد شركت هاي تضامني فقرات ذيل درج مي شود.
1ـ تاريخ قرارداد.
2ـ اسم ـ شهرت ـ اقامتگاه و ديگر اوصاف  مميزه شركاء اگر شركت ديگري بشركت داخل شده باشد عنوان شركت مذكور.
3ـ  مركز تجارت شركت
4ـ تضامني بودن شركت
5ـ عنوان شركت
6 ـ اسامي شركائيكه بنام شركت حايز صلاحيت امضاء ميباشند با تصريح  اينكه منفرداً و يا مشتركاً صلاحيت امضا را دارند.
7ـ موضوع شركت
8ـ حصه سرمايه  را كه هر  شريك  تعهد  كرده و قيمت هاي تخميني قسمت سرمايه غير نقدي با صورت تعيين قيمت آن.
9ـ حصه اشتراك  هر شريك در نفع و ضرر.
10ـ تاريخ تاسيس  و ختم شركت علاوه ازين شركاء ميتوانند  فقرات ديگري را كه مفيد بدانند هم در قرارداد  درج كنند.
ماده 138ـ اشخاصيكه شركت تضامني  را تشكيل ميدهند مجبور اند كه يك نقل قرارداد شركت را از روز تشكيل شركت تا يكماه  در محليكه مركز شركت واقع است به دايره ثبت تجارت ثبت و اعلان كنند.
ماده 139ـ شركت تضامني اگر خارج از حوزه محكمه ثبت تجارت  خود شعبه تاسيس كند بايد خصوصيات قرار داد خود را در دايره ثبت محل تاسيس شعبه نيز به ثبت برساند.
ماده 140 ـ اگر در يك شركت تضامني  بعد از ثبت و اعلان تبدلاتي  در عنوان و اقامتگاه  و يا موضوع توليد شود و يا شركائيكه صلاحيت امضاء دارند تغيير نمايند و يا بعضي از شركاء از شركت خارج يا بعض شركاي ديگري داخل شوند و يا سرمايه شركت تزئيد و يا تنقيص شود و يا قبل از انقضاي مدت معينه قرارداد شركت منحل و يا بعد از انقضاي مدت تمديد گردد و يا با شركت ديگري ملحق شود راجع به اين خصوصيات از طرف شركت يك بيان نامه كه بامضاي تمام شركاء رسيده باشد ترتيب و با اسناديكه مثبت اين تعديلات است  بعد از تصديق  محكمه مربوطه ثبت و اعلان ميشود.
ماده 141 ـ  خصوصياتيكه به موجب مواد (138 ـ 139 ـ و 140)  ثبت و اعلان آنها مقتضي است اگر از طرف شركاء ثبت و اعلان نشده باشد اين خصوصيات را نمي توان بر عليه اشخاص ثالث استعمال نمود قبل از ثبت و اعلان اگر بنام شركت به معاملات مبادرت ورزيده  شده باشد  شركت بمقابل  اشخاص ثالث مسئول است در صورتيكه مراتب ثبت و اعلان شركت از طرف شركاء اجرا نگرديده باشد و شركاء از وجود شركت انكار ورزند اشخاص ثالث  ميتوانند كه با هر نوع  بينه و قرائن وجود شركت را اثبات كنند.
ماده 142 ـ اگر ثبت و اعلان يك شركت تضامني در ظرف مدتيكه در ماده 138 ذكر شده اجرا نگرديده و بعداً هم ثبت نشده باشد  هر يكي از شركاء حق دارد انحلال شركت  را از محكمه مربوطه مطالبه كند شريك طالب انحلال بايست اولا توسط شعبه ثبت كيفيت را بشركاء اخبار نمايد در حاليكه محكمه به انحلال شركت قرار دهد حكم انحلال درباره  شريك طالب انحلال از تاريخ اعلان جريان مي يابد اگر شركت بدين سبب منحل ميگردد تا ختم ثبت و اعلان انحلال معاملاتيكه بنام شركت اجراء ميگردد بحقوق اشخاص ثالث خلل وارد نمي سازد.

حصه دوم
مناسبات بين شركاء
ماده 143 ـ در مناسبات بين شركاء شركت تضامني مقررات مقاوله معتبر است.
و در خصوصياتيكه صراحتاً  ويا ضمناً در قرار داد مندرج نباشد  احكام اين فصل تطيبق ميگردد.
ماده 144 ـ  اداره شركت را بموجب قرارداد و اگر در قرارداد صراحتي  موجود نباشد بموجب اكثريت آراي شركاء ميتوان  بيكي و يا چندي و يا تمام شركا و يا خارج شركت به شخصي و يا اشخاص متعدد  تفويض  نمود اگر حق اداره مطابق مقررات  فوق بكسي داده نشده باشد براي اداره شركت هر يكي  از شركاء صلاحيت دار شمرده ميشود.
ماده 145 ـ وقتيكه صلاحيت اداره مدير بموجب قرارداد شركت تعيين شود شركاء نميتوانند آنرا محدود و يا مدير را عزل كنند. اگر اسباب محققه موجود شود  در اثر خواهش  يكي از شركاء با قرار محكمه صلاحيت اداره  ، تحديد و يا مدير عزل شده ميتواند مقصد از اسباب محققه اهمال و غفلت بزرگ مدير  در ايفاي وظيفه و يا عدم اقتدار در امور اداره است.
ماده 146 ـ مديريكه بموجب تصويب بعد از تحرير قرارداد تعيين شده باشد با اكثريت آراء شركا عزل شده ميتوند اگر براي عزل آن اكثريت آراء شركاء حاصل  نشود هر شريك حق دارد به محكمه مراجعه و با اسباب محققه عزل آنرا مطالبه كند.
ماده 147 ـ اگر اداره امور شركت به تمام و يا چندي از شركاء تفويض شده باشد هر يكي از ايشان منفرداً  باداره امور شركت مجاز است اگر بعضي از شركائيكه  مكلف باداره شركت ميباشند راجع باجراي كدام معامله مخالفت كنند شركاء ديگر كه حق اداره شركت را حايز ميباشند ميتوانند با اكثريت آراء معامله مذكور را اجرا كنند اگر در مقاوله  شركت مصرح باشد كه قرار شركائيكه  به اداره شركت مكلف هستند بايد بالاتفاق باشد باستثناي احواليكه  در تاخير  آن خطر ملحوظ است در هر امر اتفاق آراء  لازم است در حاليكه  بين مديران  اتفاق آراء  حاصل نشود  كيفيت به هيئت عمومي شركاء تقديم و تصويبيكه هيئت عمومي ميدهد معتبر ميباشد.
ماده 148ـ اموريكه باداره شركت مربوط است عبارت از امور و معاملات عادي ميباشد كه اجراي آن براي مقصد و موضوع شركت مقتضي است مدير در صورتيكه  براي شركت فايده  ملاحظه كند در مصالحه و حكميت هم مجاز ميباشد مگر معاملات مهم امثال اعانه بيع و انتقال اموال غير منقول و ضمانت كه خارج از معاملات عادي است به اتفاع شركاء اجراء ميگردد.
ماده 149 ـ اگر يك شريك از شركت استقراض نموده و يا مبلغي را بنام شركت تحصيل كرده باشد (در صورتيكه  بر خلاف  آن قرارداد موجود نباشد) و در زمان  مناسب تاديه و تسليم  ننمايند علاوه از تاديه اصل پول مجبور به اعطاي تكت پولي ايام معطلي نيز ميباشد.
ماده 150 ـ هيچ يكي از شركاء نميتواند بدون موافقه شركاء ديگر  حصه خود را به شخص  خارج شركت قسماً  و ياكليتاً منتقل سازد در صورت انتقال در مقابل شركاء و اشخاص ثالث تاثيري ندارد و مسئوليت  ناشيه از اين عمل  تنها به نقل  دهنده راجعست.
ماده 151 ـ شريكي كه در اداره شركت مامور باشد بدون رضا و موافقت شركاي ديگر نميتواند شخص ديگري را بصفت شريك در شركت داخل و يا عوض خود در اداره منصوب نمايند.
ماده 152 ـ اگر در قرارداد تشكيل شركت براي سرمايه تاديه شده شرط تاديه  تكت پولي موجود باشد  اين شرط معتبر است.
ماده 153ـ مدت شركت تاحيات شركاء  معتبر شمرده ميشود. مگر اينكه در قرارداد طور ديگري تعيين گرديده باشد معهذا شركتي كه مدت آن غير معين است اگر نظر بماهيت كاريكه موضوع اشتغال آنرا  تشكيل ميدهد مدت دوام  آن قابل تحديد باشد شركت مذكور تا انجام آن كار معتبر  شمرده ميشود.
ماده 154 ـ  يك شريك اگر مدير هم نباشد حق دارد كه از جريان امور شركت و وضعيت مالي آن معلومات بگيرد. قرارداديكه  اين حق را ساقط  نمايد معتبر نيست.
ماده 155ـ تصويبات راجع به تبديل و تعديل قرارداد به اتفاق آرا شركاء و در تصويب باقي امور اكثريت آراي  شركاء معتبر  است مگر اينكه در قرار داد طور ديگر مقرر شده باشد.
ماده 156 ـ مدير در انتهاي سنه حسابيه شركت باساس بيلانس حسابات نفع و ضرر  را ترتيب و مطابق آن حصه هر شريك را تعيين مينمايد.
ماده 157ـ يك شريك را نمي توان بدون اتفاق شركاء به اكمال حصه ئيكه از تناقص سرمايه باو تعلق ميگيرد مجبور نمود ولي اگر در قرار داد طور ديگري مقرر نشده باشد مقدار تناقص سرمايه شركاء از مفاد سال هاي آتيه تكميل شده ميتواند.
ماده 158 ـ شريك نميتواند معامله جداگانه را از نوع معامله تجاريه شركتي كه عضو آنست (بدون موافقه شركاء) بحساب خود و يا ديگري اجرا كند. بهمين صورت در شركت ديگريكه به عين همان معامله تجارتي مشغول باشد بصفت عضو مسئول نيز داخل شده نميتواند. اگر شركاي يك شركت جديد التاسيس مطلع شوند كه يكي از شركاء در حين داخل شدن بشركت بحيث عضو مسئول دريك شركت ديگر شامل است  در اينحال  اگر شركاء  صراحتاً راجع به قطع رابطه عضويت او از شركت ديگر تصويبي نكنند چنان محسوب ميشود كه اشتراك او در شركت ديگر مورد قبول واقع شده است.
ماده 159ـ اگر يك شريك مخالف حكم ماده (158) حركت كند شركت ميتواند  كه از شريك  مذكور طلب خسارت كند و يا در عوض  خسارات معاملاتي را كه شريك مذكور بنام خود و يا اشخاص ثالث  اجرا كرده است بنام شركت حساب كند. ترجيح يكي ازين دو مطالب موقوف بر فيصله شركاء است. اگر شركاء بعد از حصول اطلاع از شركت شريك بشركت ديگري  و يا انجام معاملات او بعد از مرور  ششماه اعتراض ننمايند حق اعتراض  شان ساقط ميشود. استفاده از حق فوق مانع حق مطالبه نسبت به انحلال شركت نميشود.


حصه سوم
مناسبات شركاء با اشخاص ثالث
ماده 160 ـ  شركت تضامني در مقابل  اشخاص ثالث از تاريخ ثبت و اعلان موجود شمرده ميشود.
ماده 161ـ  حق تمثيل شركت بمقابل شركاء و اشخاص ثالث متعلق باشخاصي است كه واجد صلاحيت اداره ميباشند. مگر اينكه در قرار داديكه ثبت و اعلان گرديده بر خلاف آن شده باشند.
ماده 162ـ شخصيكه صلاحيت تمثيل شركت را داشته باشد  ميتواند بنام شركت هرگونه معاملات حقوقيه را اجرا و بنام شركت امضاء نمايد هر شرطيكه اين حق را تحديد نمايد درباره اشخاص ثالث (صاحب حسن نيت) معتبر نيست.لكين اگر در قرارداد شركت كه ثبت و اعلان گرديده است اعتبار امضاي شركاي متعدد بنام شركت شرط گذاشته شده باشد اين  شرط معتبر است.
ماده 163 ـ در معاملاتيكه از طرف مديران بنام شركت بعمل آمده باشد شركت صفت دائن و مديون را اكتساب مينمايند. اين معاملات بنام شركت چه صراحتاً واقع شده باشد چه ضمناً فرق ندارد.
ماده 164 ـ شركاء از ديون و تعهدات شركت جمعاً و با تمام دارائي  خود مسئول اند كه مخالف اين اساس باشد (بمقابل اشخاص ثالث) معتبر نيست.
ماده 165 ـ به نسبت دين و تعهدات  شركت اقامه دعوي اولاً بر عليه خود شركت ميشود اگر شركت منحل  گرديده و يا از تعقيبات قانونيكه بر عليه شركت اجراء شده باشد كدام ثمره حاصل نشود بر عليه شركاء هم اقامه دعوي ميشود در عين حال دائن ميتواند  ذريعه محكمه ادعاي تحت مراقبت گرفتن اموال شخص شركاء را بنمايد.
ماده 166 ـ فيصله كه از محكمه خاص بر عليه شركت صادر شود درباره شركاء تطبيق نخواهد شد.
ماده 167 ـ  در صورت تصفيه و يا افلاس شركت تضامني دائنين شركت در اخذ حقوق خود از دائنين شخصي شركاء مقدم ميباشند.
ماده 168 ـ افلاس شركت موجب افلاس شركاء محسوب نميشود ليكن  در صورتيكه دارائي  شركت مفلس طلبات دائنين شركت را كفايت نكند دائنين ميتوانند باقي طلبات خود را از شركاء مطالبه كنند و اگر دارائي  شركاء نيز طلبات دائنين را كفايت نكند محكمه ميتواند حكم بر افلاس شركاء صادر نمايد. در بين دائنين شخصي كسانيكه  قانوناً حق ترجيحي دارند در استفاده از دارائي شركاء هم مقدم ميباشند.
ماده 169 ـ  شركاء از بابت سرمايه خود نميتوانند از دارائي  شركت مفلس  استفاده كنند ولي ميتوانند طلبات ديگر  خود را مثل دائنين شركت مطالبه نمايند.
ماده 170 ـ  شخص مديون شركت نميتواند دين خود را با طلبي كه بالاي يكي از شركاء دارد مجرا كند. همچنين يكي از شركاء هم نميتواند كه دين خود را كه در نزد شركت دارد  با طلبي كه در نزد مديون شركت دار است مجرا نمايد ليكن دائن شركت اگر بموجب مواد (165 ـ 168) از شركت  باستحصال طلب موفق نگردد و به شركاء مراجعت كند شريكي كه طرف مطالبه دائن واقع ميشود اگر از دائن مذكور طلبي داشته باشد  ممكن است دين او در مقابل شركت به مديونينش در برابر شريك محسوب و مجرا شود.

حصه چهارم
راجع به انحلال ـ تجزيه ـ اخراج
شركاء و الحاق بشركت ديگر
ماده 171 ـ شركت تضامني بصورت هاي ذيل منحل ميشود:
1ـ با ختم مدت شركت.
2ـ باتفاق شركاء (در صورتيكه در قرارداد باكثريت آراء تصريح نشده باشد).
3ـ در صورت اعلان افلاس از طرف محكمه و يا توافق دائنين و شركاء در افلاس.
4ـ بموجب قرار محمكه مبني بر اسباب محققه و مهمه كه از طرف يك و يا چند نفر شركاء ادعاء شده باشد.
5ـ با انجام يافتن موضوع شركت.
6ـ با اعلام انحلال شركت از طرف يكي از شركاء مستند بصلاحيت معين كه در مقاوله شركت مندرج باشد.
7ـ در شركتهائيكه مدت آن غير معين است با اعلام انحلال شركت از طرف يكي از شركاء.
8ـ در صورت ضياع دو ثلث سرمايه شركت (در حاليكه از طرف شركاء  به اكمال سرمايه و يا اكتفاء بسرمايه متباقيه تصميم اتخاذ نشود).
9 ـ  الحاق بشركت ديگر.
ماده 172ـ بعد از انحلال شركت مديران نميتوانند بنام و حساب شركت منحل شده اجراي معامله كنند اگر اجرا كنند مسئوليت متولده از آن بطور غير محدود بمديران شركت راجع ميشود تا زمانيكه كيفيت انحلال اصولا ثبت و اعلان نشود مسئوليت كافه شركاء در مقابل اشخاص ثالث باقي است.
ماده 173ـ اگر در قرارداد شركت شرطي باشد كه يك يا چند علل موجب انحلال را بي اثر بداند معتبر است ولي اگر بدون تعيين بطور مطلق علل و اسباب انحلال را بي اثر دانسته باشد اعتبار ندارد.
ماده 174ـ در شركتهاي كه براي مدت غير معينه تاسيس شده باشد هر شريك ميتواند  كه اقلا ششماه قبل از ختم سال معامله شركاء را بذريعه اطلاعيه كه توسط  شعبه ثبت صادر ميشود اطلاع داده و شركت را منحل كند.
ماده 175 ـ در شركتهائيكه مدت آنها  معين يا غير معين باشد مطابق خواهش يك شريك بواسطه اسباب محققه محكمه ميتواند  به انحلال شركت قرار دهد.
اسباب محققه كه موجب انحلال شركت  ميگردد قرار ذيل است:
1ـ عدم امكان وصول به مقصد شركت بنابر پيش آمدن بعضي علل.
2ـ خيانت يك شريك چه در امور اداره و چه در تنظيم  حسابات.
3ـ عدم ايفاي وظايف اصلي كه بيك شريك تفويض شده است.
4ـ سؤ استعمال عنوان و يا اموال شركت از طرف يك شريك براي منافع شخصي
5ـ عدم قابليت و اهليت يك شريك در اثر مرض دائمي و يا علل ديگري در اجراي امور شركت.
ماده 176 ـ براي اينكه تقاضاي انحلال به نسبت عدم ايفاي تعهد تاديه سرمايه مسموع شده بتواند لازم است بشريكي كه اين وظيفه را ايفا نكرده قبلا اخطار  فرستاده شده باشد.
ماده 177 ـ  شركتي كه مدت آن معين و يا با حيات يك شريك محدود باشد بعد از فوت شريك و يا انقضاء مدت معين در صورتيكه  معاملات  ادامه يافته  باشد براي مدت غير معيني متشكل محسوب ميشود.
ماده 178ـ اگر در مقاوله مندرج باشد كه در صورت وفات ياافلاس و يا محجوريت يكي از شركاء شركت منحل  شمرده ميشود وارث متوفي و ياقايم مقام قانوني دارائي مفلس و يا وكيل قانوني محجور بلا تاخير بايد واقعه را بشركاء تبليغ كند اگر تاخير كارها خطري موجود باشد متصديان قانوني امور شركت تا وقتيكه شركاء متفقا تصويب اتخاذ مي نمايند با اداره امور شركت ادامه دهند. بهمين صورت  هم هر يك از شركاء مجبور اند اموري را كه به آنها سپرده شده موقتا  اجرا نمايند درين صورت تا مدتيكه اداره موقتي دوام كند  شركت موجود شمرده ميشود.
ماده 179 ـ در صورت وفات يك شريك  اگر راجع به دوام شركت با ورثه متوفي در قرارداد صراحت نباشد شركاء ميتواند باتفاق ورثه متوفي ادامه كارشركت را تصويب كنند اگر ورثه از اشتراك آن صرف نظر نمايند ديگر شركاء ميتوانند سرمايه و حقوق آنها را پرداخته  بادامه شركت به پردازند.
ماده 180ـ در صورت وفات يك شريك اگر دوام شركت بين وارثين متوفي و ساير شركاء در قرارداد تصريح شده باشد ورثه بدوام و عدم دوام خود به صفت شريك تضامني در شركت مختارند  و اگر اشتراك خود را بشركت قبول كنند شركاء ديگر به قبول آن مجبور اند  ليكن اگر ورثه متوفي بودن خود را بصفت شريك تضامني در شركت موافقه ننمايند ميتوانند خواهش نمايند تا باندازه  سرمايه و حقوق مورث خود بصفت  شريك محدود  المسئوليت  قبول شوند در قبول ورود اين خواهش شركاء ديگر آزاد هستند.
ماده 181ـ  ورثه متوفي مجبورند  در ظرف يكماه  از تاريخ وفات شمول و عدم شمول خود را به صفت شريك تضامني در شركت اظهار نمايند در ظرف مدت مذكور ورثه بصفت شريك محدود المسئوليت  در شركت شناخته ميشود اگر بعد از ختم اين مدت ورثه بصفت شريك محدود المسئوليت شامل نشده باشند به صفت  شريك شناخته ميشوند نسبت به ورثه صغار متوفي  چه در قرارداد مقرر شده باشد يا نباشند بصفت شريك تضامني شناخته نمي شود ولي در صورت مطالبه ولي و يا وصي صغير اگر در ديگر شركاء قبول كنند بصفت شريك محدود المسئوليت شامل ميشوند.
ماده 182ـ در حال محجوريت يكي از شركاء هم احكام مواد (179 الي 181) تطبيق ميشود.
ماده 183ـ در حال افلاس يكي از شركاء (در صورتيكه در قرارداد شركت بديگر صورت مقرر نشده باشد) شريك مفلس از شركت اخراج ميگردد و درين صورت راجع بحقوق مفلس يا وكيل قانوني او تسويه ميشود.
ماده 184ـ اگر به نسبت علليكه متعلق به شخص يك شريك  باشد انحلال شركت تقاضا شده باشد در اثر خواهش شركاء ديگر محكمه ميتواند پس از تدقيق باخراج شريك مذكور و دوام شركت قرار خود را صادر نمايد.
ماده 185 ـ اگر يكي از شركاء انحلال شركتي را كه مدت آن غير معين است تقاضا نمايد شركاي ديگر ميتوانند انحلال را قبول نكرده آن شريك را اخراج و شركت را بين خود ادامه بدهند.
ماده 186 ـ  در شركت هائيكه مدت آن معين است اگر يك شريك  باستناد حقوقيكه بموجب  ماده (175)  دارد انحلال شركت را به توسط دايره ثبت بشركاء  اعلام كند احكام ماده (179) درين مورد نيز تطبيق ميشود.
ماده 187 ـ  اگر  شركت متشكل از دو نفر باشد و يكنفر اخراج گردد محكمه ميتواند بموجب خواهش شريك باقيمانده  مستند باسباب موجبه بدون حكم انحلال و يا تصفيه تمام دارائي و ديون شركت را بشريك  باقيمانده تخصيص بدهد درين صورت درباره شريكي كه خارج شده احكام ماده       (190) تطبيق ميگردد.
ماده 188ـ  اگر در يك شركتي كه مركب از دو نفر باشد دائن شخصي يكي از شركاء حق انحلال را كه بموجب ماده (195) حايز است  استعمال كند و يايكي از شركاء افلاس نمايد شريك ديگر  ميتواند  در حدود اجازه ماده     (187) امور و معاملات  شركت را بحساب خود ادامه بدهد.
ماده 189ـ اگر انحلال شركت بنا بر سببي غير از افلاس باشد تمام شركاء مكلفند كه بموجب ماده (174)  كيفيت انحلال  شركت را ثبت و اعلان كنند. اين حكم در صورت خارج شدن يك شريك از شركت هم معتبر است اگر انحلال شركت و يا خروج  شريك ناشي از وفات باشد مراسم مذكور از طرف  تمام شركاء با اشتراك  ورثه متوفي اجرا ميشود.
ماده 190 ـ  حصه شريكي كه از شركت  اخراج ميگردد و يا خود خارج ميشود اگر بر خلاف آن در مقاوله صراحتي موجود نباشد از تاريخكه تقاضاي اخراج بعمل مي آيد از دارائي شركت تعيين ميشود.
ماده 191 ـ  در صورتيكه  بموجب ماده (190)  حصه شريكي معين شد وجه نقد تاديه ميگردد.
ماده 192ـ حصه شريكي  كه اخراج ميگردد و يا خود طلب خروج ميكند اگر وقت تسويه در قرارداد معين باشددر آنوقت و اگر معين نباشد در وقت ترتيب  اولين بيلانس  كه بعد از خروج شريك بعمل مي آيد  تصفيه ميگردد.
ماده 193 ـ شريكي كه اخراج ميگردد و يا خود خارج ميشود بحقوق  و تكاليفي كه از معاملات قبل از خروج بوجود مي آيد اشتراك ميكند ولي نميتواند اجراي معاملاتي را كه قبلا بان تثبيت شده و شركاء  با كمال آن تصويب كرده اند مانع شود اگر تصفيه امور فورا ممكن نباشددر اخير سنه حسابيه ميتواند حسابات امور را كه در ظرف سال ختم شده طلب كند همچنين ميتواند درباره وضعيت معاملات جاريه در ختم سنه حسابيه از شركا كسب معلومات نمايد.
ماده 194 ـ اخراج و يا خروج يك شريك از شركت  در مقابل اشخاص ثالث از تاريخ ثبت و اعلان معتبر است وقبل از تاريخ ثبت و اعلان مسئوليت آن در مقابل اشخاص ثالث باقي است.
ماده 195 ـ دائن شخصي يك شريك در صورتيكه از اموال شخصي مديون استحصال  حق نتواند ميتواند  عند التصفيه حصه شريك مديون را بذريعه محكمه تحت مراقبت گرفته و انحلال شركت را (مشروط  بر اينكه  ششماه قبل اخبار نموده باشد) با خير سنه حسابيه تقاضا نمايد. قبل از آنكه درباره انحلال  حكم صادر شود شركت  و يا سائر شركاء  ميتوانند  حق دائن را ادا كرده  حكم انحلال را ساقط بنمايد.
ماده 196 ـ  اگر دائن شخصي يك شريك  مطابق ماده (195) حق انحلال را استعمال بكند شركاء ديگر ميتوانند  باخراج شريك مديون راجع بدوام شركت تصميم گرفته بدائن ابلاغ نمايند در اين صورت  شريك مديون در اخير سال حسابيه از شركت اخراج ميشود.
ماده 197 ـ  دو شركت و ياشركتهاي متعدد تضامني ميتوانند با يك ديگر ملحق و يك شركت جديد تضامني تشكيل كنند و يا بيك شركت تضامني موجود ملحق گردند.
ماده 198 ـ براي الحاق شركتهاي تضامني بايدتصاويب جداگانه از طرف شركتهاي مربوطه بعمل آمده وثبت و اعلان گردد.
ماده 199 ـ هر يكي از شركتهاي ملحقه مجبور اند بيلانس خود را بصورت متحد الشكل ترتيب و اعلان كند و درعين حال ترتيبي را كه براي تاديه ديون اتخاذ  مينمايند  تصويب و يا بيلانس  ضميمه نمايند.
ماده 200ـ تصويبي كه راجع به الحاق بعمل مي آيد از تاريخ اعلان تا سه ماه بعد نافذ ميگردد.
اگر شركت هاي ملحقه ديون خود را تاديه يا مبلغي را كه معادل ديون شان باشد بيك بانك معتبري توديع كنند و يا دائنين بالحاق شركتها راضي شوند لازم نيست كه مدت سه ماه انتظار كشيده شود. رسيديكه  در مقابل مبالغ معادل ديون از بانك اخذ ميشود نيز بايد  ثبت و اعلان گردد. هر يكي از دائنين شركت هاي  ملحقه در ظرف سه ماه در خصوص الحاق به محكمه مربوطه اعتراض كرده ميتواند و تا زمانيكه از حق اعتراض صرف نظر نكنند و يا قرار محكمه  درباره دائن معترض كسب قطعيت ننمايد  الحاق صورت نخواهد گرفت.
ماده 201ـ اگر در ظرف مدتيكه در ماده (200) تعيين شده است اعتراض واقع نشود معامله الحاق كسب قطعيت مينمايد شركتي كه باقي ميماند و يا جديد تشكيل ميشود قايمقام شركت سابق  بوده كافه  حقوق و ديون بان انتقال مي يابد. اگر از الحاق شركتها شركت جديدي بوجود آمده باشد ثبت و اعلان آن ضروري است.

حصه پنجم
تصفيه شركتهاي تضامني
ماده 202 ـ  اگر در قرار داد شركت راجع به تصفيه صراحتي موجود نباشد تصفيه مطابق احكام  اين قسمت بعمل مي آيد.
ماده 203ـ  تصفيه يك شركت تضامني عايد بمامورين تصفيه است كه صورت انتخابات آنها در مواد آتيه نشان داده شده است.
ماده 204ـ  مامورين تصفيه ممكن است قبلا از طرف شركاء  انتخاب و در قرارداد شركت درج شود و يا بعدا با تصويب انتخاب شوند همينطور بعد از انحلال هم باتفاق نظر شركاء ميتوانند تعيين شوند در غير آن تمام شركاء ميتوانند  تعيين شوند در غير آن تمام شركاء و يا وكيل قانوني ايشان مامور به تصفيه شمرده ميشوند در صورت انحلال با مراجعه هر يكي از شركاء ممكن است مامورين تصفيه از طرف محكمه  مربوطه تعيين شود.
ماده 205ـ  مامورين تصفيه چه از طرف شركاء باشد و چه از طرف  محكمه ممكن است از بين شركاء و يا از خارج انتخاب شوند.
ماده 206ـ تعدد مامورين تصفيه مجاز است . اگر حسب مقاوله شركت يا با تصويبي كه بعدا بعمل آمده  در تصفيه منفردا  مجاز نباشند لازم است كه متفقا اقدام كنند اگر به اقدام  انفرادي  مجاز باشند لازم است كيفيت ثبت و اعلان شود.
ماده 207ـ يك مامور تصفيه وظيفه خود را بمامور تصفيه ديگر و يا به شخص ثالث  سپرده نمي تواند ولي براي ايفاي بعضي امور معاملات معينه ميتوانند از بين خود يكي يا چندي را و يا يك شخص ثالث را صلاحيت بدهند.
ماده 208ـ در شركتي كه معاملات آن در حالت تصفيه مي باشد ابلاغ و مراجعات از طرف اشخاص ثالث بيكي از مامورين تصفيه كافي است. در موارد  يكه براي منافع شركت وقوع خطري متصور نباشد امور معاملاتي را كه يكي از مامورين تصفيه اجرا كند معتبر است.
ماده 209ـ  شركت هاي تضامني بعد از انحلال هم الي ختم معاملات تصفيه براي امور تصفيه موجود شناخته ميشوند.
ماده 210ـ يك شركت تضامني كه در حال تصفيه ميباشد بايد در تمام اوراق  و اسناديكه بنام شركت تنظيم ميگردد جمله (تصفيه شركت تضامني ....) علاوه شده و در ذيل  مامور و يا مامورين  صلاحيت دار تصفيه امضاء نمايند. در غير آن مسئوليت بشركت متوجه نخواهد شد.
ماده 211ـ حق رجحان دائنين شركت تضامني باموال  شركت بالمقابل دائنين شخصي شركاء  بعد از انحلال  شركت هم  محفوظ است.
ماده 212ـ  اگر دارائي  شركت در حالت تصفيه  كافي براي تسويه  ديون آن نباشد و موجبات افلاس موجود گردد  محكمه ميتواند  در چنين حالت حكم بافلاس صادر نمايد.
ماده 213ـ  اگر مامورين  تصفيه بموجب  قرارداد  شركت و يا تصويب  شركاء قبل  از انحلال از بين خود شركاء  انتخاب شده باشند باتفاق آراء تمام  شركاء عزل  شده ميتوانند  در صورت عدم حصول اتفاق آراء باثر مراجعه و خواهش هر يكي از شركاء  از طرف محكمه بنابر علل قابل قبول عزل شده ميتوانند.
ماده 214ـ  مامورين تصفيه كه بعد از انحلال از بين شركاء انتخاب گرديده باشند به اتفاق شركاي ديگر معزول شده ميتوانند در صورت عدم حصول اتفاق آراء باثر مراجعه و خواهش هر يكي از شركاء  باستناد  اسباب قابل قبول از طرف محكمه عزل خواهند شد.
ماده 215ـ  مامورين تصفيه كه از شركاء نبوده مطابق قرار داد شركت و يا بر حسب تصويب شركاء انتخاب شده باشند بهر صورت  باتفاق شركاء عزل شده ميتوانند در صورتيكه اتفاق شركاء  حاصل نشود باثر مراجعه و خواهش هر يكي از شركاء از طرف محكمه عزل شده ميتواند.
ماده 216ـ مامور تصفيه ئيكه از طرف محكمه تعيين شده باشند عزل آن منحصرا  مربوط بمحكمه است.
ماده 217ـ  اگر مامورين تصفيه قبلا انتخاب گرديده باشند در وقت انحلال شركت و اگر بعد از طرف شركاء و يا محكمه تعيين گرديده باشند حين انحلال مديران شركت را دعوت و باشتراك آنها  و در صورت  عدم اجابت مديران خود ايشان يك دفتر كه حاوي دارائي شركت باشد با يك بيلانس  تنظيم مي كنند اگر مامورين تصفيه لازم بدانند  مي توانند براي تعيين قيمت اموال شركت به اهل خبره مراجعه كنند بيلانس و دفتر دارائي كه تنظيم ميشود با حضور مامورين تصفيه از طرف مديران  شركت امضاء ميشود.
مامورين تصفيه بعد از امضاي دفتر  تمام اموال  را كه در دفتر  دارائي  مذكور قيد است با ديگر  اوراق و دفاتر  شركت منحل شده تحت تصرف خود ميگيرند.
ماده 218ـ  مامورين تصفيه مكلف اند كه براي محافظه تمام اموال  و حقوق شركت منحل شده تدابير لازمه را اتخاذ نمايند.
ماده 219ـ  مامورين تصفيه  معاملاتي  را كه در زمان دوام شركت آغاز گرديده ولي هنوز ختم نشده باشد انجام ميدهند و ديون و سرمايه تعهدات  شركت را نقدا  و اگر دائنين موافقت كنند جنسا  تاديه منيمايند  وطلبات شركت را تحصيل و دارائي جنسي آنرا به نقد تبديل مي كنند  و الحاصل  تمام امور و معاملاتي  را كه براي حصول دارائي  شركت و تقسيم بين شركاء  لازم است اجرا ميكنند.
ماده 220ـ  حق تمثيل شركتي كه  در حال تصفيه ميباشد در محاكم يا ديگر مقامات بمامورين تصفيه عايد است.
ماده 221ـ  مامورين تصفيه نمي توانند يك معامله  جديدي را كه از ايجابات تصفيه نباشد اجرا كنند اگر اجرا  نمايند مسئوليتي كه از معامله مذكور نشئت كند كليتاً بمامورين تصفيه مربوط است.
ماده 222ـ  مامورين تصفيه اگر فايده  شركت منحل شده را در موردي ملاحظه كنند به مصالحه و تعين حكم مجاز اند.
ماده 223 ـ  مامورين تصفيه ميتوانند  اموال منقوله  شركت منحل شده را نظر بايجاب منفعت شركت بطور مزايده  و يا بدون مزايده بفروشند.  اما اموال  غير منقوله شركت را اگر  موافقت عمومي  شركاء  بديگر صورت نباشد منتها به مزايده فروخته ميتوانند  وجود صغير  و يا محجور در بين شركاء  مانع فروش  اموال منقوله و غير منقوله شده نمي تواند.
ماده 224 ـ مامورين تصفيه مي توانند معاملاتي را كه موضوع شركت را تشكيل ميدهد اگر تصفيه از طرف  شركاء  تعيين شده باشد مطابق فيصله شركاء  و اگر از طرف محكمه مقرر شده باشد باتفاق نظر شركاء  و تصويب  محكمه آن معاملات را موقتاً اجرا كنند.
ماده 225ـ  مامورين  تصفيه مجبوراند كه ديون موجله شركت تضامني  در حال تصفيه  را بصورت تنزيل (دسكونت) معجلاً  تاديه  كنند دائنين نيز مجبور به قبول اين طرز  تاديه ميباشند.
ماده 226ـ  اگر دارائي  شركت تضامني  به تسويه  تمام ديون كافي نباشد  مامورين تصفيه ميتوانند براي تكميل  ديون شركت بشركاء مراجعه كنند.
ماده 227ـ  اگر شركاء  متفقاً تصويب نكنند مامورين  تصفيه نمي توانند  اموال شركت را بطور مجموعي بفروش برسانند.
ماده 228 ـ  صلاحيت هاي قانوني مامورين تصفيه ممكن است باتفاق شركاء  و يا قرار محكمه (هر مقاميكه آنرا تعيين كرده باشد) توسيع و يا تحديد  شود درين صورت كيفيت ثبت و اعلان ميشود اگر مسئله تحديد صلاحيت ثبت و اعلان نگرديده باشد درباره اشخاص ثالت صاحب حسن نيت بي تاثير است.
ماده 229 ـ  مامورين تصفيه در اثناي تصفيه مقيد به تصويبي ميباشند كه شركاء متفقاً  راجع به تصفيه  بعمل مي آورند در صورت افلاس يا وفات و يا محجوريت  يكي از شركاء احكام ماده (230)  تطبيق ميشود.
ماده 230ـ  حق اشتراك  در تصويب هائي كه راجع به تعيين و يا عزل  و يا اعطاي تعليمات بمامورين تصفيه بعمل مي آيد  در صورت افلاس و وفات،  محجوريت  شريك بوكيل  قانوني و ولي آنها عايد است ورثه به اتفاق وكيل تعيين ميكند و در صورتيكه اتفاق حاصل نشود تعيين وكيل مربوط به محكمه است.
ماده 231ـ مامورين تصفيه مي توانند  از دارائي  نقدي شركت مقداري را كه براي ديون معجله و مؤجله مثبت و متنازع فيه كفايت  نمايد نگهداشته  بقيه آنرا  در بين شركاء تقسيم كنند.
ماده 232ـ  مامورين تصفيه براي  تامين صحت معاملات تصفيه به ترتيب دفاتر لازمه بصورت منظم مكلف اند.
ماده 233 ـ مامورين تصفيه مجبور اند در اثر مراجعه شركاء راجع به وضعيت موجوده امور تصفيه شفاهاً  و يا كتباً معلومات بدهند.
ماده 234ـ  مامورين تصفيه در صورت خواهش شركاء مجبور اند تمام اوراق  و دفاتر  راجع به شركت و تصفيه را با آنها  ارائه نمايند مامورين تصفيه نمي توانند  شركا را  از اخذ نقل دفاتر  و اوراق مذكور منع كنند.
ماده 235ـ مامورين  تصفيه مجبور اند مبالغ زايد از يكهزار  افغاني را كه در اثناي تصفيه حصول ميشود  بيك بانك معتبري توديع نمايند.
ماده 236 ـ  در ختم تصفيه مامورين تصفيه مجبور اند راجع به معاملات تصفيه بشركا حساب بدهند.
ماده 237ـ  تمام احكام قرارداد شركت كه عايد بمامورين تصفيه باشد با مقرراتيكه  از طرف شركاء و محكمه راجع به تعين ، تبديل و عزل مامورين تصفيه وضع ميگردد ثبت و اعلان ميشود.
ماده 238ـ در ختم تصفيه مامورين تصفيه نظر به قرارداد و يا احكام قانوني كه بيلانس  حاوي حصص شركاء در خصوص  سرمايه  و نفع ضرر و ساير  اقلام دارائي  و بدهي  تنظيم كرده بشركاء تقديم ميكنند اگر شركاء در ظرف  يك ماه  توسط محكمه اعتراض  نمايند بيلانس  كسب قطعيت  مينمايد  بعد از انقضاء  اين مدت در صورتيكه  شركاء از اخذ حصه  مقرره خود  امتناع  ورزند مامورين تصفيه حصه هر يك را عليحده عليحده بنام هر شريك بيك بانك معتبر  توديع مي نمايند.
ماده 239 ـ دارائي  خالص شركت  مطابق قرارداد و يا مطابق تصويبي كه بعداً بعمل آمده از طرف  مامورين تصفيه تقسيم ميشود در صورتيكه  بر خلاف آن در قرارداد صراحت و يا تصويبي از طرف شركاء نباشد بايد اين تقسيم بصورت نقدي بعمل آيد.
ماده 240 ـ  طوريكه مامورين تصفيه در اجراآتيكه مغاير احكام  اين قانون باشد در مقابل شركاء و اشخاص  ثالث جمعاً  مسئول اند همچنان  در معاملات اشخاصيكه تعيين و استخدام ميكنند در صورتيكه مغاير احكام  معينه  قانون باشد نزد شركاء و اشخاص ثالث  جمعاً مسئول ميباشند.
ماده 241 ـ مامورين تصفيه كه از بين شركاء تعيين و انتخاب ميشوند اگر در قرارداد و يا تصويبي كه بعداً اتخاذ ميشود  شرط نشده باشد نميتوانند معاش و اجرت بگيرند ولي مامورين تصفيه اگر از خارج تعيين شده باشند ولو از اجرت و معاش ذكري هم نشده باشد مستحق اخذ معاش و اجرت ميباشند.
ماده 242 ـ  در ختم تصفيه اوراق  و دفاتر بيك جاي معتمدي كه از طرف شركا تعيين شده باشد توديع ميگردد و تا 10 سال حفظ ميشود. اگر درين خصوص اتفاق نظر حاصل نشود  محل معتمد را محكمه تعيين ميكند.




فصل سوم
شركت تضامني مختلط
حصه اول
ماهيت و طرز تشكيل شركت تضامني
مختلط
ماده 243 ـ  شركتيكه در تحت عنوان معين بمقصد اجراي تجارت تشكيل ميشود و مسئوليت  يك يا چند نفر از شركاء آن در مقابل  دائنين شركت غير محدود و مسئوليت شريك يا شركاء ديگر آن بيك سرمايه معين محدود باشد شركت مذكور تضامني  مختلط  (كومانديت)  ناميده ميشود.
سرمايه شركائي را كه تابع مسئوليت محدوده باشند ممكن است به سهام  تقسيم كرد.
ماده 244ـ  اگر بر خلاف  آن درين فصل مقرر نشده باشد احكام راجع  بشركت تضامني مختلط هم معتبر است. اگر تعيين شده نتواند كه شركت تضامني مختلط ميباشد يا تضامني درين صورت شركت تضامني دانسته ميشود.
ماده 245ـ در قرارداد شركت تضامني مختلط علاوه بر خصوصيات مندرجه ماده (137) اسامي شركاي محدود المسئوليت با مقدار  سرمايه كه هر كدام آنها داده اند و يا تعهد  نموده اند نيز درج گرديده ثبت و اعلان ميشود.
ماده 246 ـ  يك شريك محدود المسئوليت (غير از اختراع  علمي و فني خود) نمي تواند  كار و عمل و اعتبار  و يا صنعت خويش را بحيث سرمايه تقديم كند.
حصه دوم
مناسبات شركاء با يكديگر
ماده 247 ـ در مناسبات بين شركاي شركت تضامني مختلط (اگر صراحتي در قرارداد بر خلاف آن نباشد)  احكام اين قسمت تطبيق مي شود.
ماده 248ـ  شركاي محدود المسئوليت  به اداره امور شركت  صلاحيت ندارند و نميتوانند  شركائي را كه صلاحيت اداره را دارند از اجراي وظيفه منع كنند ولي درباره معاملات خارج از صلاحيت اشخاص اداره كننده ميتوانند راي بدهند.
ماده 249 ـ  هر شريك محدود المسئوليت ماذون است در اخير سال  دفتر دارائي  و بيلانس  و اوراق شركت را بالذات يا بمعرفت  اهل خبره  تدقيق و كنترول نمايد در صورت اعتراض بر عليه اهل خبره باثر مراجعت شريك محدود المسئوليت اهل خبره از طرف محكمه تعيين ميشود.
ماده 250 ـ احكام ماده (158)  در منع شركاي شركت تضامني از اجراي معاملاتي كه موضوع شركت را تشكيل ميدهد در مورد شركاي محدود المسئوليت جريان نمي يابد ولي اگر شركاي محدود المسئوليت يك موسسه اي را كه معاملات آن موضوع شركت را تشكيل ميدهد تاسيس نمايند و يا با يك شخص ديگر كه چنين موسسه باز كرده باشد شركت كنند و يا بيك شركت موجود كه همين نوع معامله را مي نمايد داخل شوند در اوراق  و دفاتر  شركت حق  تدقيق را نخواهند داشت.
ماده 251ـ مسئوليت يك شريك محدود المسئوليت  باندازه سرمايه ايست كه تاديه و يا تعهد كرده است.
ماده 252ـ  شريك محدود المسئوليت در اخير سنه حسابيه  ميتواند حصه مفاد را و اگر در قرارداد تصريح شده باشد تكت پولي خود را نيز بگيرد ليكن اگر شركت نقص كرده باشد تا زمانيكه تلافي شود  تكت پولي داده نميشود  اما در سنه آتيه  بعد از اكمال نقص سرمايه  از متباقي  مفاد تكت پولي سالهاي گذشته پرداخته ميشود.
ماده 253 ـ  شركاي محدود المسئوليت مجبور نيستند كه تكت پولي و مفادي را كه قبلاً اخذ كرده اند براي جبران ضررهائي كه بعداً واقع مي شود اعاده نمايند.
ماده 254 - شريك محدود المسئوليت  كه نظر به بيلانس مرتب و منظم مفاد و يا تكت پولي اخذ كرده باشد مجبور به اعاده آنها نميشود.
ماده 254 ـ در صورت وفات يك شركت محدود المسئوليت ورثه قايمقام متوي شمرده ميشود.
ماده 256ـ  اگر شريك محدود المسئوليت حق خود را در شركت بدون اجازه ساير شركاء  كلاً و يا بعضاً به شخص ديگري واگذار نمايد مشتري حق دخالت در اداره و تدقيق در امور شركت را نخواهد داشت.
حصه سوم
مناسبات شركاء باشخاص ثالث
ماده 257ـ  شريك محدود المسئوليتي كه اسم آن در عنوان شركت داخل شده بمقابل اشخاص ثالث بصورت غير محدود مسئول شمرده ميشود.
ماده 258 ـ  مسئوليت اداره و نمايندگي شركت هاي تضامني مختلط  شركائيكه  مسئوليت ايشان غير محدود باشد عائدات حدود اين صلاحيت تابع  احكامي است كه راجع بشركتهاي تضامني مقرر شده است. اگر در قرارداد شركت منع نباشد شريك محدود المسئوليت ممكن است از طرف مدير و يا مديران شركت براي مسايل معيني  وكيل انتخاب شود. درين صورت مسئوليتي كه از ايفاي معاملات وي نشئت كند عايد  بشركت است. شريك  محدود المسئوليت كه از حدود وكالت خود تجاوز ميكند و يا بدون وكالت اجراآت  نمايد مسئوليتي كه از معامله وي نشئت ميكند عايد بشخص خودش ميباشد.
ماده 259 ـ اعطاي مشورت از طرف شركت محدود المسئوليت استعمال حق تفتيش و مراقبت در امور شركت و اشتراك به تعيين و عزل مامورين در احواليكه  قانوناً معين شده است و استخدام در داخل شركت يامور فرعي موجب مسئوليت غير محدود شركاء محدود المسئوليت نميگردد.
ماده 260 ـ  شركاي محدود المسئوليت از مبالغ متعهده باندازه ئيكه در ذمت آنها باقي باشد در مقابل دائنين  شركت مسئول اند ليكن دائنين تا وقتيكه شركت منحل  و يا تعقيبات اصولي بر عليه آن عقيم نمانده باشد بشركاي محدود المسئوليت مراجعه نمي توانند در صورت افلاس شركت دائنين به مجموع دارائي آن حق مطالبه دارند.
ماده 261 ـ  در صورت افلاس شركت تضامني مختلط طلبات دائنين شركت از طلبات دائنين  شخصي شركاء  مقدم ميباشد.
ماده 262ـ  اگردارائي شركت طلبات دائنين را كفايت نكند دائنين ميتوانند  براي طلبات متباقيه خود باموال شخصيه هر شريك غير محدود المسئوليت مراجعه نمايند و درين حال  دائنين شركت با دائنين شخصي شركا حقوق مساوي دارند.
ماده 263ـ نسبت به دارائي  شريك محدود المسئوليت  كه افلاس كرده باشد شركت تضامني  مختلط و دائنين شخصي او حقوق مساوي دارند.
ماده 264 ـ  احكام مواد راجع به انحلال و تصفيه شركت هاي تضامني درشركتهاي تضامني مختلط نيز تطبيق ميشود.
ماده 265ـ  شخصيكه بالاي شركت طلب داشته و از طرف ديگر مديون يك شريك محدود المسئوليت باشد كه هنوز  حصة سرمايه  خود را تاديه نكرده ممكن است اين قرض را با دين شريك محدود المسئوليت محسوب نمايد.
فصل چهارم
شركت سهامي (انونيم)
حصة اول
ماهيت و صورت تشكيل شركتهاي سهامي
(انونيم)
ماده 266ـ  شركت سهامي  شركتي است كه در تحت يك عنوان معين براي معاملات تجارتي تشكيل شده سرمايه آن معين و منقسم با اسهام بوده و اندازه مسئوليت هر شريك باندازه سهم آن محدود باشد.
ماده 267 ـ شركتهاي سهامي يا بصورت آني و يا تدريجي   تشكيل ميشود اگر موسسين تمام اسهام شركت را تعهد و يا اخذ كنند شركت سهامي  بصورت آني تشكيل مييابد. اگر موسسين تمام اسهام را به عهده خود نميگيرند شركت سهامي بصورت تدريجي تشكيل يافته و درين صورت براي تعهد متباقي اسهام با اهالي اعلان و مراجعه ميگردد.
ماده 268 ـ براي تشكيل يك شركت سهامي اقلاً وجود پنج نفر موسس صاحب سهم شرط است.
ماده 269 ـ در شركتهاي سهامي سهم دارائيكه اساسنامه  شركت را تنظيم و امضاء ميكنند و بنام سرمايه مبلغي  بطور نقدي و يا غير نقدي تاديه مي كنند موسس شمرده ميشوند.
ماده 270 ـ موسسين بايد اساسنامه را تنظيم و امضا كنند اساسنامه بايستي داراي مواد ذيل باشد:
1. عنوان شركت و مركز آن.
2. نوع و ماهيت معاملات  و موضوع شركت.
3. تعيين مقدار سرمايه و نوع اسهام قيمت هر سهم و شرايط تاديه سهام.
4.منافع مخصوصه كه از مفاد براي موسسين و اعضاي  هيئت مديره و يا اشخاص ديگر تاديه ميشود.
5. طرز انتخاب هيئت مديره و هيئت نظار و وظايف و صلاحيت اداره و امضاي ايشان.
6. شكل انعقاد بمجمع عمومي و ترتيب دعوت سهمداران وقت اجتماع ـ شروط اجراي مذاكرات تصويب و اتخاذ راي
7. قيد مدت دوام شركت اگر شركت محدود بيك مدت باشد.
ماده 271ـ نقل اساسنامه كه بموجب ماده      (270) ترتيب ميگردد بوزارت اقتصاد ملي تقديم و براي تشكيل شركت اجازه حاصل ميشود.
ماده 272ـ  بعد از اجازه اگر شركت تدريجاً تشكيل ميشود موسسين اعلاني محتوي  مطالب ذيل نشر مي دارند:
1. موضوع و مدت شركت
2. تعيين قيمت هر سهم و مقدار سرمايه و منافع خصوصي كه براي موسسين و يا اشخاص ديگر بموجب اساسنامه تاديه ميشود.
3. دارائي جنسي كه عوض سرمايه داده ميشود.
4. اگر خريد موسسه  اي تجويز شده باشد قيمت آن.
5. محل و صورت انعقاد مجمع عمومي تاسيس.
ماده 273 ـ تقاضاي اشتراك بسرمايه شركت در دو نسخه  قرار ذيل تنظيم ميشود:
1ـ خلاصه محتويات ماده (272)
2ـ اسم و شهرت و اقامتگاه اشخاصيكه اشتراك را تعهد ميكنند.
3ـ مقدار سهميكه اخذ آنرا تعهد نموده اند بحروف تاريخ تعهد.
4ـ قبول مندرجات اساسنامه ـ  اگر در ظرف مدت معين شركت تشكيل نشود تعهد اشتراك كننده يي اثر است. تقاضاي اشتراك با فرستادن مكاتبي كه امضاي اشتراك كننده تصديق شده باشد هم بحيث تقاضاي اشتراك قبول شده ميتوانند.
ماده 274 ـ مجموع اسهاميكه در مقابل سرمايه شركت صادر ميگردد بايد حقيقتاً  و تماماً تعهد و اقلاً ربع قيمت هر سهم نقداً تاديه شود،
ماده 275 ـ  صدور اسناد سهم كمتر از قيمت مقرره آن جايز نيست.
ماده 276 ـ در صورتيكه  پرداخت ربع قيمت اسهام كه تاديه آن قانونا  مقتضي است در حين تعهد شرط نشده باشد موسسين ميتوانند بعد از تكميل و اختتام تعهدات باشخاصيكه اشتراك را تعهد كرده اند با ارسال مكتوب راجستري و نيز ذريعه جرايد اعلان كرده و تاديه ربع اسهام متعهده شان رادر ظرف مدت معين تقاضا كنند كسانيكه اشتراك را تعهد كرده اند اگر در ظرف مدت مذكور ربع  قيمت را تاديه نكنند موسسين مختار اند كه علاقه آن اشخاص را از شركت قطع و يا ايشان را بايفاي تعهد مجبور سازند در صورتيكه علائق متعهدين با شركت قطع گردد كسانيكه بعوض آنها متعهد ميشوند موظفند كه ربع قيمت سهام را تاديه كنند و تا وقتيكه ربع قيمت اسهام تاديه نشود شركت تشكيل شده نميتواند.
ماده 277 ـ  ربع قيمت  اسهاميكه از طرف تعهد كنندگان تاديه ميشود  بيك بانك معتبر توديع ميگردد . در صورت تشكيل شركت بموجب ارائه سندي از طرف هيئت  مديره كه حاوي ثبت و اعلان شركت  و اجازه مقام مربوطه باشد پول جمع آمده بشركت  تاديه ميشود ولي در حال عدم تشكيل شركت  پول مذكور با اشخاصيكه آنرا توديع نموده اند  بموجب ارائه سند اعاده ميگردد. ربع قيمت اسهاميكه  ببانك توديع شده است بهيچ صورت به موسسين  داده نميشود.
ماده 278ـ  بعد از تعهد  تمام سرمايه شركت و تاديه قيمت معين اسهام موسسين بايد در ظرف  ده روز بارسال  مكتوبهاي راجستري به آدرس معينه هر سهم دار و اعلان بجرايد مجمع عمومي تاسيس را باجتماع دعوت نمايند. ارسال اين مكاتيب و نشر اعلان بايد اقلاً پانزده روز قبل از وقت اجتماع بعمل آيد و مطالب ذيل در آن مندرج باشد:
1ـ تصديق تعهد  اشتراك تمام اسهام و تاديه ربع قيمت.
2ـ انتخاب  اهل خبره  براي تعيين قيمت اجناسيكه عوض سرمايه داده شده و اشتراي كدام موسسه كه به قرار اساسنامه مجاز باشد.
3ـ پيشنهاد راجع به منافع مخصوصه كه براي موسسين شرط شده باشد.
4ـ اگر اعضاي هيئت مديره در اساسنامه پيش بيني نشده باشد  تعيين اعضاي هيئت مديره.
5ـ  تعيين هيئت نظار:
ماده 279ـ مجمع عمومي تاسيس در روز معين اجتماع  نموده در اطراف مسايل متذكره ماده (278)  مذاكره  و تصويب مي كنند.  تصاويب مجمع در صورتي معتبر خواهد بود كه اقلا اشخاصيكه نصف سرمايه شركت را تمثيل نمايند حاضر باشند هر سهم براي سهم دار  حق يك راي را ميدهد و تصويبات باكثريت آراي موجوده معتبر ميباشد.
ماده 280ـ موسسين با ساير سهم دارانيكه  جنسي را عوض سرمايه ميدهند و يا موسسينيكه منافع مخصوص را براي خود پيش بيني نموده اند در مذاكراتيكه راجع به تعيين قيمت اجناس و يا تثبيت منافع مخصوصه بعمل مي آيد حق رائي ندارند.
ماده 281 ـ  اگر اولين اعضاي هيئت مديره شركت به موجب اساسنامه تعيين نگرديده باشد از طرف مجمع عمومي موسسين از بين سهمداران انتخاب مي شوند.
انتخاب اولين هيئت نظار مخصوصا مربوط به مجمع عمومي تاسيس بوده تعيين آن ذريعه اساسنامه جايز نيست. امور نظارت بدو نفر  يا بيشتر از سهمداران يا خارج آن تفويض مي شود.
ماده 282ـ  در مجمع عمومي  تاسيس كه بموجب ماده (279) منعقد ميگردد در تعيين اهل خبره جهت قيمت سرمايه هاي جنسي و موسسه هائيكه خريده ميشود حضور اقلاً  دو ثلث سهم داران سرمايه نقدي شركت شرط است تصويبات باكثريت آراء اتخاذ مي شود در صورتيكه تكميل نصاب مذاكره ممكن نباشد اهل خبره نظر بخواهش موسسين از طرف محكمه مربوطه تعيين ميشود.
ماده 383ـ  بعد از تنظيم  راپورت از طرف اهل خبره موسسين مجمع عمومي  تاسيس را به ترتيب و موعديكه در ماده (278) ذكر است مجددا به اجتماع دعوت مينمايد و به دعوت نامه يك يك قطعه صورت راپورهاي اهل خبره را ضميمه ميكند  صلاحيت مجمع عمومي تاسيس بمذاكره  و اتخاذ تصويب تابع نصاب اكثريت است كه در ماده (279) توضيح شده است.
ماده 284ـ مجمع عمومي تاسيس  راپورهاي اهل خبره را مطالعه و توضيحات اشخاصيكه  سرمايه جنسي داده اند و مالكيني كه موسسات خود را ميفروشند استماع مي نمايد قميتي را كه در راپورت اهل خبره ذكر شده  قبول و يا رد كرده و يا موافقت مالكين آنرا تعديل مي نمايند.
ماده 285 ـ  در مجمع عمومي تاسيس كه براي تدقيق  راپور اهل خبره دعوت شده اگر نصاب  تكميل نشود موسسين يك (ورقه  رويداد مجلس)  تنظيم و بذريعه  مكاتيب راجستري به سهمداران ارسال و بجرايد اعلان ميدارند درين حال مجلس آينده بعد از يكماه  دعوت باجتماع خواهد شد.
ماده 286 ـ  اگر در مجمع عمومي تاسيس اتفاق     آراء  حاصل نشود مخالفين ميتوانند علل اختلاف  عقيده خود را تحرير نمايند.
ماده 287 ـ  موسسين نميتوانند در اساسنامه مقرراتي درج نمايند كه بموجب آن اسهام بلا عوض (مجاني)  و يا پول نقد كه باعث تنقيص سرمايه شركت گردد به خود تخصيص دهند.
ماده 288ـ  پس از اجراي مقررات  ماده       (279) و (284)  موسسين در ظرف 15 روز بيان نامه متضمن اجراي شرايط مقتضيه تشكيل شركتهاي سهامي  اساسنامه شركت آويز بانك راجع به تاديه ربع قيمت سهام  رويداد مجمع عمومي تاسيس  راپور اهل خبره راجع به تعيين قيمت سرمايه جنسي يا كدام موسسه و اگر معامله مربوط به امتيازي باشد امتياز نامه و يا نقل مصدق آنرا به محكمه تجارتي مربوطه تقديم مينمايند.
محكمه اسناد مربوطه را تدقيق و اگر لازم شود از موسسين تحقيق و اگر نواقص ديده شود تكميل و تا يكماه پس از تاريخ تقديم اوراق تشكيل شركت را تصديق ميكند.
ماده 289 ـ تشكيل شركتي كه بموجب  ماده   (288)  تصديق شده باشد به دايره مربوطه تجارتي ثبت ميگردد.
ماده 290ـ  شركتيكه بموجب ماده (279)  ثبت و اعلان نشود قانونا متشكل شمرده نميشود و قبل از ثبت  و اعلان به اجراي معاملات شروع نمي تواند.
ماده 291ـ  كسانيكه متعهد اشتراك  بسرمايه شركت شده باشند  اگر قبل از تشكيل قانوني شركت  اسهام خود شان را به ديگري انتقال بدهند معتبر نيست.
ماده 292ـ  در شركت هائيكه بصورت آني تشكيل مي شود  شركاء يك اساسنامه كه حاوي ماده (274) راجع به تعهد تمام سهام و فقرات 4 و 5 ماده (278) و مقررات ماده (270) باشد تنظيم مينمايند اگر در جزء سرمايه  جنس يا كدام موسسه خريداري شده باشد اهل خبره براي تعيين قيمت از طرف محكمه تجارتي تعيين مي شود.
ماده 293 ـ اگر سهمداران شركت هاي سهامي كه بطور آني تشكيل ميشوند بخواهند اسهام خود را براي فروش بعامه عرضه دارند مجبور برعايت احكام مواد (272) و (273)  ميباشند.
ماده 294ـ  از ضرر و خساره كه درنتيجه عدم صحت اظهار نامه  يا اوراق متذكره  ماده (288) و ديگر اسناد توليد شود موسسين و آنهائيكه در تحرير اين اوراق اشتراك ميكنند جمعاً مسئول اند.
ماده 295 ـ  اگر تمام سهام يك شركت تعهد نگرديده و قيمت آن تاديه نشده باشد ولي خلاف حقيقت تعهد و تاديه شده وانمود شود موسسين و اشخاصيكه درين فعل با ايشان اشتراك نموده باشند مجبورند كه چنين اسناد را بحساب  خود گرفته و قيمت آنرا  تاديه نمايند.
ماده 296 ـ  اگر موسسين  و يا كسان ديگر در تعيين قيمت سرمايه جنسي و يا خريد  موسسه اي بشركت حيله نمايند مكلف اند ضرر و خساره كه بشركت ازين راه وارد ميشود  مجتمعاً جبران كنند.
ماده 297 ـ  اعضاء هيئت نظار و هيئت مديره دوره اول مكلفند تدقيق كنند كه در تشكيل شركت كدام خلاف رفتاري  واقع نشده باشد. اگر درين خصوص مسامحه نمايند و ضرري  وارد شود در صورتيكه از موسسين جبران نشده باشد اعضاي هيئت و نظار جمعاً مسئول شمرده ميشوند.
ماده 298 ـ مسئوليت موسسين اعضاي هيئت مديره و نظار بعد از انقضاي پنجسال از  تاريخ ثبت طبق تصويب مجمع عمومي شركاء قابل صلح و ابراء دانسته ميشود مشروط بر اينكه  ابراء مذكور  به تصويب ده يك آراء كه از سرمايه  نمايندگي  كند بعمل آمده باشد.
ماده 299 ـ حق مطالبه  جبران خسارات را كه شركت در مقابل  موسسين و يا اعضاي  هيئت مديره و نظار داراء ميباشد بعد از انقضاي مدت پنجسال ساقط ميشود.
ماده 300 ـ  موسسين از باعث تعهدات وسايل معاملاتيكه براي تاسيس شركت اجرا كرده اند در مقابل اشخاص ثالث مسئول اند. اگر شركت تشكيل شده باشد موسسين ميتوانند براي جبران اين مصارف بشركت رجوع كنند. دريافت  مصارف فوق  از شركت مربوطه به تصديق  مجمع عمومي تاسيس است. اگر تاسيس شركت بنابر كدام علتي صورت نگرفته باشد مصارف مذكور  عايد بموسسين بوده حق رجوع به سهم داران ندارند.

حصه دوم
هيئت مديره
ماده 301 ـ  شركتهاي سهامي  داراي  هيئت مديره  ايست كه اقلا از سه نفر مركب ميباشد اعضاي هيئت مديره  از ميان سهمداران از طرف مجمع عمومي انتخاب ميشود تعيين اولين اعضاي هيئت مديره ذريعه اساسنامه شركت هم ممكن است.
ماده 302ـ  هر يك از اعضاي هيئت مديره  مجبور است يك مقدار اسهام خود را كه قيمت آن معادل يك فيصد سرمايه  اصلي باشد  بشركت توديع  نمايد اگر يك فيصد سرمايه شركت  متجاوز از (دوصد) هزار افغاني باشد توديع زيادتر  از ين مبلغ مجبوري نيست تا زمانيكه  اعضاي هيئت مديره از مسئوليت هاي زمان تصدي خود از مجمع عمومي برائت  حاصل نكند سندات سهام مودوعه  ايشان نه بديگري انتقال و نه از شركت اخذ شده ميتواند  براي اين مقصد  اسناد مذكور  بحيث ضمانت  مهر گرديده  در خزانه شركت حفظ ميشود.
ماده 303ـ  اعضاي هيئت مديره حداكثر براي سه سال  انتخاب ميشوند اگر در اساسنامه شركت تجديد انتخاب اعضاء منع نشده باشد انتخاب مجدد آنها جايز است.
ماده 304 ـ  اعضاي  هيئت مديره در هر سال از ميان خود رئيس و در صورت لزوم معاون رئيس را انتخاب ميكنند.
ماده 305 ـ  اگر يكي از اعضاي هيئت مديره بنا بر علل قانوني بر طرف شود هيئت مديره بطور موقتي شخص ديگري را كه داراي شرايط قانونيه باشد انتخاب مينمايند و بايد در اولين اجتماع مجمع عمومي اين موضوع را براي  تصويب پيشنهاد كنند.
ماده 306 ـ  اگر اعضاي هيئت مديره  ذريعه اساسنامه  شركت هم تعيين شده باشند عند الايجاب  با تصويب  مجمع عمومي عزل شده  ميتوانند، درينصورت  از امتيازات و منافعيكه  به حيث عضو هيئت مديره داشتند بهره مند شده نميتوانند.
ماده 307 ـ اداره شركت  سهامي و نمايندگي  آن در خارج شركت مربوط به هيئت مديره  است.
ماده 308ـ  هيئت مديره  حقدارند هر نوع معاملات حقوقيه را كه در داخل مرام شركت باشد بنام آن اجرا و امضا كنند هيئت مديره در صورت ملاحظه  منفعت شركت بمصالحه  و ارجاع به حكميت مجاز است.
ماده 309ـ  براي اعتبار  اوراق و اسناديكه بنام شركت سهامي تنظيم ميشود در صورتيكه در اساسنامه صلاحيت امضاء تخصيص داده نشده باشد امضاء تمام اعضاي هيئت مديره لازم است.
ماده 310 ـ كسانيكه بنام شركت صلاحيت امضاء دارند مجبور اند كه بعد از قيد عنوان شركت ذيل آن امضاء نمايند.
ماده 311 ـ اعضاي هيئت مديره  در مذاكراتيكه به منفعت شخصيه شان تعلق  داشته باشد اشتراك  نميتوانند  درين حال اينطور اعضاء مجبور اند علاقه را كه بموضوع دارند به مجلس اظهار دارند و در جريان مجلس ثبت نمايند.
اعضاي هيئت مديره كه مخالف اين احكام حركت كنند مجبور به تضمين ضرري ميباشند كه بشركت وارد ميشود اگر اكثر اعضاي هيئت مديره بموضوع مذاكره از جنبه شخص ذي نفع باشند مسئله در اولين مجمع عمومي تقديم مي شود.
ماده 312 ـ اعضاي هيئت مديره بدون اذن مجمع عمومي بنام و حساب خود و يا بنام و حساب  شخص ديگري بالذات  يا بالواسطه  يك معامله تجارتي را با شركت نمي توانند.
ماده 313ـ هيچ يك از اعضاي هيئت مديره نمي توانند  بدون اجازه مجمع عمومي در معامله تجارتي از نوع معامله تجارتي شركت مربوطه خود اشتغال كند و همچنين نمي تواند شخصا بصفت عضو  مسئول در يك شركت ديگري كه بهمين نوع معامله مصروف ميباشد داخل شود.
شركت ميتواند از هر عضو هيئت مديره كه مخالف اين حكم حركت نموده باشد مطالبه خساره كند و يا معامله را كه بنام خود عقد نموده باشد در بدل خساره  بنام شركت محسوب دارد و تقاضا كند منافعيكه از معاملات مذكور حاصل شده باشد بشركت عايد گردد. در اتخاذ  تصويب راجع به مطالب فوق اعضاي هيئت مديره كه مسئول اند  شركت نميتواند ، استفاده از حقوق مذكور براي شركت تا مدت يكسال از تاريخ وقوع معامله محفوظ است.

ماده 314ـ اگر سرمايه شركت به نصف تنزل كند هيئت مديره براي اتخاذ تصويب راجع به تكميل سرمايه  بمقدار اصلي  و يا اكتفا بمقدار متباقي و يا براي انحلال شركت مجمع عمومي را بصورت فوري دعوت ميكند اگر تنها يك ثلث سرمايه  باقيمانده باشد و مجمع عمومي راجع به تكميل سرمايه و يا اكتفاء به ثلث آن تصميم نگيرند شركت منحل شمرده ميشود اگر ديون شركت از دارائي  آن زيادتر باشد هيئت مديره  مجبور است از محكمه رسيدگي و اعلان افلاس را تقاضا كند.

ماده 315 ـ  هيئت مديره مكلف است  دفاتر لازمه را ترتيب كرده و در موعد معين بيلانس سنه گذشته را بطور واضح و منظم تهيه ديده  و اقلا 15 روز  قبل از اجتماع  مجمع عمومي براي تدقيق سهمداران حاضر دارد.
ماده 316 ـ  تمام مصارفيكه  به نسبت تاسيس اداره  شركت بعمل آمده باشد  در حساب مربوطه مصرف سنويه قيد ميگردد ليكن مصارفيكه  براي تاسيسات  ابتدائي  و يا احداث يك شعبه جديد و يا توسيع معاملات قرار اساسنامه و يا تصويب مجمع عمومي بعمل آمده باشد حداكثر تا پنجسال در حساب مصرف ادامه مييابد  باينصورت در بيلانس  هر سنه بايد مقدار مصارف همان سنه درج شود.
قيمتهاي اموال منقول و بناها و ماشين هاي شركت كه هر سال نشان دادن آن در بيلانس  لازم است عبارت است از قيمت خريد بعد از وضع استهلاك اگر اين اموال بيمه شده باشد مصارف بيمه در بيلانس نشان داده ميشود.
ماده 317 ـ هيئت مديره مجبور است در ختم هر سنه حسابيه علاوه بر بيلانس راپورتي درباره وضعيت تجارتي ـ مالي و اقتصادي شركت و خلاصه معاملات  عمده سال ترتيب دهد و همچنين پيشنهادي  راجع به فيصدي توزيع منافع  و تشكيل ذخيره  تقديم نمايد.

ماده 318 ـ اگر در اساسنامه  شركت طور ديگري  مقرر نشده باشد مجالس هيئت مديره اقلا با حضور بيش از نصف اعضاء رسمي  تلقي شده و تصاويب با اكثريت  آراء اعضاي موجوده معتبر است.
راي دادن  اعضاء به وكالت يكديگر  جايز نيست در صورت تساوي آراء موضوع بجلسه آينده موكول ميشود اگر در جلسه آينده نيز آراء مساوي باشد موضوع رد شده محسوب مي گردد. مذاكرات  جلسه هيئت مديره توسط يك منشي كه از بين اعضاء  و يا از خارج انتخاب ميشود بطور منظم بدفتر ثبت ميگردد لازم است تصويبها از طرف اعضاي  موجوده امضاء شود و اعضائيكه مخالف تصويب  ميباشند سبب مخالفت خود را در تصويب درج مينمايند.
ماده 319ـ  اگر در اساسنامه طور ديگري مقرر نشده باشد براي هر روز  اجتماع به اعضاء هيئت مديره  كه در جمله هيئت عامل  شامل نباشند حق الزحمه حضور داده ميشود. اگر مقدار حق الزحمه  در اساسنامه  تعيين نگرديده باشد از طرف مجمع  عمومي تعيين ميشود.

ماده 320 ـ اعضاي هيئت مديره از معاملاتيكه بنام شركت انجام داده باشند شخصا  مسئول شمرده نميشوند مگر در مواد آتي كه در نزد شركاء  و اشخاص ثالث مسئول خواهند بود:
1ـ عدم صحت تصديق تاديات شركاء در بدل سند سهام
2ـ عدم حقيقت مفاد يكه توزيع و تاديه ميگردد.
3ـ عدم وجود دفاتريكه قانونا وجود آن لازميست و يا عدم نظم آن.
4ـ عدم اجراي فيصله ئيكه  از طرف مجمع  عمومي بعمل مي آيد.
5ـ  عدم ايفاي تمام وظايفي كه از روي قانون و يا بر حسب  اساسنامه  شركت بدوش ايشان گذاشته شده باشد. در صورتيكه شركت يكي از وظايف فقرات پنجگانه را بيكي از اعضاي هيئت مديره تفويض نموده باشد مسئوليت  تنها بخود همان عضو متوجه بوده به ساير  اعضاء ربطي نخواهد داشت.
ماده 321 ـ اعضاي هيئت مديره كه جديدا تعيين ميشوند مجبورند  معاملات غير  اصولي اعضاي سابق را كه آگاه شوند به هيئت نظار  اطلاع دهند و الا در مسئوليت ايشان شريك شمرده خواهند شد.
ماده 322 ـ  اعضائيكه بموجب ماده (321)  در معاملات غير اصولي هيئت مديره سابق اظهار  مخالف كرده سبب مخالفت خود را در رويداد مجلس درج و به هيئت نظارت نيز تحريرا خبر دهند و يا بنابر معذرتي در اثناي  مذاكره  همان معامله  حاضر نباشند از مسئوليت  بري ميباشند.
ماده 323 ـ  اگر يكي از اعضاي هيئت مديره بصورتي از صور با دسيسه  يا بيانات مغاير حقيقت درباره  وضعيت حاضره  شركت اشخاص ثالث را اغفال  كند شخصا مسئول ضرري مي باشد كه ازين رهگذر  وارد ميشود.
ماده 324ـ مسئوليت دعاوي كه بموجب مواد (320)  و (321)  بر عليه اعضاء هيئت مديره  متوجه ميشود از تاريخ وقوع معامله  پس از پنج سال ساقط ميشود.
ماده 325ـ  در صورتيكه  مجمع عمومي به اقامه دعوي  بر عليه اعضاء هيئت مديره تصويبي بعمل آورده باشد مطابق آ، اجرا ميشود اگر مجمع عمومي عدم اقامه دعوي را تصويب ولي سهمدارانيكه ده درصد سرمايه شركت را مالك  باشند برين تصويب مخالفت كنند  شركت از تاريخ  تصويب و خواهش مخالفين مجبور است  تا مدت يكماه  دعوي را اقامه نمايد. اقامه دعوي در موردفوق  بنام شركت به هيئت نظار تعلق دارد اگر اقامه دعوي به آراي  سهم دارانيكه ده فيصد سرمايه را نمايندگي  ميكند صورت  بگيرد سهمداران مذكور  ممكن است از خارج وكيل تعيين كنند سهمدارانيكه  به اقامه دعوي  راي ميدهند  مجبورند  سهام خود را  بنام تامين خساره شركت تا ختم دعوي بيك بانك معتبري بطور امانت بگذارند در حال رد دعوي  سهم داران  مذكور بجبران خساره شركت مكلف ميباشند.

ماده 326 ـ  اجراآت امور شركت  اگر بموجب  اساسنامه  و يا تصويب مجمع عمومي  بمديريكه  از اعضاي  هيئت مديره  نباشد سپرده شود درين حال مدير  مذكور مثل عضو هيئت مديره از عدم ايفاي  وظايفي كه  در ماده (320) بيان شده در مقابل شركاء و اشخاص ثالث مسئول ميباشند قيد شرط ديگري مغاير اين حكم در اساسنامه و يا ادعاي اينكه مدير مذكور زير اثر هيئت مديره ميباشند مسئوليت او را از بين نمي برد.


ماده 327 ـ  اعضاي هيئت مديره از قصور يا از طرف مدير  صادر شد  مسئول نميباشند ولي اگر اعضاي  هيئت مديره  اشخاص را كه اهليت نداشته باشند بكار مقرر نمايند و يا راجع به امور  و معاملات سوء آنها مسامحه كنند و يا در اموريكه صلاحيت نداشته باشند اجازه كار بدهند البته نزد شركاء  مجتمعا  مسئول خواهند بود معذالك  اعضاي هيئت  مديره ئيكه بموجب ماده (322)  درين نوع  تقصيرات  عدم اشتراك شان را ثابت نمايند از مسئوليت بري خواهند بود.
ماده 328 ـ اگر در اساسنامه بصورت ديگري مقرر نشده باشد هيئت مديره ميتوانند مديران را عزل و نصب نمايند صورت عزل و نصب اعلان ميشود.
ماده 329ـ مديرها اجراي بعضي معاملات را كه بدان مجاز باشند ميتوانند بديگري تفويض كنند ولي وظيفه مديريت خود را نميتوانند بديگري بسپرند.
ماده 330 ـ  مديرها براي مدتيكه بيشتر از مدت وظيفه اعضاي هيئت مديره باشد تعيين شده نميتوانند و مثل اعضاي هيئت مديره عزل شان در هر وقت ممكن است. مديريكه از بين سهمدران انتخاب و عزل گرديده باشد نمي تواند  ادعاي خساره كند.
ماده 331ـ  هيئت مديره  شركت سهامي  علاوه بر دفاتر تجارتي كه به ترتيب آن مجبورند  موظف اند دفاتر ذيل را هم ترتيب دهند:
1ـ دفتر مخصوص سهمداران كه در آن اسم ـ ولديت ـ شهرت ـ عنوان و مسكن سهمداران  قيد باشد.
2ـ تاديات در مقابل سرمايكه در اول تشكيل شركت داده شده و يا بعدا تزئيد  يافته باشد.
3ـ كتاب رويداد مجامع عمومي
4ـ  كتاب تصويبات هيئت مديره
ماده 332ـ  اگر در اساسنامه راجع مقرري مامورين طور ديگري  مقرر نباشد انتخاب و مقرري آنها از وظايف هيئت مديره است.
ماده 333ـ  اگر يكي از اعضاي هيئت مديره  يا نظار شركت را افلاس كند و يا اهليت قانونيه آنها سلب شود و يا به جنحه و جنايت محكوم  گردند صلاحيت شان در وارسي از امور  شركت ختم و عوض شن شخص ديگري انتخاب ميشود.
ماده 334ـ  هيئت مديره  ميتواند صلاحيت و اقتداري را كه دارند  با اكثريت آراء بيك يا چند نفر  خود تفويض نمايند.
حصه سوم
هيئت نظار
ماده 335 ـ  اگر در اساسنامه  شركت طور ديگري مقرر نشده  باشد هيئت نظار شركتهاي  سهامي مركب  از دو نفر  ميباشند هيئت نظا از شركاء و يا غير شركاء دفعه اول  براي مدت يكسال از طرف مجمع عمومي تاسيس شركت و بعدا براي حداكثر سه سال از طرف  مجمع عمومي انتخاب ميشوند.
هيئت نظار يكه مدت انتخاب شان باختتام ميرسد مجددا  انتخاب شده ميتوانند هيئت نظار  به عضويت هيئت مديره  انتخاب شده نمي توانند همچنان بصفت مامور  معاملات شركت را اداره كرده نمي توانند اعضاي هيئت مديره  كه وظايف ايشان خاتمه مي يابد تاوقتيكه از مجمع عمومي برائت حاصل ننمايند عضو هيئت نظار انتخاب شده نمي توانند.
ماده 336ـ مجمع عمومي  براي تدقيق  بعضي موضوعات معينه ميتواند هيئت نظار جداگانه انتخاب كند.
ماده 337ـ  كسانيكه با اعضاي هيئت مديره خويش و قرابت نسبي داشته باشند مثل پدر ـ پسر ـ كاكا ـ ماما ـ خسر ـ دامات عضو هيئت نظار انتخاب شده نمي توانند و اگر انتخاب شده باشند مجبور به استعفا ميباشند.
ماده 338 ـ  اعضاي هيئت نظار  در هر زمان  از طرف مجمع  عمومي عزل و عوض ايشان ديگري نصب شده ميتواند و اگر عضوي از بين سهمداران  انتخاب گرديده باشد نسبت بعزل خود دعوي خساره نمي تواند.
ماده 339 ـ  تعيين و تبديل هيئت نظار از طرف هيئت مديره بدايره ثبت تجارت ثبت گرديده اعلان ميشود.
ماده 340 ـ  اگر يكي از اعضاي هيئت نظار به علتي از علل از اجراي وظيفه بازماند اعضاي ديگر نظار براي رسيدگي به وظيفه او تا موقع اولين اجتماع مجمع عمومي يك عضو ديگر را انتخاب ميكنند و در صورتيكه اعضاي هيئت نظار مركب از دو نفر باشد عضو كمبود را محكمه تعيين و تا انعقاد اولين مجمع عمومي اجراي وظيفه ميكند.
ماده 341ـ  هيئت نظار بوظائف ذيل موظف ميباشند:
1ـ باتفاق اعضاي هيئت مديره تنظيم  شكل بيلانس و تعيين چگونگي وضع سهام.
2ـ تدقيق  جريان امور  دفاتر شركت اقلا شش ماه يك مرتبه
3ـ  تفتيش خزانه شركت اقلا سه ماه يك مرتبه بصورت ناگهاني و غير منتظر.
4ـ  موجودي هر نوع اوراق  قيمت دار كه بصورت رهن يا تضمينات و يا بطور امانت در خزانه شركت گذاشته شده باشد و تطبيق آن بدفاتر مربوطه اقلا ماه يك مرتبه.
5ـ تدقيق رعايت مقررات اساسنامه راجع بدعوت و اجتماع  مجمع عمومي
6ـ تدقيق بيلانس سنوي
7ـ  نظارت اعمال اعضاي هيئت مديره در پرتو احكام قانون ومقررات  اساسنامه شركت.
8 ـ  دعوت مجمع عمومي عادي و يا فوق العاده در صورت اهمال هيئت مديره.
9 ـ حضور در مجالس عمومي.
10ـ  نظارت معاملات تصفيه.
ماده 342ـ هيئت نظار مكلف اند تا در اخير هر سال مالي  دوباره راپور و ساير اوراقيكه  هيئت مديره   راجع بوضعيت شركت و بيلانس  و حسابات ديگر و توزيع  مفاد ترتيب  ميكند مطالعات  خود را به مجمع عمومي بسپارند.
ماده 343ـ  صلاحيت هيئت نظار كه در مواد (335 و 342) درج است بذريعه  اساسنامه  شركت  تحديد  شده نميتواند.
ماده 344ـ  هيئت نظار مجبورند در صورت ظهور  عواملي مهم و فوري  مجمع عمومي را باجتماع فوق العاده دعوت كنند.
ماده 345ـ هيئت نظار مكلفند كه وظايف خود را بحسن صورت اجرا نمايند و الا نزد مجمع عمومي مسئول ميباشند حق دعوي راجع  به مسئوليت  هيئت نظار از تاريخ ظهور مسئوليت هيئت نظار از تاريخ ظهور مسئوليت بعد از مرور پنجسال  ساقط ميشود.
ماده 346 ـ هر سهم دار راجع به امور شركت بر عليه هيئت مديره و مديران شركت ميتواند به هيئت نظار مراجعه كند.
هيئت نظارت مجبوراند  نسبت بموضوعي كه بايشان مراجعه شده تحقيقات كنند اگر در نتيجه تحقيقات ادعا صحت پيدا كند كيفيت را در راپور سالانه  خود به مجمع عمومي درج ميكنند در صورتيكه مراجعين از ده فيصد سرمايه شركت نمايندگي كنند هيئت نظار  مطالعات و نظريات خود را به نسبت واقعه اعم از اينكه صحت دارد يا ندارد در راپور درج مي نمايند و در صورتيكه لازم باشد ميتوانند مجمع عمومي را باجتماع فوق العاده دعوت كنند مراجعينيكه به هيئت نظار مراجعت ميكنند لازم است مقدار اسهامي را كه معادل ده فيصد سرمايه شركت باشد بيك بانك معتبر بطور تضمين بگذارند اين اسهام تا ختم اولين اجتماع مجمع عمومي در بانك حفظ ميشود.
ماده 347 ـ اعضاي هيئت نظارت  ميتوانند در مذاكرات هيئت مديره  حاضر شده پيشنهاداتي را كه مناسب بدانند به هيئت مديره و يا مجامع عادي و فوق العاده  تقديم دارند ولي اعضاي نظار در مجالس هيئت مديره و مجامع عمومي حق راي ندارند.

حصه چهارم
مجمع عمومي
ماده 348ـ اجتماعي مجمع عمومي شركتهاي  سهامي يا بطور عادي و يا بصورت فوق العاده ميباشد  اجتماع عادي  بعد از ختم هر دوره حسابيه در ظرف چهارماه و اقلا در سال يكبار  انعقاد مييابد درين اجتماع بموجب ماده  (358)  در اطراف موضوعاتيكه درج آنها  در آجنده لازم است بحث و مذاكره ميشود در صورت لزوم مجمع عمومي به اجتماع فوق العاده دعوت ميشود.
ماده 349 ـ  دعوت مجمع عمومي براي اجتماع عادي و اجتماع فوق العاده  به هيئت مديره مربوط است هيئت نظار هم ميتواند بموجب ماده (344)  مجمع فوق العاده  را دعوت بانعقاد كند.
ماده 350 ـ اگر در اساسنامه  طور ديگر  قيد نشده باشد مجمع عمومي  در محليكه  مركز شركت است باجتماع دعوت ميشود.
ماده 351ـ  اگر در اساسنامه  طور ديگري قيد نشده باشد ارباب سهام در مجامع عمومي به تناسب سهم خود حق راي دارند سهمدارانيكه  مالك سهم معينه نباشنتد ميتوانند  بطور مشترك اسهام خود را  بحد نصاب رسانيده  از بين خويش شخصي را كتبا نماينده  معرفي و بمذاكرت  مجمع عمومي  اشتراك كنند.
ماده 352 ـ براي تشكيل  مجامع عمومي  (باستثاني موضوعاتيكه  درين قانون مقرر شده) نصابيكه  اساسنامه تعين ميكند  معتبر است ولي مشروط  بر اينكه اين نصاب  از 1 ـ 4 حصه  سرمايه كمتر نباشد . اگر نصاب در اجتماع اول  حاصل شده نتواند  به فاصله 15 روز  مجمع دو باره باجتماع دعوت ميشود سهمدارانيكه در اجتماع دوم حضور بهم ميرسانند  در مذاكرات  اعطاع راي صلاحيت دارند تصاويب باكثريت  آراء  (چه اصالتا باشد و چه وكالتا)  معبتر است.
ماده 353ـ هيچ يكي از سهمداران به موضوعيكه شخصا ذيعلاقه باشد راي ندارد.
ماده 354ـ  سهمدارانيكه  اقلا داراي بيست فيصد  سهام شركت  باشند ميتوانند  تقاضاي كتبي  و مستند در انعقاد مجمع عمومي بدهند هيئت مديره مكلف است كه بموجب اين تقاضا مجمع عمومي را باجتماع فوق العاده دعوت كند درينصورت مواديكه مذاكره آن تقاضا شده است به آجنده مجلس داخل ميشود ممكن است در اساسنامه مقرر شود كه سهمدارانيكه ده فيصد از سرمايه شركت را نماينده گي كنند هم بتوانند اين حق را در احضار مجمع عمومي استعمال  نمايند.
ماده 355 ـ  در صورتيكه به تقاضاي كتبي سهمداران طبق ماده (354)  از طرف هيئت مديره و يا بموجب ماده (346)  از طرف هيئت نظار  ترتيب اثر داده نشود محكمه تجارتي محل شركت ميتواند باثر مراجعه سهمدران مذكور مجمع  عمومي رادعوت و موضوعاتي را كه خواهش نموده اند جزو آجنده قرار دهد در ينصورت در اعلان اجتماع بايد اجازه  محكمه هم تصريح گردد. در حال مراجعه به محكمه هم حكم فقره اخير ماده (346)  تطبيق ميشود.
ماده 356ـ  دعوت مجمع عمومي براي اجتماع به ترتيب و شكلي كه در اساسنامه  ذكر شده  اجرا ميشود و اقلا يكماه قبل از زمان اجتماع به سهمداران  اطلاع داده ميشود.
ماده 357ـ  براي اينكه مالكين سهام  بي اسم بتوانند  در مجمع عمومي راي بدهند لازم است كه سهام و اسناد خود را ده روز قبل از روز اجتماع بشركت بسپارند.
ماده 358 ـ  اعلانات و دعوت نامه هاي انعقاد مجمع عمومي  لازم است كه حاوي آجنده ذيل باشد:
1ـ قرائت راپورهائيكه از طرف هيئت مديره وهيئت نظار ترتيب داده ميشود.
2ـ تصديق يا تعديل يا رد بيلانس و حساب نفع و ضرر و پيشنهاد توزيع مفاد.
3ـ اگر طور ديگري تعيين نشده باشد تعيين حق الزحمه و منافع اعضاي هيئت مديره و هيئت نظار.
4ـ انتخاب مجدد و يا تبديل اعضاي  هيئت مديره  و نظاريكه مدت خدمت شان ختم شده باشد موضوعاتيكه در آجنده قيد نشده باشد مورد مذاكره قرار داده نميشود.
تبصره: در صورت لزوم  مواد ديگري هم درج آجنده شده ميتواند.
ماده 359ـ  هر سهمدارايكه حق راي داشته باشد ميتواند قبل از ده روز اجتماع مجمع دفتر دارائي  و حساب نفع  و ضرر و بيلانس  و راپورهاي هيئت نظار و هيئت مديره  را در مركز شركت تدقيق كرده و نقل راپور و بيلانس را اخذ كند.
تبصره:  ممكن است راپورت هيئت مديره و نظار يا بيلانس و حساب نفع و ضرر  قبلا چاپ و حين انعقاد مجمع به سهمداران توزيع گردد.
ماده 360ـ  در اجتماع مجمع عمومي جدولي ترتيب ميشد كه اسامي و محل اقامت ومقدار  سهام سهمداران  و يا وكلاي شانرا كه حاضر شده اند نشان بدهد  اين جدول  از طرف رئيس و منشي امضاء شده و در جزء ديگر اوراق  مجمع بدوسيه  مخصوصي حفظ ميگردد.
ماده 361ـ  رئيس مجمع از طرف خود مجمع عمومي انتخاب مي شود.
ماده 362ـ  در اثر درخواست اكثريت سهمداران و يا اقليتي كه دهم حصه سرمايه شركت را نمايندگي كند مذاكره راجع به بيلانس براي (15) روز به تعويق انداخته شده ميتواند.
ماده 363ـ  يك نقل تصويبات مجمع عمومي عادي و فوق العاده  با جدول اسامي سهمدارانيكه قرار ماده (360)  باجتماع حاضر شده اند و اسناد مثبته دعوت كه مجمع بقرار قانون منعقد شده ترتيب گرديده و با رويداد مجلس براي ثبت در دايره ثبت تجارتي ارسال ميگردد.
ماده 364 ـ  اگر سهمدارانيكه داراي  ده يك سرمايه  شركت باشد  ادعا كنند كه در تاسيسات شركت و يا معاملات آن سؤ استعمالات وجود دارد يا احكام قانون و مقررات  اساسنامه شركت اخلال ميشود ميتوانند  براي تحقيق آن از مجمع عمومي تقاضا كنند كه هيئت نظار خصوصي تعيين شود در صورت  رد اين تقاضا  از مجمع عمومي  ميتوانند به محكمه رجوع كنند ولي درينصورت لازم است كه مصارف لازمه را قبلا تاديه و سهامي را كه مالك اند بيك بانك معتبر  توديع نمايند. در صورتيكه  اين درخواست از طرف محكمه رد گردد و يا با در نظر گرفتن نتايج تحقيقات  بي مورد ديده شود سهمدارانيكه سؤنيت  ايشان در  اين امر به ثبوت برسد براي  ضرريكه شركت ازين حيثت متحمل گرديده باشد جمعا مسئول اند.
ماده 365 ـ تصديق بيلا نس از مجمع عمومي متضمن برائت اعضاي هيئت مديره وهيئت نظار است با اينهم اگر در مندرجات بيلانس غموض و پيچيدگي وجود داشته باشد اعضاي هيت مديره ونظار نمي توانند باتصديق آن از طرف مجمع برائت حاصل كنند .
ماده 366ـ  تصويباتيكه از طرف مجمع عمومي بعمل مي آيد راجع به شركائيكه در اجتماع حاضر نباشند ويا راي مخالف بدهند نيز معتبر است .
ماده 367 ـ بر عليه تصويبات مجمع عمومي (كه مغاير احكام صريحه قانون و يا اساسنامه  شركت باشد) از تاريخ  صدور الي  سه ماه ميتوان بمحكمه كه در محل شركت بوده و به فيصله معاملات تجاريه  مكلف باشد مراجعت و اعتراض  كرد حق اعتراض عايد است به :
1ـ سهمدارانيكه  در اجتماع  حاضر بوده ليكن با تصويب مخالف و مخالفت خود را بورقه رويداد درج كرده اند يا بصورت غير قانوني از دادن راي محروم شده باشند و يا دعوت باجتماع بصورت قانوين بعمل نيامده باشد.
2ـ هيئت مديره.
3ـ هر يكي از اعضاي هيئت مديره و هيئت نظار در صورتيكه تصويب برايشان  موجب توليد  مسئوليت گردد اگر اعتراضات  از تصويب عمومي متعدد باشد محاكمه آنها  واحد است و بنابرين تا ختم مدت اعتراض رسيدگي بشكايات  معطل ميشود. محكمه باثر درخواست  علاقمندان  ميتواند از اعتراض كنندگان  ضماناتي را در مقابل ضرر احتمالي شركت تقاضا كند تعين مقدار ضمانات مربوط به محكمه است اگر اعتراض از جانب هيئت مديره باشد از طرف شركت هيئت نظار نمايندگي ميكند.
ماده 368 ـ  در صورت اعتراض بر عليه تصويب مجمع بر طبق ماده (367)  محكمه ميتواند بعد از خواستن توضيح از اعضاي هيئت مديره و هيئت نظار اجراي تصويب را كه بر عليه آن اعتراض واقع شده باشد تاخير كند.
ماده 369 ـ  حكم محكمه  راجع به فسخ تصويبي كه مورد اعتراض است بعد از آنكه صورت قطعيه را بخود بگيرد  درباره تمام  سهمداران  معتبر شمرده ميشود. هيئت مديره مجبور است تا يك نقل حكم مذكور را فورا ثبت و اعلان كند.
ماده 370 ـ  اگر ثابت شود كه اعتراض  اشخاص بر عليه تصويب  مجمع عمومي بنابر سؤ نيت بوده است از ضرر و خساره كه ازين سبب بشركت وارد ميشود  اشخاص مذكور  جمعا مسئول اند.
ماده 371 ـ  اگر در اساسنامه  خلاف آن مقرر نشده باشد مجمع عمومي  ميتواند  مقررات اساسنامه را تعديل كند ولي در تزئيد  سرمايه شركت و تبديل تابعيت اتفاق آراء سهمدران شرط است. در مذاكرات اجتماعاتيكه براي تعديل اساسنامه بعمل مي آيد  شخصيكه مالك يكسهم هم باشد  حق اشتراك  و راي دارد  اگر در اساسنامه  قيدي بر خلاف  اين امر باشد معتبر نيست. اشخاصي كه داراي زيادتر از يك سهم باشند اگر در اساسنامه بر خلاف آن هم مقرر شده باشد آراء به تناسب اسهام معتبر خواهد بود.
ماده 372 ـ در اجتماعات مجمع عمومي كه مربوط به تبديل موضوع معامله و يا نوع شركت باشد حضور سهم دارانيكه  اقلا از سه ربع سرمايه  شركت نمايندگي كنند شرط است براي اعتبار تصويباتيكه در اين اجتماعات اتخاذ ميشود اتفاق دو ثلث آرائيكه اصالتا و يا وكالتا  داده شود ضروري است. اگر در اجتماع اول حضور نمايندگي سه ربع سرمايه ممكه نشود هيئت مديره ميتواند  بار دوم مجمع عمومي  را دعوت كند اين دعوت مجمع به فاصله  پانزده  روز به جرايد  اعلان ميشود و درين مرتبه حضور تعداد  ارباب سهاميكه نصف سرمايه  را نمايندگي كنند كافيست. در اعلانات و دعوتنامه هائيكه براي دعوت به اجتماع بمالكين سهام با اسم تحرير ميگردد رويداد مذاكرات و تاريع انعقاد و نتيجه  مذاكرات سابقه هم  درج ميشود.  اگر نصاب مذاكره  در اجتماع  دوم هم كافي  نگردد اجتماع سوم در داخل  مدت اجتماع دوم بانعقاد دعوت ميشود.
براي اين اجتماع حضور  و نمايندگي  از ثلث سرمايه شركت كافي است ولي براغي اعتبار تصويبات شرط است كه دو ثلث آرائيكه اصالتا يا وكالتا حاضر شده اند راي داده باشند.
ماده 373ـ تصويبي كه از طرف مجمع عمومي راجع به تعديل مواد اساسنامه شركت بعمل مي آيد  قبل از ثبت و اعلان به محكمه تجارتي محلي كه مركز شركت باشد معتبر نيست.
ماده 374 ـ در صورتيكه مجمع عمومي براي تعديل مواد اساسنامه دعوت باجماع ميشود بايد متن تعديل هم بموجب ماده (356)  بعلاقه مندان اعلان شود.
ماده 375 ـ  تاوقتيكه سرمايه ابتدائي شركت تاديه نشده مجمع عمومي نميتواند به صدور سهام جديد و تزئيد سرمايه تصميم بگيرد.
ماده 376ـ در صورتكيه مجمع عمومي درباره تزئيد  سرماية  شركت با صدور سهام  جديد تصميم بگيرد اسناد مربوط پس از تكميل  مراسم قانونيه با يك بيان نامه مشترك هيئت  مديره و هيئت نظار بوزارت اقتصاد ملي  سپرده شده پس از تصديق مقام وزارت  مراتب به محكمه تجارتي ثبت و اعلان ميشود.
ماده 377 ـ  در صورتيكه بدل سهام جديد جنس باشد بموجب مقرراتيكه  درين باره در ابتداي تاسيس شركت  پيش بيني شده اجرا ميشود.
ماده 378 ـ  اگر تزئيد  سرمايه مطابق احكام قانون بعمل نيامده باشد بي اثر بوده و هيئت مديره ونظار در مقابل شركت و اشخاص ثالث از اين حيث جمعا مسئول شمرده ميشوند.
ماده 379ـ اگر در تصويب مجمع عمومي راجع به تزئيد  سرمايه ممانعتي موجود نباشد هر يكي از سهمداران  ميتوانند از سهام  جديد به تناسب سهمي كه در سرمايه  شركت دارند  باخذ سهام به پردازند. هيئت مديره سهام صادره  را كه بسهمداران داده ميشود اعلان ميكند و در اعلان راجع به قبول  و ياد سهمداران يك مدتيكه كم از چهار هفته نباشد تعيين ميشود.
ماده 380ـ تصويبي كه از طرف مجمع عمومي راجع به تنقيص سرمايه بعمل مي آيد بايد ترتيب و طرز اجراي تنقيص را هم در برداشته باشد.
ماده 381 ـ  بعد از اعلان و ثبت تصويب مجمع عمومي راجع به تنقيص سرمايه  دائنين بذريعه سه مرتبه اعلان در جرايد دعوت ميشوند علاوتا به داينيني كه نزد شركت معلوم است دعوت نامه هاي عليحده هم فرستاده ميشود.
قبل از ختم تاريخ اعلان اخير دائنينكه  طلبات ايشان ثابت شود در صورت درخواست قروض ايشان پرداخته ميشود براي تصفيه  معاملات به سهمداران  تاديه بعمل نمي ايد.
ماده 382ـ در تنقيص سرمايه اگر  تنزيل سهام بطور مبادله  يا تابپه نمودن و يا صورت ديگري مناسب ديده شده باشد  اين ترتيب اعلان ميشود سهامي را كه با وجود اطلاع آورده نشده باشد ممكن است ابطال  نمود ولي در اعلانيكه در مورد اعاده سهام بشركت بعمل مي آيد بايد صريحا راجع  بابطال اخطار داده شود.
ماده 383ـ  بعد از آنكه  معاملات راجع به تنقيص سرمايه انجام يافت كيفيت از طرف هيئت مديره بدايره ثبت تجارت ثبت و اعلان ميگردد.

حصه پنجم
اسناد سهم
ماده 384 ـ  سندات سهم باسم و يا بي اسم ميباشد.
ماده 385ـ  قبل از ثبت شركت سندات سهم و يا اسناد موقتي كه عوض اسناد اسهام ميباشند نبايد صادر شود.
ماده 386 ـ  در صورتيكه خلاف آن در اساسنامه شركت مقرر نشده باشد لازم است كه سندات سهم با اسم باشد.
ماده 387ـ  اگر در اساسنامه شركت شرطي راجع به تبديل  نيافتن سهام با اسم به سهام بي اسم و يا بالعكس درج گرديده  باشد معتبر است.
ماده 388 ـ  براي تبديل  سهام با اسم  به اسهام بي اسم شرط است كه تمام قيمت آن پرداخته نشده باشد و اگر قيمت سهام يا  اسم از قيمت محرزه آن زياد باشد مبلغ زايد بايد اخذ شود.
مده 389 ـ  سندات  سهميكه  قيمت آن  تماما پرداخته نشده باشد  و اسناد موقتيكه قبل ازسندات سهم  بسهم داران براي معلوم ساختن حق اشتراك ايشان داده ميشود بايد كه با اسم باشد.
ماده 390ـ، هر سند سهم در مقابل شركت غير قابل تقسيم است اگر ملكيت سند سهم متعلق بچند نفر باشد ميتوانند حقوق خود شانرا در مقابل شركت تنها  بواسطه تعيين وكيل تثبيت كنند.
391 ـ  سندات سهم بايد داراي امضاي شخصي باشد كه بنام شركت صلاحيت امضا را دارد در سند سهم  عنوان شركت ، تاريخ اعلان تاسيس و تعداد سندات  سهم با مقدار سرمايه شركت و قيمت هاي سهام شود ـ امضاء بشكل تاپه  يا مهر هم مجاز است.
ماده 392 ـ هر سند سهم بايد اقلا (صد) افغاني قيمت داشته باشد سند صدور سند سهم كمتر از يكصد افغاني مجاز نيست مگر بشرطيكه در اساسنامه طور ديگري مقرر شده باشد.
ماده 393ـ  در سندات سهم با نام بايد اسم ـ پيشه و مسكن مالك نوشته شده و از طرف شركت در دفتر مخصوص قيد شود.
ماده 394ـ  اگر بر خلاف آن در اساسنامه شركت پيش بيني نشدهب اشد سندات سهم با نام را ميتوان بدون موافقت شركت بديگري انتقال داد.
ماده 395 ـ سند سهم با نام را ميتوان با ظهر نويسي و يا با سند تحريري جداگانه  بديگري انتقال داد و براي اعتبار اين انتقال بمقابل  شركت و اشخاص ثالث لازم است كه از طرف شركت بدفتر مخصوص  قيد شود و قيد در اثر نشان دادن سند سهم و با سند انتقال از طرف گيرنده سهم عملي ميشود.
ماده 396 ـ  تصاحب و انتقال سندات  سهم بي نام در مقابل شركت و اشخاص ثالث تنها به تصرف معتبر شناخته مي شود.
ماده 397 ـ سهمداريكه قيمت يك سند سهم را تاديه نميكند از روزيكه لازم الادا  ميباشد به پرداخت تكت پولي قانوني آن خساره كه ازين حيث بشركت وارد شده باشد مجبور است مقرره ايكه راجع به تاديه يك مبلغ معين بنام جبران خساره از رهگذر  معطلي پرداخت قيمت سندات سهم در اساسنامه شركت مندرج باشد معتبر است .
ماده 398 ـ  در صورتيكه  يك سهمدار قيمت سهم خود را تماما و يا قسما در وقت معين آن نپرداخته باشد اگر در اساسنامه شركت مقرراتي وجود نداشته باشد هيئت مديره  ميتواند بقرار آتي  اقدام نمايد.
سهمدارانيكه در پرداخت  قيمت اسناد سهم تاخير كنند براي ايشان در روزنامه ها دو اخطار در ظرف يكماه  داده ميشود هر اخطار  بفاصله 15 روز كه در هر مرتبه سه روز متواليا  نشر شد بعمل مي آيد.
اگر از تاريخ اعلان اخير در ظرف  يكماه  قيمت پرداخته نشود به سهمدار مذكور دو اخطار  ديگر به فاصله  هاي ده روز ابلاغ  مي شود كه در صورت عدم پرداخت تمام حقوق اشتراك  خود را از دست خواهد داد.
سهمدارانيكه در وقت معينه پول را نپردازند اگر در اساسنامه بر خلاف آن مقرر نشده باشد حق اشتراك  را ضايع ميكنند اين كيفيت هم بصورت جداگانه اعلان ميشود.
بعد از اجراي اين ترتيب شركت اسهام مربوطه را بقيمت بورس و يا بطور مزايده بفروش رسانده اسناد سابق را باطل و عوض آن اسناد جديد اعطا مي نمايد. در اين اسناد مبالغ تاديه شده و اقساط باقيمانده درج ميگردد اگر مبلغ تحصيل شده از درك فروش اسناد سهميكه بموجب اين ماده فروخته ميشود از مبلغ معين سند مذكور كم باشد فرق آن از مالك اول سند گرفته مي شود.
ماده 399 ـ  در حال فروش يك سند سهم با نام كه قيمت آن تماما پرداخته نشده باشد مالك اول و كسانيكه بعدا سند  را خريده اند از مبلغ باقي سند مذكور در مقابل شركت جمعا  مسئول ميباشند.
مسئوليت انتقال دهندگان از تاريخ درج انتقال در دفتر شركت بعد از سه سال ساقط ميشود قبل از پرداخت بقيه مبلغ سند سهم انتقال دهنده حق دارد بيكي از انتقال دهندگان بعد از خود و يا آخرين دارنده سند براي مبلغي كه تاديه نموده است رجوع كند.
ماده 400ـ قبل از تشكيل قطعي شركت سهامي انتقال سندات سهم بديگري جائز نيست.
ماده 401ـ  انتقال سندات سهمي كه مقابل جنس داده شده باشد بعد از مرور دو سال از تشكيل شركت ممكن است.

ماده 402ـ اگر يك سند سهم و سند موقتي طوري پوسيده و خراب شده باشد كه استعمال آن غير ممكن ولي مندرجات اصلي و علامه فارقه آن بلا تردد قابل فهم باشد صاحب آن حقدارد با پرداخت مصارف از شركت سند سهم وسند موقت جديد طلب نمايد.



باب سوم ـ  اسناد تجارتي




(فصل اول)
(برات)
حصه اول ــ  «تحرير و شكل برات»
ماده 471 ـ‌ برات بايد محتوي شرايط  ذيل باشد:
1ـ كلمه برات در متن  سند بهر زبانيكه برات تحرير شده باشد.
2ـ امر تاديه مبلغ معين بلا قيد و شرط.
3ـ  اسم مخاطب (تاديه كننده برات)
4ـ  موعد تاديه
5ـ  محل تاديه
6ـ اسم شخصي كه مبلغ در وجه او و يا حواله كردش بايد تاديه شود.
7ـ  محل و تاريخ تحريرات.
8ـ امضاي صادر كننده برات.
ماده (472) را حاوي  نباشد ماهيت برات را نخواهد داشت به استثناي حالاتيكه در فقرات ذيل ذكر گرديده است:
1ـ براتيكه موعد تاديه در آن ذكر نشده باشد عند الرويت  قابل تاديه دانسته ميشود.
2ـ‌  در براتيكه  محل تاديه ذكر نباشد محليكه  بعد از اسم مخاطب تحرير شده باشد محل تاديه شناخته ميشود.
3ـ  براتيكه محل صدور در آن ذكر نشده باشد محليكه بعد از اسم صادر كننده مذكور باشد محل صدور  شناخته ميشود.
ماده 473ـ  برات را ميتوان قابل تاديه  بامر صادر كننده يا در وجه صادر كننده  يا بحساب  شخص ثالث تحرير كرد.
ماده 474 ـ  تاديه برات  را ميتوان در اقامتگاه  شخص ثالث  چه در محل سكونت  مخاطب باشد و چه در محل ديگري مشروط  نمود.
ماده 475 ـ  براتي كه عند الرويت  و يا در مدت معيني بعد از ارائه قابل تاديه  باشد صادر كننده  ميتواند شرط  گذارد كه مبلغ تاديه ـ‌ تكت پولي دانسته باشد. در براتهاي ديگر شرط تكت پولي معتبر نيست. مقدار تكت  پولي بايد تعيين شده باشد در صورت عدم تعين تكت پولي معتبر نيست اگر تاريخ ديگري مقرر نشده باشد تكت پولي  از تاريخ تحريرات حساب خواهد شد.
ماده 476 ـ  در براتيكه مبلغ هم بحروف  و هم بارقام  تحرير شده باشد اگر بين هر دو تفاوت موجود شود مبلغيكه با حروف  تحرير گرديده معتبر است.
در براتيكه  مبلغ تنها  با حروف و يا تنها با ارقام مكرر  تحرير شده  باشد و در بين آنها تفاوت موجود شود به مبلغ اقل اعتبار  داده ميشود.
ماده 477 ـ امضاي  اشخاصيكه واجد صلاحيت و اهليت در برات نباشند باعتبار امضاي  اشخاص  واجد  صلاحيت اثري وارد نميتواند.
ماده 478 ـ‌ كسانيكه برات را بناء‌و حساب شخصيكه وكالت او را ندارد امضاء‌ كنند  هر نوع مسئوليت راجع با آن برات بايشان عايد است. در باره وكيلي كه از حدود صلاحيت خود تجاوز كند نيز عين همين حكم معتبر است.
ماده 479 ـ‌ قبول و تاديه برات تحت  ضمانت صادر كننده است صادر كننده ممكن است خود را از ضمانت قبول وارهاند  ولي شرطيكه متضمن ابراء‌ از ضمانت تاديه باشد معتبر نيست.


حصه دوم
ظهر نويسي
ماده 480 ـ‌ برات بموجب  ظهر نويسي  قابل انتقال ميگردد. اگر صادر كننده برات جمله قابل انتقال نيست و با يك جمله ديگريكه عين معني را افاده كند نوشته باشد برات مذكور بطريق  ظهر نويسي نقل شده نتوانسته تابع احكام طلبات غير قابل  انتقال است.
برات را ميتوان به مخاطب و صادر كننده  و يا مسئولين ديگري ظهر نويسي نمود با ظهر نويسي كافه حقوق متولد از برات انتقال مي يابد.
ماده 481 ـ‌ ظهر نويسي لازم است از هر گونه قيد و شروط عاري باشد. هر شرطيكه  ظهر نويسي با آن متعلق باشد بلا اثر ميباشد و ظهر نويسي يك قسمت از وجه برات باطل است.
ماده 482 ـ‌ ظهر نويسي  يا برخود برات و يا بر يك ورقه ديگر  ملصق ببرات  نوشته ميشود ظهر نويسي لازم است از طرف ظهر نويس  امضا شود. اگردر ظهر  نويسي اسم حامل ذكر  نگرديده باشد و يا ظهر نويس در ظهر برات  يا ورقه مصلق برات تنها به امضاء اكتفا نموده باشد اين ظهر  نويسي صحيح و معتبر است. (ظهر نويسي سفيد).
ماده 483 ـ  اگر ظهر نويسي از نوع ظهر نويسي  سفيد باشد  حامل آن ميتواند:‌
1ـ ظهر نويسي   را بنام خود يا بنام شخص ديگري بنويسد.
2ـ‌  برات بطور  ظهر نويسي سفيد نقل و يا بيك شخص  ديگري تكرارا ظهر نويسي كند.
3ـ  بدون پر كردن  جاي سفيد آن و يا بدون ظهر نويسي برات را بشخص ديگري نقل دهد.
ماده 484 ـ  اگر بر خلاف  آن قيدي نباشد ظهر نويس متكفل  قبول و تاديه برات سات.
ظهر نويس  ميتواند اجراي يك ظهر نويس هيچ ضمانتيرا در مقابل  شخصيكه بعد از آن برات باو ظهر نويسي شده باشد ندارد.
ماده 485 ـ  اگر ظهر نويسي  سفيد را يك ظهر نويسي كامل (بنام شخص معين)  تعقيب كند امضاء‌ كننده  ظهر نويسي  اخير برات چنان تلقي ميشود  كه بتوسط ظهر نويسي سفيد مالك برات است ظهرنويسهاي خط زده شده معتبر نيست.  اگر ذو اليدي  يك شخص  بنابر سببي از برات زايل شده باشد حامل آن در صورتيكه  حقوق خود را اثبات بتواند  مالك آن شمرده ميشود.
ماده 486 ـ  اگر حامل برات عليه مسئولين دعوي كند مدعي عليه نميتواند  باستناد  معاملات  يا حاملين سابق يا صادر كننده دفع مسئوليت كند.
ماده 487 ـ  اگر ظهر نويسي حاوي يكي از عباره هاي ذيل باشد (براي تحصيل است) (براي قبض است) و يا وكالتا  يا عباره ديگري را كه دلالت  بر وكالت  نمايد حامل  با اينكه  واجد كافه حقوق متولده  از برات است شهر نويسي آن را فقط بحيث وكيل ميتواند اجرا نمايد.
درين حال مسئولين اينگونه برات نميتوانند  پيش از آن ادعائيكه در برابر  ظهر نويس موكل دارند در مقابل حامل پيش كنند. وكالتي كه در ظهر نويسي موجود ميباشد با مرگ شخص موكل و يا بنا بر زايل  شدن اهليت قانوني ساقط  نميشود.
ماده 488 ـ  در حاليكه  در ظهر نويسي عبارت هاي (براي تضمين است) و يا (براي رهن است) ‌و يا تعبيراتيكه  معني ضمانت و يا رهن  از آن فهميده  شود موجود باشد حامل  ميتواند  از تمام حقوق متولده از ين برات  استفاده كند  اما ظهر نويسي  برات از طرف او تنها حكم ظهر نويسي  از طرف وكيل را دارد.
ماده 489 ـ‌ ظهر نويسي كه بعد از انقضاي مدت اجراء‌ شود در حكم ظهر نويسي است كه قبلا اجرا شده باشد.
اگر بر خلاف آن حكمي موجود نباشد ظهر نويسي بيتاريخ چنان محسوب ميشود كه قبل از ختم  ميعاد اعتراض تحرير شده باشد.

حصه سوم
«قبولي»
ماده 490ـ  برات را قبل از رسيدن  موعد ا زطرف  حامل و يا از طرف  هر ذو اليد  ديگري  به محل اقامتگاه  مخاطب براي قبولي  ميتوان ارائه نمود.
ماده 491ـ  صادر كننده  ميتواند در برات  براي قبولي  مخاطب شرط  مرور مدتي را قيد كند و يا بدون مدت مكلفيت حامل را در اخذ  قبولي تحرير  نمايد. براتيكه تاديه آن به اقامتگاه  و يا بعد از ارائه تاديه آن بمرور  مدتي مقيد نشده باشد صادر كننده ميتواند   آن را (غير قابل قبول)  بنويسد.  همچنان صادر كننده ميتواند شرط بگذارد كه ارائه براي قبول قبل از تاريخ معين بعمل آمده  نميتواند  در صورتيكه از طرف صادر كننده  قيد (غير قابل قبول)‌ درج نشده باشد هر ظهر نويس ميتواند  با تعيين  يك مدت و يا بدون تعيين مدت برات را براي قبول مشروط نمايد.
ماده 492 ـ‌ در برات هائيكه تاديه آن يك مدت معين بعد از ارائه مشروط باشد  لازم است از تاريخ برات الي ظرف شش ماه  ارائه شود. صادر كننده  ميتواند  اين مدت را كم يا زياده نمايد از طرف ظهر نويس  مدت تنها  تقليل شده مي تواند.
ماده 493 ـ  براتيرا كه حامل براي قبولي ارائه ميكند مجبور نيست  بمخاطب  تسليم كند مخاطب  ميتواند  فرداي روزيكه  برات باو ارائه  شده باشد  براي بار دوم  طالب ارائه گردد.
اگر حامل اعتراض كند  و در جواب  بمطالبه بار دوم استناد نشود علاقه مندان نميتوانند قبول ننمودن  مطالبه دوم را ادعا كنند.
ماده 494‌ ـ  قبول به عبارت (قبول گرديده است)‌و يا به عبارت ديگري كه مفيد همين معني باشد افاده ميشود و از طرف مخاطب امضاء ‌ميگردد محض امضاي مخاطب  بر روي برات هم در حكم قبول است در حاليكه  تاديه برات بعد از ارائه در يك مدت معين و يا ارائه آن در ظرف  يك مدت معين براي قبولي مشروط باشد اگر  حامل درج  ترايخ روز ارائه را تقاضا نكند هر روزي كه قبولي در آن واقع شده باشد تاريخ همان روز درج ميشود.
اگر مخاطب  در حين قبول  تاريخ درج  نكرده باشد لازم است حامل براي محافظه  حقوق خود  در مقابل ظهر نويسها  و در مقابل صادر كننده ه با تنظيم يك ورقه اعتراض (پروتست)  كه در وقت و زمان معين تحرير شده باشد اين غلت را اثبات كند.
ماده 495 ـ  قبول بايد بدون قيد و شرط باشد  ولي مخاطب ميتواند  جزئي از مبلغ محتويه برات را قبول نكند.  تمام قيود ديگري كه در قبول درج ميشود اگر مندرجات برات را تعديل نمايد در  حكم عدم قبول است. معذالك  قبول كننده بشرط در حدود شرطيكه نوشته مسئول است.
ماده 496 ـ  اگر برات طوري  صادر شده باشد كه در محل غير  اقامتگاه  مخاطب قابل تاديه باشد و نام شخصيكه  باو تاديه  ميشود در  آن تصريح نشده باشد  چنان محسوب  ميشود كه قبول كننده  تعهد نموده كه وجه  برات را شخصا در محل تاديه  ادا نمايد.
ماده 497 ـ‌ شخصيكه  برات را قبول ميكند  مسئول تاديه آنست در صورت امتناع  از تاديه اگر حامل صادر كننده  برات هم باشد بموجب مواد (518 ـ‌519)‌ همه حقوق قابل مطالبه را ميتواند دعوي كند.
ماده 498 ـ‌ اگر قبول كننده قبولي  را بروي برات نوشته  باشد و قبل از تسليمي  برات بحامل  آنرا خط بزند چنان  محسوب ميشود كه از قبول امتناع  نموده است. ولي اگر مخاطب  اين قبول را بحامل و يا بيكي از اشخاص  امضاء كننده برات  تحريرا اخبار  و بعد از آن قبولي خود را خط زده  باشد در دايره قبول خود مسئول است.

حصه  چهارم
ضمانت
ماده 499 ـ‌ تاديه يك برات جزو و يا وكلا توسط ضمانت  تامين شده  ميتواند  تضمين ممكن است از طرف شخصي ثالث و يا يكي از امضاء كنندگان بوده باشد.
ماده 500 ـ‌ ضمانت يا در برات و يا در يك ورقه ملحقه درج ميشود.
ضمانت يا عبارت (براي ضمانت است) و يا عبارت شبيه آن افاده ميشود و از طرف ضامن امضاء‌ ميگردد. امضاي اشخاص ديگر غير از صادر كننده و مخاطب بر روي برات افاده  ضمانت را ميكند در ضمانت بايد تصريح گردد كه بحساب كدام شخص ضمانت شده است و اگر تصريح نگرديده باشد بحساب صادر كننده شمرده ميشود.
ماده 501 ـ ‌ ضمانت كننده  باندازه شخصيكه ضامن او شده است مسئول است. اگر برات بشكل قانوني ترتيب نشده باشد ضامن از تعهد خود  بري ميباشد اگرضامن  وجه برات را تاديه كند  حق دارد  عليه شخص ضمانت شده  و اشخاص ديگري كه نزد شخص  ضمانت شده مسئوليت دارند رجوع كند.

حصه پنجم
موعد
ماده 502 ـ  برات را ميتوان بشرايط ذيل صادر نمود:
1ـ در مدت معين بعد از ارائه .
2ـ  در مدت معين بعد از تاريخ برات.
3ـ  در تاريخ  معين.
تبصره:‌ براتهاي خارج از مواعد فوق  يا براتهائيكه تاديه آن مقيد باقساط شده باشد باطل است.
ماده 503 ـ  براتيكه تاديه آن  به ارائه مشروط باشد لازم است در موقع ارائه تاديه  گردد و براتهائيكه تاديه آن در يك مدت معين بعد از ارائه لازم باشد حتما  بايد در ظرف مدتي كه براي ارائه جهت قبول مشرول باشد ارائه شود.
ماده 504 ـ براتيكه وعده تاديه آن در يك مدت معين بعد از  ارائه ميباشد وقت تاديه آن را تاريخ قبول و يا تاريخ اعتراض تعيين ميكند. در حاليكه اعتراض نشده باشد نسبت به شخص قبول كننده برات كه  قبولي او  بيتاريخ باشد روز اخير مدتيكه ذريعه قانون يا قرارداد براي ارائه تعيين گرديده اعتبار داده ميشود.
ماده 505 ـ‌ براتيكه بيك و يا چند ماه  بعد از تاريخ  صدور و يا بعد از ارائه  واجب التاديه ميباشد ميعاد تاديه آن تاريخ مقابل همان ماهي است كه در آن تاديه صورت ميگيرد.
و اگر تاريخ مقابل موجود شده نتواند  روز اخير ماه موعد تاديه شمرده ميشود اگر  برات براي تاديه در يك يا چند ماه و نيم اصدار شده باشد اول بايد ماه هاي كامل را حساب نمود. اگر موعد برات ابتداي ماه و نهايت ماه تعيين شده باشد مقصد ازين تعبيرات اول  پانزدهم و روز اخير ماه است.
ذكر هشت يا پانزده روز ه و يك و يا دو هفته  نبوده بلكه  هشت و يا پانزده روز حقيقي است تعبير نيم ماه به 5 1 روز  اطلاق ميشود.
ماده 506 ـ  اگر از نظر ميعاد  تادهي تقويم محل صدور برات با تقويم محل تاديه اختلاف داشته باشد تقويم محلت اديه  معتبر است. اگر موعد پرداخت  برات با تعطيل تصادف كند بايد روز بعد از تعطيل  تاديه شود. همين قاعده در مورد ساير اوراق تجارتي نيز رعايت خواهد شد.


حصه ششم
تاديه
ماده 507 ـ  حامل مجبور است بروزيكه برات قابل تاديه ميباشد و يا منتهي تا دو روز  كار بعد از آن به مخاطب رجوع نمايد.
ماده 508 ـ‌  در حاليكه  مخاطب وجه برات را تاديه ميكند  از حامل تقاضا مينمايد  كه به برات رسيد تحرير و آنرا تسليم كند.
در صورت تاديه قسمي برات رد نميشود ولي مخاطب ميتواند تقاضا  نمايد كه در برات  براي قسمت  تاديه شده باو  رسيد داده شود.
ماده 509 ـ‌  حامل برات  قبل از حلول موعد بگرفتن  وجه برات مجبور نميشود.
مخاطبيكه قبل از حلول موعد برات را تاديه ميكند  ضرر اين تاديه بخودش  متوجه خواهد شد. شخصيكه  در حلول موعد برات را تاديه ميكند  بري الزمه  ميشود  مشروط  براينكه حيله و يا غفلت فاحش در تاديه بعمل نيامده باشد.
شخص تاديه كننده به تدقيق انتظام و توالي ظهر نويسي  ها مجبور است ليكن بتدقيق صحت امضاي ظهر نويسان مكلف نخواهد بود.
ماده 510 ـ‌ اگر برات  پولي كه در محل تاديه رايج نباشد صادر گردد و صادر كننده  پولي را كه تاديه آن در برات ذكر گرديده  شرط نگذاشته باشد مخاطب ميتواند كه پول متداول  محل تاديه  را قرار قيمت (روز تاديه)  اجرا نمايد اگر نوع وجه برات مقيد باشد و مديون  برات از تاديه عاجز  آيد حامل   ميتواند تقاضا كند  وجه برات را به پول محل تاديه بقرار روز نرخ موعد تاديه كند.
ماده 511 ـ‌  نرخهائيكه در محل تاديه جاري ميباشد اساس قيمت پول خارجي شمرده ميشود. صادر كننده و يا يكي از ظهر نويسان ميتواند مبلغي را كه تاديه خواهد شد مطابق قيمت معين  تسغير و در برات درج كند . اگر  وجه برات به پولي تعيين شود كه در مملكت  صادر كننده  و تاديه كننده اسم واحد و قيمت متفاوت  داشته باشد درين صورت  مسكوك  (پول رايج)‌ محل تاديه  معتبر دانسته ميشود.
ماده 512 ـ  در حاليكه  براي وجه برات  در ظرف مدت  معين ماده (507)‌ براي تاديه  رجوع نشود  هر يكي از مديونين برات ميتوانند  مبلغ برات را بمصرف و خساره حامل بمقام صلاحيت دار توديع كنند.


حصه هفتم
حق رجوع در حال عدم قبول و
عدم تاديه
ماده 513 ـ‌ حامل عليه صادر كننده و ظهر نويس و اشخاص مسئول ديگر  در حالات ذيل ميتواند  رجوع كند.
1ـ‌  اگر در حلول  مدت برات تاديه بعمل نيامده باشد.
2ـ‌ اگر از قبول كلا يا قسما امتناع شده باشد.
3‌ـ‌ در صورت افلاس مخاطب خواه  برات قبول شده باشد و يا نشده باشد يا در صورت معطلي تاديه از جانب  مخاطب چه بحكم محكمه باشد يا نباشد.
و يا درصورتيكه حامل به محكمه  مراجعه نموده و معادل وجه برات از اموال مخاطب  تحت مراقبت گرفته شده و نتيجه نداده باشد.
4 ـ در صورت افلاس صادر كننده  براتيكه  غير قابل قبول باشد.
ماده 514 ـ‌ استنكاف از قبول يا تاديه  لازم است با يك ورقه رسميه كه اعتراض  عدم قبول و يا عدم تاديه گفته ميشود  اثبات كرده شود بايد  اعتراض عدم تاديه در روزيكه تاديه برات  لازم مي آيد  و يا در ظرف دو روز  كار متعاقبه بعمل آيد و اعتراض  عدم قبول بايد در ظرف مدتيكه  براي ارائه برات بجهت  قبول تعيين شده اجرا شود.
در موضوع  فقره دوم ماده (493)‌ اگر ارائه اول برات  در روز اخير موعد بوقوع آمده باشد اعتراض را ميتواند در روز آينده همان روز هم بعمل آورد.
اعتراض عدم قبول اعتراض عدم تاديه و ارائه را از بين ميبرد در حالات متذكره فقره سوم  ماده (513)‌ حامل بدون اينكه برات را به مخاطب ارائه كند  و يا اعتراض نمايد ميتواند از حق رجوع  خود در مقابل مسئولين استفاده  كند راجع  به فقره  چهارم  ماده مذكور  حامل با داشتن  دليل افلاس صادر كننده  ميتواند  رجوع كند.
ماده 515 ـ حامل مجبور است  در ظرف چهار روز  كار بعد از روز اعتراض  و يا اگر در برات شرط اعاده  بي مصرف موجود باشد در ظرف چهار روز كار بعد از روز ارائه  كيفيت عدم  قبول يا عدم تاديه را به ظهر نويس و صادر كننده  اخبار كنند هر ظهر نويسي كه باو اخبار ميشود  مجبور است خبري را كه گرفته در ظرف دو روز كار با علاوه كردن اسم و آدرس كسانيكه باو اخبار كرده اند  بظهر نويس خود اطلاع بدهد.
تا زمانيكه بصادر كننده ميرسد بهمين منوال معامله دوام ميكند مدتهاي مذكوره از تاريخ اخذ  خبر آغاز مييابد.
اگر يك ظهر نويس آدرس خود را تحرير ننموده باشد و يا بصورتي تحرير نموده باشد كه خوانده شده نتواند اخبار بظهر نويس مقدمترا ز او كافي است شخصيكه مجبور باخبار است لازم است اين خبر را به واسطه دائره مربوطه رسمي تبليغ كند.
شخصيكه در داخل مدت مقرره اخبار نكند حقوق ا و ساقط نميشود و اگر بنابر  غفلت او ضرر و زياني توليد شده باشد به خود او مربوط است مقدار اين ضرر و زيان از وجه برات تجاوز نميتواند.
ماده 516 ـ‌ اگر صادر كننده يا ظهر نويس يا ضامن در برات كلمات (اعاده بي مصرف) و يا (بي اعتراض)‌ ويا كلماتيكه  اين منظور را افاده كند نوشته باشند حامل آن برات براي رجوع خود از اعتراض عدم قبول يا عدم تاديه  معاف دانسته ميشود. اما حامل برات مكلف  است كه در ظرف مدت  معينه بظهر نويس ها و صادر كننده اخبار  نمايد اثبات  عدم رعايت مدت ها بشخص  راجع است كه در مقابل  حامل مدعي ميشود، شرطيكه  صادر كننده وضع كرده در حق كافي آنانيكه ببرات امضا نموده اند مرعي است. اگر چنين شرط از طرف يكظهر نويس يا ضامن نوشته شده باشد تنها راجع بظهر نويس يا ضامن مرعي ميباشد اگر با وجود شرطيكه از طرف صادر كننده نوشته شده باشد حامل اعتراض نمايد مصارف مربوط بخود اوست.
ماده 517 ـ  اشخاصيكه برات را صادر و يا قبول  و يا ظهر نويسي و يا ضمانت ميكنند در مقابل حامل بصورت منفرد و مجتمع  مسئول اند حامل برات بدون اينكه مراتب را در نظر بگيرد حق دارد عليه تمام ايشان منفردا يا مجتمعا ت اقامه دعوي كند. عين همين حق را هر صاحب  امضائيكه وجه برات را تاديه ميكند  داراست. اقامه دعوي بمرتبه  اول عليه يكي از اينها مانع اقامه دعوي عليه ديگران نميشود.  اگر بيكي از ظهر نويسان  رجوع شود كه تاريخ امضاء‌ او از ديگران  مؤخر باشد مانع دعوي حامل بديگران نميشود.
ماده 518 ـ حامل مي تواند از شخصيكه عليه او رجوع كرده مطالبات ذيل را بنمايد:
1 ـ وجه براتي را كه قبول نگرديده و يا قبول شده و تاديه نشده باشد و نيز تكت پولي آنرا اگر مشروط باشد.
2 ـ في صد  شش تكت  پولي آنرا  از تاريخ حلول موعد.
3ـ  مصارف اعتراض و اخباريكه  از طرف حامل  بظهر نويس  ها و صادر كننده تبليغ گرديده باشد با مصارف  ديگريكه از همين حيث متحمل شده باشد.
اگر حق رجوع قبل از حلول موعد استعمال شده باشد برات تنزيل ميشود.
اين تنزيل از روي نرخ رسمي تنزيل (نرخ بانك)‌و يا نرخ بازار آزاد كه در زمان رجوع در اقامتگاه حامل جريان داشته باشد حساب ميشود.
تبصره: تكت پولي فيصد شش كه در فقره (2)‌ تصريح شده در تمام موارديكه  موافقت موجود نباشد معتبر است.
ماده 519 ـ‌ شخصيكه وجه برات را تاديه ميكند  از اشخاصيكه در مقابل  او مسئول اند مطالبات  ذيل را مي تواند.
1 ـ‌ تمام مبلغي  را كه تاديه كرده .
2 ـ  تكت پولي مبلغ مذكور را از تاريخ تاديه
3 ـ‌ هر مصارفيرا كه متحمل شده باشد.
ماده 520 ـ‌ هر مسئوليكه حق رجوع  عليه او ا ستعمال شده باشد مي تواند در مقابل  تاديه وجه برات تقاضا كند  كه در  مقابل برات با ورقه اعتراض باو رسيد داده شود هر ظهر  نويسيكه وجه برات  را تاديه  ميكند  ميتواند ظهر نويسي خود وظهر نويسي هاي ما بعد را خط بكشد.
ماده 521 ـ‌ در صورت استعمال حق رجوع پس از قبول قسمي شخصيكه مبلغ قبول نشده برات را تاديه مينمايد  ميتواند تقاضا كند كه تاديه مذكور  بر روي برات قيد شده رسيد آن هم باو داده شود حامل  برات بايد يك نقل مصدق برات را نيز باعتراض باو بدهد تا آنكه استعمال  مزيد حق اعتراض ممكن شد بتواند.
ماده 522 ـ  شخصيكه داراي حق رجوع است اگر در برات بر خلاف آن مشروط نباشد ميتواند بذريعه يك برات جديديكه به برات اعاده (Rechange) موسوم ميشود وجه برات را از يكي از اشخاصيكه نزد او مسئول اند دريافت كنند و لازم است (برات اعاده) از نوع قابل تاديه در اقامتگاه و عند الرويه باشد.
برات اعاده غير از مبالغيكه در مواد (518 ـ 519 )‌ نشان داده شده حاوي بر مبلغ دلالي و مخارج صكوكي و مصارف انتقال پول نيز ميباشد.
ماده 523 ـ‌ حق رجوع  حامل بصادر كننده  ظهر نويسها  و ساير مسئولين  برات (باستثاي حق رجوع بقبول كننده)‌ در موارد ذيل ساقط ميگردد:
1 ـ‌ هرگاه  مدت معينه  قانوني براتهائيكه  عند الارائه  يا بعد از يك مدت پس ارائه قابل تاديه باشد منقضي شده باشد.
2 ـ‌ در صورتيكه اعتراضات مربوط به عدم قبول يا عدم تاديه بعد از مدت معينه قانوني بعمل آمده باشد.
3ـ‌ اگر براتي داراي  شرط (بي مصرف)  بعد از مدت معينه  ارائه شده باشد و يا اگر  از طرف صادر كننده قيد  باشد كه در ظرف مدت معينه  براي قبول  برات ارائه گردد در صورت عدم مراعات به آن و اين قيد  در صورتي اعتبار دارد كه از فحواي آن استنباط  نشود كه مقصد صادر كننده ابراء‌ ذمه  از مسئوليت قبول بوده است.
اگر يك ظهر نويس در ظهر نويسي خود مدتي را براي ارائه درج نموده باشد از ين مدت تنها همان ظهر نويس ميتواند استفاده نمايد.
ماده 524 ـ‌ اگر در ظرف مدت هائيكه قانونا معين است ارائه برات و اعتراض به سبب يك مانع غير قابل رفع (فورس ماژور)‌ ممكن نشود مدت ها ي مذكور تمديد ميشود.
حامل برات مجبور است بلا تاخير  علل مجبره (فورس ماژور)‌ را بظهر نويس خود اطلاع دهد. و اين اطلاع بايد در برات و يا يك ورقه ضميمه  منضمه كه در آن تاريخ نوشته و امضا شده باشد تحرير شود.
بعد از رفع علل مجبره  حامل بايد برات را بدون فوت وقت  براي قبول  و يا تاديه ارائه كند و در صورت لزوم اعتراض نامه  صادر نمايد. اگر علل مجبره بيشتر از سي روز بعد از حلول موعد دوام كند بدون اينكه  بارائه برات و تحرير اعتراض حاجت باشد  حق رجوع  استعمال شده ميتواند.
درباره برات هائيكه با ارائه و يا در يك مدت معين بعد از ارائه  قابل تاديه باشد مدت سي روز  از تاريخي حساب ميشود كه حامل علل مجبره را به ظهر نويس خود خبر داده باشد ولو اين تاريخ قبل از اختتام موعد ارائه هم بوده باشد.
در احواليكه اعتراض تنها به شخص حامل و يا شخصيكه مامور به ارائه برات است عايد گردد از علل مجبره (فورس ماژور)‌ شمرده نميشود.



حصه هشتم
توسط
ماده 525 ـ  صادر كننده يا ظهر نويس ميتواند شخص ديگري را معرفي كند  تا در صورت نكول مخاطب  براي قبول يا تاديه باو مراجعه شود شخص ثالث  و مخاطب  و هر شخصيكه بنابر امضاء‌ برات مسئوليت  داشته باشد (غير از شخصيكه برات را قبول ميكند) ميتوانند  توسط كنند شخصيكه براي يكي از امضاء‌ كنندگان توسط ميكند مجبور است بكسي كه براي او توسط نموده باشد از وساطت خود در ظرف دو روز كار اخبار كند.

قبول بالتوسط
ماده 526 ـ‌ در صورتيكه موعد برات حلول نموده و حامل صلاحيت رجوع  را داشته باشد قبول بالتوسط  بعمل آمده ميتواند  حامل در  قبول وساطت  مختار است و اما اگر حامل پيشنهاد  بالتوسط را قبول مينمايد حق  مراجعتي را كه پيش از حلول  موعد عليه مسئولين برات دارد از دست ميدهد.
ماده 527 ـ  كيفيت قبول بالتوسط در برات تحرير و از طرف  توسط كننده  امضاء‌ ميشود قبول بالتوسط بحساب  هر كسيكه  بعمل آمده  باشد تصريح  ميگردد. در صورت عدم تصريح  بحساب  صادر كننده  محسوب ميشود.
ماده 528 ـ‌ قبول كننده بالتوسط  در مقابل حامل مسئول است.  و اگر اين قبول بالتوسط بحساب مخاطب باشد در مقابل ظهر نويسي هائيكه بعد از آن ميآيند  مثل مخاطب  مسئول است.
با وجود قبول بالتوسط  شخصيكه براي او توسط واقع ميشود و يا كفيل قانوني او ميتواند طبق ماده (518)‌ وجه را تاديه كرده برات يا در صورت ايجاب ورقه اعتراض را طلب كند.

تاديه بالتوسط
ماده 529 ـ‌ در تمام احواليكه حامل داراي حق رجوع ميباشد چه در حلول موعد و چه قبل از آن تاديه بالتوسط ممكن است تاديه بالتوسط  بايد شامل  تمام مبلغ قابل تاديه باشد و بايد  منتهي فرداي  روز آخري كه براي اعتراض  عدم تاديه مقرر است اجرا شود.
ماده 530 ـ  اگر برات  بالتوسط  قبول شده  و تاديه بعمل  نيامده باشد حامل فرداي روز آخري كه براي اعتراض  مقرر است اعتراض  عدم تاديه را تحرير ميكند. در حاليكه  در ظرف مدت مذكوره اعتراض تحرير نگردد شخصيكه  برات بحساب او قبول شده و همچنان ظهر نويسان  ما بعد از مسئوليت  بري ميشوند.
ماده 531ـ  حامليكه تاديه بالتوسط را مطابق ماده (518)‌ قبول نميكند  حق رجوع  خودرا در مقابل  اشخاصيكه تاديه باعث  برات ذمه ايشان ميشود از دست ميدهد.
ماده 532ـ تاديه بالتوسط براي هر شخصيكه اجرا ميشود با تحرير و امضاي روي برايت اثبات ميگردد.
اگر در برات نشان داده نشده باشد كه تاديه براي كدام شخص بعمل آمده چنان فرض ميشود كه برات صادر كننده  است برات ورقه اعتراض  در صورتيكه اجرا شده باشد  بشخصيكه  بطريق توسط برات را تاديه مينمايد  تسليم ميشود.
ماده 533ـ  تاديه بالتوسط  براي هر كسيكه  بعمل آيد حقوق  را كه حامل در مقابل آن شخص و اشخاص ديگري كه نزد او مسئولند دارد بشخص تاديه كننده  انتقال مينمايد.
ولي آن شخص برات را نميتواند مكررا ظهر نويسي كند. تاديه بالتوسط (براي هر كسيكه  توسط واقع شده باشد) مستلزم برائت ذمه ظهر نويسان ما بعد ميباشد. در حاليكه براي تاديه  بالتوسط  متوسطين متعددي موجود باشد توسط هر كدام آنها كه برائت اشخاص زياده تر را در برداشته باشد ترجيح داده ميشود.


حصه نهم
تعداد نسخه هاي  برات
ماده 534 ـ  برات بصورت نسخه متعددي كه از هم ديگر تفاوت نداشته باشد صادر شده ميتواند در متن برات هائيكه به نسخه هاي متعدد نوشته ميشود  بايد نمبر مسلسل نسخه ها تحرير  شود. هر نسخه  برات كه داراي نمبر مسلسل نباشد برات جداگانه  شناخته ميشود. اگر در متن برات عبارت  تنها يك نسخه نوشته نباشد حامل ميتواند  با تحمل مصارف نسخه هاي متعددي  مطالبه كند اگر برات يك نسخه بوده و در آن ظهر نويسي بعمل آمده  باشد و پس از آن  حامل نسخه هاي متعددي بگيرد بايستي  بظهر نويس قريب خود مراجعه كند و اين ظهر نويس مكلف است بر له حامل بظهر نويس  ما قبل رجوع كند و بهمين و تيره ظهر نويسي جريان  مي يابد.  ظهر نويسان مجبور اند كه بنسخه هاي جديد برات ظهر  نويسي هاي خود شانرا  تحرير كنند.
ماده 535 ـ  اگر تاديه  بمقابل يك نسخه از براتيكه به نسخه هاي ديگر بي اثر  ميگردد با وجود اين مخاطب به نسبت هر يكي از نسخه هاي  قبول شده كه مسترد نگرديده باشد مسئول است ظهر نويس كه نسخه هاي متعددي را با اشخاص متعدد تفويض ميكند و همچنان ظهر نويسهاي ديگري كه بعد از او مي آيند بمقابل  نسخه هائيكه امضاي شانرا محتوي بوده و مسترد نشده باشد مسئول اند.

حصه دهم
جعل كاري ـ‌ تحريفات
ماده 536 ـ‌ جعل يك امضاء در برات چه امضاي صادر كننده باشد و يا قبول كننده بامضاهاي ديگري كه در برات موجود است خللي وارد نميكند.
ماده 537 ـ  اگر در متن برات تحريف واقع شود اشخاصيكه بعد از تحريف امضاء نموده اند  به مبلغ بعد از تحريف و آنانيكه قبل از آن امضا نموده اند بر طبق متن اصل برات مسئولند.



حصه يازدهم
مرور زمان
ماده 538 ـ  كافه دعاوي  كه عليه قبول كننده از رهگذر  برات نشئت نمايد از تاريخ حلول موعد بعد از مرور مدت سه سال ساقط ميشود دعاوي ئيكه حال عليه ظهر  نويسان و صادر كننده اقامه  كند و از تاريخ اعتراضيكه در وقت معين آن نوشته شده باشد (و اگر در سند شرط اعاده بدون مصرف موجود باشد از تاريخ انقضاي موعد)  بمرور يكسال ساقط ميشود دعوائيكه  ظهر نويسان بر عليه همديگر  شان و يا عليه صادر كننده اقامه كند از تاريخ تاديه برات از طرف ظهر نويسان  و يا از تاريخي كه عليه خود آنها اقامه دعوي شده باشد بمرور شش ماه ساقط ميشود.
ماده 539 ـ  معامله كه مسلتزم قطع مرور  زمان است  تنها در حق كسيكه از آن استفاده ميكند معتبر است.


حصه دوازدهم
احكام عموميه
ماده 540 ـ اگر موعد يك برات با ايام تعطيل مصادف باشد تاديه آن در روز اول كاري كه يوم تعطيل  را تعقيب ميكند طلب ميگردد و همچنان جمله معاملات  متعلق ببرات بالخاصه  موضوع ارائه براي قبول و تحرير اعتراض در روز كار اجرا ميشود.
در صورتيكه  يكي از معاملات مذكوره در داخل يك مدتي تصادف كند كه روز آخر  آن قانونا  تعطيل شمرده شود مدت مذكور تا روز اول كاري كه روز انقضاي مدت مذكور را تعقيب ميكند تمديد ميشود. روزهاي تعطيل كه در بين واقع ميشود بحساب  مدت داخل است.
ماده 541 ـ مدتيكه قرار قانون با مقاوله  معين باشد  روزهاي اول آن باين مدتها شامل نميشود.
ماده 542  ـ اهليت اشخاص  در تعهدات  برات نظر به قوانين دولت متبوع اشخاص تعهد كننده تثبيت ميگردد.
ماده 543 ـ  اجراي هر گونه تعهدات در معامله برات تابع قوانين مملكتي است كه تعهد در آنجا بعمل آمده است.
ماده 544 ـ  اعتراض و بالعموم هر اقدامي كه براي حفظ  حقوق ناشيه از برات و استفاده از آن بعمل مي آيد تابع قوانين مملكتي خواهد بود كه از آن بعمل ميايد تابع قوانين مملكتي خواهد بود كه آن اقدام در آنجا عملي ميشود.


فصل دوم
(حجت)
ماده 545 ـ‌ حجت تجارتي بايد داراي  شرائط ذيل باشد:
1ـ  تحرير  كلمه (حجت)‌ بر روي سند بهر زباني كه حجت نوشته شده باشد.
2ـ  تاديه بلا شرط مبلغ معين.
3 ـ‌ موعد تاديه.
4ـ  محل تاديه
5ـ  اسم شخصيكه تاديه مبلغ  در وجه و يا بامر او ميشود.
6ـ  محل و تاريخ تحرير حجت.
7 ـ‌ امضاي صادر كننده حجت.
ماده 546 ـ  سندي كه يكي از مواد متذكره ماده فوق  را حاوي نباشد (باستثاني موارد ذيل) (حجت)  شناخته نميشود.
حجتي كه موعد تاديه آن تحرير نگرديده باشد عند المطالبه قابل تاديه  است اگر در يك حجت محل تاديه آن تحرير  نشده باشد محل صدور  آن محل تاديه و در عين زمان محل اقامت صادر كننده دانسته ميشود.
اگر در متن حجت محل صدور تحرير نگرديده باشد محل صدور همان محلي دانسته ميشود كه پهلوي اسم امضا كننده تحرير گرديده باشد.
ماده 547 ـ مقررات ذيل كه ببرات تعلق دارد راجع بحجت نيز قابل تطبيق است.
راجع به ظهر نويسي مواد (480 – 510)
راجع به ضمانت مواد (499 ـ 501)
راجع به موعد مواد (502 ـ  506)
راجع به تاديه مواد (507 ـ‌ 512)
راجع به حق رجوع در صورت عدم تاديه مواد (513 ـ 520 ـ 522 ـ 523).
راجع به توسط تاديه بالواسطه مواد (525 ـ 529 ـ 533).
راجع به جعل و تحريف (536 ـ 537).
راجع به مرور زمان (538 ـ‌  539 ).
راجع به صورت حساب ايام رسميه (540 ـ 541 ).
همچنان راجع به تاديه در اقامتگاه شخص ديگر احكام مواد (474 ـ 496) و دائر به مقاوله تكت پولي (475 و 496) و دائر  به مقاوله تكت پولي 475 و درباره بيانات مختلف راجع بمبالغي  كه تاديه ميشود 476. راجع به نتايج  امضاي شخصي كه واجد اهليت ميباشد (477)  و راجع به نتايج امضاي كسيكه وكيل نباشد و يا از حدود وكالت تجاوز  كند حكم ماده (478)‌در خصوص حجت هم معتبر است.
ماده 548 ـ‌ شخصيكه حجت را امضا ميكند مثل شخصي قبول كننده يك برات  مسئول است حينيكه بعد از مدتي  از رويت تاديه آن قبول ميشود (بشرطيكه از طرف امضاء‌كننده عباره (ملاحظه شده) بر آن تحرير شده باشد) در ظرف مدت هاي معينه ماده (492)‌ لازم الارائه است. اگر  صاحب امضاء از تحرير عباره (ملاحظه شده است) با قيد تاريخ آن امتناع كند بايد قرار ماده (494)  امتناع توسط يكورقه اعتراض اثبات شود تاريخ اين ورقه اعتراض مبدا موعد تاديه بعد از ارائه سند دانسته ميشود.

فصل سوم
حصه اول
چك
ماده 549 ـ‌ چك محتوي شرايط ذيل باشد.
1ـ در متن سند ذكر كلمه چك.
2ـ‌  امر بلا قيد  و شرط تاديه مبلغ.
3ـ  اسم شخصيكه تاديه ميكند (مخاطب)
4ـ  ذكر محل تاديه
5ـ  قيد محل تاريخ صدور چك
6ـ  امضاي شخصي كه چك را صادر ميكند (صادر كننده).
ماده 550 ـ  سندي كه يكي از شرايط  متذكره ماده  (549)‌ حاوي نباشد چك شناخته نميشود.
مگر در مورد آتيه:
اگر محل تاديه در چك ذكر نشده باشد محليكه به پهلوي اسم مخاطب نوشته باشد محل تاديه  و در عين زمان اقامتگاه مخاطب شناخته ميشود.
اگر محل صدور چك ذكر نشده باشد محليكه بعد از اسم صادر كننده ذكر شده باشد محل صدور شناخته ميشود.
ماده 551 ـ  چك در حالي صادر ميشود كه صادر كننده  در نزد مخاطب دارائي داشته و مخاطب در اثر موافقه صريح يا ضمني به تاديه آن مكلف باشد.
ماده 552ـ  چك را ميتوان (بصور) ذيل قابل تاديه دانست:
1ـ‌ بيك شخص معين يا به امر او.
2ـ به حامل.
يك چك كه شخص مودي اليه آن معلوم نباشد محرر به حامل شناخته مي شود.
ماده 553 ـ صادر كننده مي تواند چك را در وجه خود صادر كند.
ماده 554 ـ‌ در صورتي كه بين ارقام و حروف مبلغ مندرجه چك اختلاف باشد حروف معتبر است.
ماده 555 ـ‌ در صورتي كه بين ارقام و حروف مبلغ مندرجه چك اختلاف باشد حروف معتبر است.
ماده 556 ـ  اگر چك علاوه از امضاي شخص صلاحيت دار داراي امضاي اشخاص باشد كه اهليت تعهد چك را دارا نباشند و يا امضاهاي جعلي و اشخاص غير حقيقي باشد تعهد  اشخاص داراي اهليت كه بچك امضا نموده اند باز هم معتبر است.
ماده 557 ـ  كسانيكه چك را بنام و حساب شخصيكه وكالت او را ندارند صادر يا تاديه كنند مسئول نتايج آنند.
ماده 558 ـ شخص صادر كننده  ضامن تاديه است و شرطي كه متضمن ابراء ضمانت تاديه باشد معتبر نيست. و پس از تاديه وجه چك صادر كننده از ضمانت بري ميشود.

حصه دوم
ظهر نويسي
ماده 559 ـ  هر چك باستثناي چك محرر به حامل بطريق ظهر نويسي بديگر قابل انتقال است اگر صادر كننده بر چك جمله (قابل انتقال نيست) و يا يك جمله ديگريكه عين معني را افاده كند نوشته باشد چك  مذكور بطريق ظهر نويسي نقل شده نميتواند. چك را مي توان بمخاطب و صادر كننده  و مسئولين ديگر ظهر نويسي نمود.
اين اشخاص  ميتوانند  از طرف خود چك را تكرار  بديگران ظهر نويسي كنند.
با ظهر نويسي  كافه حقوق متولد از چك انتقال  مي يابد.
ماده 560 ـ ظهر نويسي  بايد بلا شرط  باشد تعيين شرط در ظهر نويسي  معتبر نيست همچنين ظهر نويسي  يك قسمت از مبلغ مندرجه چك صحيح نيست ظهر نويسي  يك قسمت از مبلغ مندرجه  چك صحيح نيست ظهر نويسي  اگر از طرف  مخاطب به عمل آيد باطل است. ظهر نويسي  به نام مخاطب  حكم رسيد را دارد.
ماده 561 ـ‌  ظهر نويسي  يا بر خود چك  يا بر يك ورقه ملصقه ديگري چك نوشته ميشود ظهر نويسي لازم است از طرف ظهر  نويس امضا شود. اگر ظهر نويس بدون ذكر حامل تنها به امضاء‌ اكتفا  نموده باشد ظهر نويسي  صحيح است. (ظهر نويسي سفيد) راجع به ظهر  نويسي چك  مقررات  مواد 483 الي 488 قابل تطبيق است.


حصه سوم
ضمانت
ماده 562ـ  مقررات ماده (499)  الي (501)  حصه چهارم  راجع به ضمانت برات در خصوص ضمانت چك  هم معتبر است.

حصه چهارم
ارائه  و تاديه
ماده 663 ـ  چك عند الرويت قابل تاديه است هر شرطيكه  بر خلاف آن باشد غير معتبر است.
ماده 664ـ  اگر چك در همان مكانيكه صادر شده قابل تاديه  باشد دارنده چك مكلف است كه در ظرف پانزده  روز از تاريخ صدور وجه آنرا مطالبه  كند و اگر از يك نقطه به نقطه ديگر  مملكت صادر شده باشد بايد در ظرف دو ماه از تاريخ صدور چك مطالبه شود در مورد چكهائيكه از خارج صادر شده و بايد در افغانستان  پرداخته شود مقررات  را جمعه به چك هائيكه در افغانستان صادر  شده رعايت  خواهد شد ولي مدتيكه در ظرف آن دارنده اين چنين چك ها مي تواند وجه آنرا  مطالبه كند چهار ماه از تاريخ صدور است.
ماده 565ـ  اگر محل صدور  و محل تاديه چك تقويم مختلف داشته باشد تاريخ صدور همان روز دانسته خواهد شد كه با روز  تقويم محل  تاديه مطابق باشد.


ماده 566 ـ  اگر دارنده چك در ظرف  مواعد قانوني پرداخت وجه چك را مطالبه نكند دعوي او عليه ظهر نويس مسموع  نخواهد بود و اگر وجه چك به سببي كه مربوط به مخاطب است از بين برود دعوي دارنده چك عليه صادر كننده نيز مسموع نيست ولي مخاطب بعد از اختتام موعد چك هم ميتواند تاديه كند.

ماده 567 ـ  اگر صادر  كننده چك  بعد از اصدار  آن فوت يا واجد عدم صلاحيت و اهليت شود در اعتبار چك تاثير ندارد.

ماده 568 ـ‌ كسيكه وجه چك را دريافت ميكند بايد ظهر آنرا رسيد نمايد دارنده  ميتواند  تاديه قسمي را قبول نمايد، در اينصورت  باندازه مبلغيكه  دريافت داشته در ظهر چك رسيده نمايد.
ماده 569 ـ‌ اگر چكي به پولي قابل تاديه نوشته شود كه پول مملكت تاديه نباشد مبلغ قابل تاديه را ميتوان به پول مملكت مطابقت بقيمت آن  در روز تاديه (بخواهش حامل)  بعمل آورد.
اگردر وقت ارائه پول تاديه نشده  باشد دارنده  چك مي تواند بر حسب ميل خود تقاضا كند كه تاديه به پول آن مملكت از روي نرخ روز ارائه و يا نرخ روز  تاديه به عمل آيد.
قيمت پول خارجي بر طبق  رواج محل تعيين ميشود معذالك صادر كننده  ميتواند شرط  گذارد كه مبلغ قابل تاديه  بر طبق نرخي  كه در چك نوشته شده است حساب شود.




حصه پنجم
چك هاي مخطط (كراس)‌ و چك هاي قابل انتقال بحساب
ماده 570 ـ  صادر كننده  و يا دارنده چك ميتواند  چك را خط (كراس)‌ بكشد.
خط كشيدن عبارت است از كشيدن دو خط  متوازي بر وي چك كه يا عام است يا خاص اگر  در بين دو خط  چيزي ذكر نشده باشد  و يا كلمه  (بانكدار) و يا كدام كلمه  ديگري معادل آن نوشته باشد اين خط كشيدن عام است و اگر اسم  (بانكدار)  در بين دو خط نوشته  شده باشد اين خط كشيدن  خاص است خط عام را ميتوان بخط خاص تحويل  داد مگر عكس آن  و يا امحاي خط و بانكدار  و يا اسم بانكدار جايز نيست.


ماده 571 ـ‌ يك چك كه بطور عام خط كشيده شده باشد مخاطب تنها  به (بانكدار)  و يا مشتري خود انتقال داده ميتواند.
چكي كه بصورت خاص خط كشيده شده باشد مخاطب فقط ببانك داريكه اسم او نوشته شده و يا اگر  بانكدار مخاطب باشد فقط به مشتري خود انتقال داده ميتواند.
بانكداريكه اسم او ذكر شده است مي تواند چك را ببانكدار  ديگري براي تحصيل  تسليم كند، بانكدار ديگري براي تحصيل  تسليم كند، بانكدار چك مخطط را بجز در حساب مشتريان خود و يا بانكدار  ديگري نميتواند  معامله كند.
مخاطب يا بانك دار ي كه مقررات  فوق را رعايت نكند براي ضرريكه توليد ميشود تا باندازه مبلغ چك مسئول است.

ماده 572 ـ‌ صادر كننده يا دارنده چك ميتواند تاديه نقدي چك را به اينصورت  منع كند كه بر روي  چك عرضا عباره (قابل معامله بحساب است)‌را بنويسد محو عباره (قابل تاديه بحساب است) از چك جايز نيست.

حصه ششم
مراجعه بنا بر عدم تاديه
ماده 573ـ  در صورت امتناع از تاديه دارنده  چك ميتواند  به ظهر نويسان صادر كننده چك ميتواند به ظهر نويسان صادر كننده و اشخاص مسئول ديگر مراجعه كند دارنده ميتواند با يكي از دلايل  ذيل امتناع از تاديه را باثبات برساند:
1ـ اعتراض توسط يك ورقه رسمي.
2ـ  تحرير در ظهر  چك از طرف  مخاطب  با قيد تاريخ.
3ـ  تصديق محكمه تجارتي  مبني بر ارائه  چك به قيد تاريخ.

ماده 574 ـ‌ اعتراض بايد قبل از انقضاي مدتي كه براي ارائه مقرر است عملي شود اگر چك در آخرين روز مقرره ارائه شود  اعتراض را ممكن است در روزكار يكه بعد از آن مي آيد عملي ساخت.
ماده 575ـ‌ در صورت امتناع  از تاديه پس از اعتراض  دارنده چك ميتواند بظهر نويس  خود و يا صادر كننده در داخل چهار روز  كاريكه بعد از تحرير  اعتراض مي آيد اطلاع بدهد هر ظهر نويس  بايد در داخل چهار روز كاريكه بعد از گرفتن اطلاع مي آيد از عدم تاديه بظهر نويس  ما قبل خود خبر بدهد  و درين اطلاع اسم و آدرس اشخاص را كه كه اطلاع سابق را داده اند  ذكر نمايد و بهمين صورت مسلسلا تا به صادر كننده برسد  اگر چك ضمانت شده باشد بايد در داخل  همان مدت بضامن هم خبرداده شود.
اطلاع ممكن است با اعاده چك و يا با مكتوب راجستري توسط پيوسته اجرا شود تاريخ رسيد پوسته  در تعيين موعد اطلاع  اعتبار داده ميشود.  شخصي كه در داخل مدت معينه اطلاع ندهد حقوق خود را از دست نمي دهد ولي اگر بنابر غفلت او كدام ضرري عايد شده باشد مسئول جبران آن ميباشد معذالك  اندازه  مسئوليت او از مبلغ مندرجه  چك اضافه تر شده نميتواند.

ماده 576 ـ‌ حامل چك ميتواند  بر عليه تمام اشخاصيكه در چك مسئوليت دارند مجتمعا يا منفردا  اقامه دعوا  نمايد و درين كار مكلف برعايه ترتيب ظهر نويسي  نميباشد. و همين حق را هر شخصي تاديه كننده ديگر نيز دارا ميباشد.
دعوي بر عليه يكي از اشخاص  مسئول مانع دعوي  بر عليه اشخاص ديگر  نيست.


ماده 577 ـ‌ حامل چك يا تاديه كننده  مي تواند  از شخص مسئول مصارف ذيل را  مطالبه كند.
1 ـ  مبلغ تاديه ناشده چك.
2ـ‌ تكت پولي.
3 ـ‌ مصارف  اعتراض و غيره كه متحمل شده باشد.
ماده 578 ـ  هر شخص مسئول كه مورد مراجعه واقع شده باشد ميتواند در بدل تاديه چك را با عتراض و رسيد تقاضا  نمايد ظهر نويسي كه چك را گرفته و تاديه نموده باشد ميتواند  ظهر نويسي  خود و ظهر نويسي ظهر نويسان ما بعد را ابطال نمايد.

حصه هفتم
تعدد نسخه هاي چك
ماده 579 ـ‌  صدور چك به نسخه هاي متعدد ممكن است در اينصورت بايد هر نسخه داراي نمره واحد بوده ودر آن تصريح شود كه تعداد نسخه چند است و به موجب نسخه اول وجه قابل تاديه ميباشد.
ماده 580 ـ‌ چون تاديه بذريعه نسخه اول صورت گرفته نسخه هاي ديگر از اعتبار  ساقط است.

حصه هشتم
ساخت كاري و تحريفات
ماده 581 ـ احكام مواد 536 و 537  كه مربوط ساخته كاري و تحريفات ميباشد درباره چك نيز  مرعي الاجرا است.

حصه نهم
مرور زمان
ماده 582 ـ  دعاوي كه حامل عليه ظهر نويس ها و صادر كننده اقامه ميكند  شش ماه بعد از انقضاي  مدت ارائه ساقط است همچنين دعوي هر يك از مسئولين از تاريخ تاديه وجه بعد از انقضاي شش ماه ساقط ميشود حكم ماده (539)  درباره چك نيز معتبر است.

ماده 583 ـ  احكام عموميه مواد (540 و 541)  كه راجع ببرات و ججت  ميباشد درباره چك ها نيز قابل تطبيق است.


فصل چهارم
ضياع اسناد تجارتي
ماده 584 ـ  اگر حامل  يك سند تجارتي مالكيت خود را ذريعه  ظهر نويسي ها بلا انقطاع به اثبات برساند  مجبور نيست وجه آنرا  كه اخذ نموده اعاده  بدارند  مگر اينكه ثابت شود كه آنرا  بذرايع غير قانوني  بدست آورده است.
ماده 585 ـ  سند تجارتي كه از نزد حامل مفقود شده باشد مي تواند  بطلان آنرا در محكمه مربوطه  كه مكلف باستماع  دعاوي تجارتي است ادعا نمايد.
سند و كيفيت  به تملك  و فقدان را حتي الامكان شرح دهد. در صورتيكه محكمه دلائل  درخواست كننده را كافي بداند اگر سند مفقود برات  قبول شده باشد آنرا به قبول  كننده و اگر  سند چك  يا برات قبول ناشده باشد به صادر كننده  و مخاطب اگر سند در وجه  حامل باشد  به مخاطب عدم تاديه وجه آنرا  تحريرا امر  ميدهد محتويات  سند و لزوم  ارائه  آنرا در ظرف  دو ماه توسط جرايد رسمي  و غير رسمي سه مرتبه اعلان مي نمايد  در ختم اين مدت تصميم لازم  را در ابطال  سند اتخاذ  خواهد نمود. اين مدت  راجع به سنديكه موعد  آن بسر  رسيده باشد سر از تاريخ  اعلان منتشره  در جريده رسمي  و درباره  سنديكه  موعد آن بعد از اعلان  سوم بسر ميرسيد سر از تاريخ بسر رسيدن موعد آن   و راجع  به سنديكه  تاديه آن مشروط  به ارائه بوده و در تاريخ  اعلان  سوم مدت ارائه آن هنوز نرسيده باشد سر از روز اخير مدت ارائه معتبر  است.

ماده 586 ـ شخصيكه خواهش بطلان سند را مي نمايد ميتواند بيانيه مبني بر محتويات اساسي  ترتيب و در مدت و محليكه قانونا تعيين شده باشد به مخاطب ارسال نمايد همين ورقه راجع به تاديه و عدم تاديه و رويت بمنزله اعتراض تلقي ميشود.

ماده 587 ـ  اگر سند در خاتمه مدتي كه تعيين شده ارائه نشود محكمه ميتواند  در اثر تقاضاي  مدعي راجع بابطال سند حكم صادر  و باشخاصيكه  در ماده (585)  ذكر شده ابلاغ  نمايد بموجب  حكم ابطال مدعي  مثل اينكه اصل سند ضايع شده را مالك باشد حقوق خود  را از قبول  كننده برات  و اگر برات قبول نشده باشد  و يا حجت و چك باشد از صادر  كننده مطالبه نمايد شخصيكه عليه او دعوي ميشود حق دارد  كه از تاريخ صدور حكم تا يك ماه به محكمه رجوع و عدم استحقاق محكوم له را باثبات برساند.

ماده 588 ـ  اگر سند الي ختم مدت  اعلان به محكمه معين ارائه شود محكمه هدايت  ماده (585)  راجع بابلاغ را اجرا و مطابق  اصول به دعوي  رسيدگي نموده حكم صادر مي نمايد.










باب چهارم
تعهدات تجارتي


فصل اول احكام عمومي
ماده 589 ـ اگر دو شخص و يا اشخاص  متعدد در ضمن يك معامله كه  خواه براي يك نفر و يا همه ايشان ماهيت تجارتي  را دارا باشد در مقابل شخص ثالثي مشتركا داخل تعهد شوند در صورتيكه  خلاف آن در قرارداد  تصريح نشده باشد مجتمعا مسئول شمرده ميشوند. عين همين حكم بر اشخاصيكه ضمانت ديون  را مي نمايند نيز تطبيق ميشود.
ماده 590 ـ‌ پوليكه در نتيجه كدام عقد تجارتي واجب التاديه شود و در داخل  مملكت  رواج قانوني نداشته باشد در انقضاي  وعده  تبديل آن نظر به نرخ روز به پول افغاني  جائز است.
ليكن اگر در حين عقد تاديه پول خارجي  كه رواج قانوني  نداشته باشد تصريح  شود و يا به اين معني  كدام عبارت ديگري استعمال  شده باشد شرط تاديه  عين پول خارجي  معتبر است.
ماده 591 ـ  شخصيكه تعهد تجارتي  خود را در اثر حيله و تقصير  ايفا نكند  و يا در ايفاي آن تاخير نمايد  بعد از اينكه رسما و يا بارسال مكتوب  راجستري  به او اخطار  ميشود مجبور است كه خساره را كه متعهد له دچار شده با مفادي  كه از آن محروم گرديده جبران كند.
اسباب مجبره ( فورس ماژور) ازين حكم مستثني است.
ماده 592 ـ  اگر متعهد  تعهد خود را نقض نمايد يا تعهدي را كه بصورت مطلق در يك وقت معين و يا در ظرف يك مدت  معين لازم  الاجرا باشد ايفا ننمايد  و يا موضوع تعهد  عبارت از نكردن  يك عمل باشد  و آن را اجرا نمايد بدون اخطار دعوي  جبران خساره شده ميتواند.
ماده 593 ـ  اگر مبلغي كه در تعهد  بنام جبران خساره معين  شده باشد  از مقدار  منفعتي كه متعهد له  در صورت ايفاي تعهد حاصل مينمود اضافه هم شود محكمه نميتواند  اندازه آن را تنزيل دهد در صورتيكه  بر خلاف آن را تنزيل  دهد در صورتيكه  بر خلاف آن در قرارداد صراحت نباشد متعهد له  باخذ مبلغي  كه بنام جبران  خساره مقرر داشته است به عوض ايفاي تعهد  مجبور نميشود اگر ضرريكه  متعهد له به آن دچار شود از مبلغيكه بنام جبران خساره معين ميشود زيادتر باشد در صورتيكه  در قرارداد  صراحتي  بر خلاف آن موجود نباشد متعهد مجبور است مبلغ اضافي  را هم تاديه كند.
ماده 594 ـ  اگر عدم ايفاي تعهد  در اثر علني باشد كه قبلا  قابل پيش بيني  نبوده و يا از تقصير دائن  توليد شده و يا در اجراي  تعهد قيد  احترازي  از جانب متعهد  له قبول شده باشد  متعهد به هيچ نوع  به جبران خساره مكلف شده نميتواند.
ماده 595 ـ دادن بيعانه دليل عقد شمرده ميشود در حال ايفاي تعهد طرفين  بيعانه محاسبه ميشود.
اگر عقد در اثر  رضاي طرفين وي ا نظريه سبب ديگري  كه موجب جبران خساره  نباشد فسخ گردد بيعانه  بصاحب آن اعاده ميشود.
ماده 596 ـ  در صورتيكه  برخلاف آن در قرارداد  و يا عرف تجراتي مقرر نباشد طرفيكه  در اثر تقصير  خود به ايفاي  تعهد نمي پردازد  اگر بيعانه  داده باشد حق  مطالبه آنرا ندارد و اگر  شخصي تعهد  را بنابر تقصير خود ايفا نكند  گيرنده بيعانه  علاوه از اعاده بيعانه مجبور است كه معادل آنرا  هم بجانب  مقابل بپردازد در هر دو صورت  طرفيكه  تعهد خود را ايفا نكند  مجبور است خساره طرف ديگر را ولو اينكه  از پول بيعانه اضافه هم باشد  جبران كند.
ماده 597 ـ‌ اگر يكي از  طرفين در  مقابل تاديه  و يا وعده تاديه  مبلغ معين  حق رجوع از عقد را  براي خود  شرط گذاشته  باشد شروع  ايفاي تعهد  و يا قبول  ايفاي تعهد طرف مقابل مانع  اجراي حق رجوع مي گردد.
ماده 598 ـ  تكت پولي دين تجارتي   بعد از  انقضاي  ايام معين و در صورت  تعيين معود معين از تاريخ اخطار حساب مي شود.

ماده 599 ـ‌ شخصيكه  واجد اوصاف  تجارتي بوده  براي يكنفر  تاجر و يا غير تاجر عملي را انجام دهد كه از ايجابات تجارتي وي باشد و يا بصورت  ديگري تحصيل منفعت نموده باشد حق دارد عوض آن عمل را  مطالبه و اخذ نمايد.
علاوه بر اين حق دارد  مبلغي را كه براي اجراي كار و يا تحصيل منفعت بطور  پيشكي داده و مصارفي را  كه بعمل آورده  باشد از تاريخ مصرف با تكت پولي طلب نمايد.

ماده 600 ـ  تكت پولي در امور تجارتي  به اساس موافقه جانبين آزادانه تعيين شده ميتواند.
ماده 601 ـ  تعهد تجارتي  در محليكه  در قرارداد  معين شده و اگر در قرارداد معين نشده باشد در محليكه نظر به ماهيت و مقصد تجارت ضمنا  معين شده ميتواند لازم الاجرا  است اگر محل اجرا در قرارداد  تصريح نشده و ضمنا  نيز معين شده نتاند متعهد مجبور است تعهد خود را  به محليكه تجارت خانه او ميباشد و اگر تجارت خانه نداشته باشد در محل اقامت خويش اجرا كند.
ماده 602 ـ‌ تعهد تسويه يك مبلغ  اگر بر خلاف آن بطور صريح يا ضمني در قرارداد ذكر نشده باشد در محل تجارت  خانه دائن  و اگر تجارت  خانه او موجود  نباشد در اقامتگاه شخصي او ايفا مي شود. و مديون حق مطالبه مصارف و خساره تسويه را ندارد.

ماده 603 ـ  خواهش ايفاي يك تعهد  كه زمان اجراي  آن در مقاوله تعيين نگرديه باشد در هر زمان ممكن است  و ليكن تعهديكه نظر به عرف و يا چگونگي  معامله بعد از مرور   يك مدت  معين از عقد قابل ايفا باشد نميتوان متعهد را  قبل از انقضاي  مدت مذكور به ايفا مجبور ساخت.
ماده 604 ـ  اگر شرط  شده باشد كه تعهد در بين مدتيكه صراحتا و ياضمنا  تعيين شده ايفا گردد  لازم است  قبل از ختم آن  مدت اجرا شود.  اگر ختم مدت  مصادف  با روز تعطيل  عمومي باشد اقلا يكروز  قبل از روز  ختم ايفا گردد.
اگر مديون قبل از ختم موعد اذن تاديه دين را داشته باشد در  صورتيكه  عرف و عادتي بر خلاف آن وجود نداشته باشد نمي تواند بدون رضاي دائن دين را تنزيل كند.


ماده 605 ـ  اگر در مقاوله  راجع به نوع و وصف اشيائي كه تسليم آن تعهد شده  است تصريحي  موجود نباشد متعهد ميتواند  از اشياي كه داراي وصف و نوعيت متوسط باشند  بدهد ولي همانطوريكه متعهد  مجبور بدادن جنس اعلي نيست بدادن جنس ادني  هم مجاز نميباشد.
ماده 606 ـ  عقديكه طرفينر ا الزام مي نمايد تايك طرف تعهد خويشرا  ايفا نكند  طرف ديگر  بايفاي  تعهد مجبور نيست ليكن  اگر يكطرف  نظر بصراحت  قرارداد  و يا ماهيت معامله  و يا نظر  بعرف جاريه مقدمتر از طرف ديگر باجراي  تعهد مكلف  باشد ولو كه طرف ديگر  تعهد خود را  ايفا ننموده باشد باجراي تعهد  مذكور مكلف است.

ماده 607 ـ‌ در صورتيكه  يكي از طرفين تعهد خود را ايفا نمايد و طرف ديگر  اجرا نكند  اجرا كننده ميتواند  يك اطلاعيه ارسال كند مبني بر اينكه اگر طرف ديگر به ايفاي  تعهد در ظرف  مدت مناسب اقدام نكند  عقد فسخ خواهد شد و پس از آن به محكمه  مراجعه و فسخ قرارداد را مطالبه ميتواند.
طرفيكه  به محكمه براي فسخ مراجعه ميكند ايفاي تعهد را تقاضا  نميتواند بعد از اقامه دعوي فسخ همان طوريكه محكمه نميتواند  به مدعي عليه براي ايفاي تعهد مهلت بدهد بهمان صورت نميتواند  پيش نهاديرا  كه از جانب مدعي عليه به نسبت ايفاي تعهد ميشود قبول كند اگر فسخ عقد معلق به يك شرط باشد و يا براي اجراي آن صراحتا  و يا ضمنا  مدتي معين شده باشد بعد از تحقق شرط و يا مرور  مدت طرف ديگر به قبول خواهشيكه از جانب  متعهد راجع بايفاي  تعهد ميشود مجبور نميگردد.

فصل دوم
عقود تجارتي
حصه اول
صورت انعقاد
ماده 608 ـ  براي عقود تجارتي رضاء  و موافقت طرفين كافي است تنظيم قرارداد و يا ايفاي  مراستم ديگر  لزوم ندارد.

ماده 609 ـ  اگر قانونا  براي عقد رعايت شكل مخصوص تحريرا لازم باشد و يا طرفين عقد را بايفاي بعضي مراسم مانند تنظيم مقاوله موقوف گذاشته باشند تا زمانيكه شكل مذكور رعايت و يا مراسم معينه اجرا نشود عقد صورت نميگيرد. در صورتيكه طرفين به تنظيم قرارداد موافقت نموده باشند چنان دانسته ميشود كه انعقاد عقد را به تنظيم قرارداد ملتوي گذاشته اند.
اگر قرارداد تنظيم هم نگرديده ولي ثابت شود كه طرفين عقد را منتقد دانسته اند عدم تنظيم قرارداد سبب عدم انعقاد عقد شمرده نميشود.
ماده 610 ـ  اگر ايجاب  بصورت تعيين يك مدت معين براي قبول بعمل آمده باشد در صورتيكه   طرفين حاضر هم باشد ايجاب كننده  نميتواند  قبل از انقضاي مدت معينه از ايجاب  منصرف شود.
اگر ايجاب  بدون تعيين مدت بعمل آمده باشد اعتبار آن باقي نميماند مشروط به اينكه در صورت حاضر بودن طرفين قبول فورا  واقع نشده باشد.
عقديكه ذريعه وسايل مخابراتي  از قبيل تيلفون وقوع مييابد در حكم عقد يست كه حضورا به عمل آمده باشد.

ماده 611 ـ  براي ايجابيكه بصورت تحرير  واقع ميشود  اگر مدت تعيين نشده باشد ايجاب كننده  نميتواند قبل از انقضاي  مدتيكه عرفا براي تفكر و دادن جواب  قبول از جانب قبول كننده  مرور  آن لازم است از ايجاب  منصرف شود.


ماده 612 ـ  جواب قبول بايد در ظرف مدت معين كه بايجاب كننده رسيده بتواند فرستاده شود اگر جواب بعد از مرور  اين مدت توصل ورزد عقد صورت نميگيرد ولي در صورتيكه معلوم شود  كه جواب قبول در ظرف مدت معين لازمه داده شده است ايجاب كننده مجبور است راجع به تاخير جواب فورا بجانب  مقابل از عدم انعقاد عقد خبر دهد و الا عقد مذكور  منعقد ميگردد.
ماده 613 ـ  سكوت محض  جانب مقابل  قبول گفته نميشود.  وليكن در صورتيكه  دو تاجر با هم ديگر مناسبات تجارتي دائمي داشته باشد و يا يكي از اين دو تاجر بديگر خود مراجعه و او را بنام خود باجراي بعضي معاملات بوكالت گماشته باشد ايجابيكه از طرف يكي از ايشان بديگري واقع ميشود بايد طرف مقابل فورا به ايجاب  مذكور جواب بدهد و الا سكوت او قبول شمرده ميشود. طرفيكه  ايجاب را رد ميكند راجع بامواليكه در اثناي تبليغ ايجاب باو فرستاده شده است مكلف است تدابيري را كه در مواد  (762 – 763)‌ بيان شده است اتخاذ كند.
ماده 614ـ  اگر جواب قبول موافق به ايجاب نباشد عقد منعقد نميگردد. درين صورت قبول  ايجاب جديد را اقتضاء ميكند.
ماده 615 ـ  براي اينكه تلگراف  مربوط به ايجاب  يا قبول معتبر شده بتواند لازم است باثبات برسد كه داراي امضاي شخص فرستنده است و يا تلگرام  به اجازه  او صادر شده است.
ماده 616 ـ‌ ايجابيكه  تحريرا  بعمل مي آيد از تاريخ وصول جواب قبول  بايجاب  كننده عقد  منعقد ميشود ليكن  اگر ايجاب  كننده قبل از رسيدن جواب قبول و يا در عين زمان از انصراف قبول كننده واقف شود ايجاب بلا اثر  ميشود.
ماده 617 ـ  عقديكه ذريعه مخابره واقع شود از تاريخ ارسال جواب  قبول منعقد  و معتبر دانسته ميشود طوريكه در ماده (613) مقرر شده در صورتيكه قبول بصراحت لازم نباشد عقد از تاريخ رسيدن ايجاب  به مخاطب معتبر  است.
ماده 618 ـ  فوت و يا سلب اهليت يك تاجر  در ايجاب يا قبول او راجع به معاملات تجارتي اش مستلزم بطلان  نمي گردد مگر اينكه بر خلاف آن تصريح نموده باشند و يا از ماهيت معامله استدلال شود.

حصه دوم
تفسير عقود تجارتي
ماده 619 ـ  اگر معني عبارت كه در يك معامله تجارتي تحرير ميشود واضح و منطقي باشد بمعناي ظاهري آن اعتبار داده ميشود اگر عبارتي منافي مقصد بديهي باشد در اينصورت  به مقصد اعتبار داده ميشود.

ماده 620 ـ‌ در صورتيكه عبارت امكان تعبيرات متعددي را داشته باشد مقصد مشترك طرفين از مندرجات  ديگر مقاوله  باعرف و عادات  و تعاملات  و احواليكه در زمان تنظيم مقاوله موجود باشد و يا نظر بسوابق تطبيقات در گذشته تعيين ميشود.

ماده 621 ـ‌ در صورتيكه عبارت معني متعدد و مشترك داشته باشد بهر معني كه قرينه افاده نمايد بهمان معني تفسير ميشود.

ماده 622 ـ در صورتيكه عبارت مقاوله بمني متعددي  تعبيرشود و مطابق حكم ماده  (620)‌ مقصد حقيقي طرفين تعيين شده نتواند  مقاوله به له متعهد  و عليه متعهد له تفسير ميگردد.
ماده 623 ـ  اعتبار عرف تجارتي و احكام قانوني در معاملات  تجارتي مور است مگر اينكه صراحتا  جانبين بر خلاف آن موافقت نموده باشند.

حصه سوم
وسائل ثبوت عقود تجارتي
ماده 624 ـ محكمه باستناد و مقاولات تجارتي بر ثبوت عقد حكم صادر مي نمايد. ودر صورتيكه حكم ديگري در اين قانون موجود نباشد از شهادت شهود قراين و امارات استفاده ميتواند اندازه مدعي به درين قاعده نزد محكمه فرقي نميكند.

ماده 625 ـ  اعاده يك سند به مديون درصورتيكه خلاف آن ثابت نشود دليل تاديه بدل سند محسوب ميشود.
ماده 626 ـ  سند يا مقاوله يك معامله  تجارتيكه  اثبات آن لازم به سند نبوده ابهام داشته باشد محكمه ميتواند از روي شهادت قرائن و امارات اصدار حكم  نمايد.
ماده 627 ـ  اقرار قابل  تجزيه نيست. بنابران لازم  است بياني كه مدعي عليه ميكند يا تماما  رد يا قبول شود.

ماده 628 ـ  در صورتيكه مقاوله تحريري وجود نداشته باشد شخصيكه يك بيجك را صراحتا يا ضمنا قبول  ميكند  چنان شمرده  ميشود كه مندرجات آنرا هم قبول نموده است. شخصيكه  بيجك ميگيرد  اگر از تاريخ گرفتن آن در مدت بيست روز اعتراضي در محتويات آن نكند چنان تلقي ميشود كه مندرجات آن را قبول نموده است.



فصل سوم
(بيع تجارتي)
(حصه اول)
(احكام عمومي)
ماده 629 ـ رضاي طرفين به نسبت مبيعه و قيمت انعقاد بيع دانسته ميشود اطلاع  قيمت جاريه و ارسال كتلاك  و يا عرضه فروش كه بدون تعيين ماهيت و مقدار و قيمت اشياء‌ بعمل مي آيد ايجاب شمرده نميشود.

ماده 630 ـ‌ اگر بايع مال غير را فروخته باشد مشتري  مالك آن شده  نمي تواند  ولي بايع مكلف است كه يا مال را خريداري  و بشمتري  تسليم نمايد و يا اگر خساراتي بيشتري وارد شده باشد آنرا جبران كند.

ماده 631 ـ  اگر يك تاجر اموال منقوله شخص ديگري  را فروش و تسليم نمايد در صورتيكه مشتري بر حقيقت آن علم نداشته  باشد مالك مبيعه  دانسته ميشود اگر ثابت شود كه مبيعه اموال مفقود و يا مسروقه  بوده باشد مالكيت مشتري سلب  ميگردد.
ماده 632 ـ‌  بيع اموال تجارتي كه در زمان عقد موجود نبوده و در وقت تسليم قابل تدارك باشد معتبر است.

ماده 633 ـ اگر  در حين عقد احتمال اتلاف مال  از طرف جانبين در نظر گرفته شده باشد بيع آن جايز است در صورت تحقق احتمال مشتري  حق استرداد قيمت را ندارد.

ماده 634 ـ  تمام مصارف  متعلق به تسليم مبيعه مثل وزن و اندازه  به بايع مربوط  و مصارف  متعلق به تسليم از قبيل مصارف تحويل  و حمل و نقل به مشرتي عايد است مگر اينكه در مقاوله و يا عرف و تعامل تجارتي  بر خلاف آن قبول و معمول باشد.
ماده 635 ـ  اگر ارسال  مبيعه از محل ديگري بمشتري  لازم باشد و راجع به صورت ارسال از طرف مشتري شرطي گذاشته نشده باشد  بايع درين حال در انتخاب  وسايل حمل ونقل اموال و حفاظه آن مثل مشتري  اقدام مي نمايد.

ماده 636 ـ ارسال مبيعه از طرف بايع به اقامتگاه  مشتري و يا ارسال آن در يك محل ديگري كه درمقاوله تصريح شده است در حكم تسليم است ولي اگر بايع مبيعه را توسط شخص فرستاده و به او امر نموده باشد كه اگر  مشتري قيمت آنرا و يا تامينات لازمه را ندهد مبيعه  را تسليم نكند صرف فرستادن  مبيعه تسليم دانسته نميشود.

ماده 637 ـ  ارسال محموله (كسانمينت) مبيعه و يا نظر به موافقه بائع وضع مارك مشتري بالاي مبيعه در صورتيكه امتعه از طريق خشكه ـ بحر دريا و كول در حال حمل و نقل باشد در حكم تسليم است.

ماده 638 ـ اگر مشتري اموال را كه از حيث عمده فروشي مقدار آن  معين باشد خريده باشد به تسليم يك قسمت آن اجبار شده نميتواند  ولي اگر مشتري  تسليم تدريجي را قبول نموده باشد بايع را به تسليم قسم باقيمانده مجبور ميتواند  و يا بواسطه  عدم تسليم باقيمانده  مال عقد را فسخ و خساره  را كه ازين حث متحمل شده است مطالبه نمايد.

ماده 639 ـ  مشتري ميتواند  كه انوايس مبيعه را و اگر قيمت تاديه شده باشد درج آن را در انوايس تقاضا نمايد.
ماده 640 ـ  بعد از تكميل عقد خساره كه به مبيعه واقع ميشود ولو اتفاقا  باشد عائد بمشتري است اگر خساره  ناشي از تقصير و يا حيله بايع و يا معايب مبيعه باشد مربوط به بايع است.

ماده 641 ـ  در احوال ذيل بعد از تكميل عقد خساره كه به مبيعه برسد به بايع مربوط است.
اول ـ  اگر مبيعه مشخص و معين نبوده و براي اثبات ماهيت آن علائميكه از ديگر اشياي هم جنس تفريق و تميز شود وضع نشده باشد.
دوم ـ اگر مبيعه ئيكه براي تسليم وزن تعداد و اندازه نمودن آن لازم است قبل از وزن تعداد تغير و يا تلف شده باشد (ولي اگر مشتري با وجود اخطار در وزن تعداد و اندازه  نمودن حاضر نشده باشد و يا شخصي را  از طرف خود نفرستاده باشد خساره عايد به مشتري است).
سوم ـ اگر تسليم مبيعه به آينده شرط شده باشد.
چهارم ـ در حال آماده بودن مشتري براي تسليم گرفتن مبيعه اگر بايع با وجود  اخطار مبيعه را تسليم نداده باشد.


ماده 642 ـ خساره كه از رهگذر  حمل و نقل مبيعه ذريعه كميسه كار  نقليه يا حمل و نقل  دهنده عايد ميگردد سر از تاريخ تسليم مبيعه  از طرف بايع به انها مربوط به مشتري است. اگر راجع  بطرز حمل و نقل مبيعه كدام شرط موجود باشد بايع مكلف است اين شرط را مراعات كند در صورت تخلف  بدون عذر معقول و مستند  از ضرريكه به مشتري ميرسد  مسئول خواهد بود. اگر محل ارسال امتعه نظر به مقصد طرفين محل تسليم شمرده شده  باشد دراين صورت خساره كه در اثناي حمل و نقل وقوع مي يابد  مربوط به بايع است.
اگر بايع  محض مصارف حمل و نقل را به عهده ميگيرد محليه مبيعه به آنجا نقل داده ميشود محل تسليم محسوب نميشود.


ماده 643 ـ معين بودن قيمت و يا صورت  تعيين آن لازم است در حاليكه قيمت باينصورت تعيين نشده و مبيعه هم تسلمي نشده باشد نرخ مروجه در محل و زمان عقد بحيث قيمت اساس قرار داده ميشود اگر نرخ مروجه در زمان و محل عقد متعدد باشد مشتري مجبور است كه اوسط نرخ را تاديه كند.

ماده 644 ـ‌ تفويض حق تعيين قيمت ذريعه مقاوله به شخص ثالث مجاز است اگر شخص ثالث نظر به علتي قيمت را تعيين ننمود مشتري مجبور است كه نرخ رايج روز فروش را و اگر نرخ همان روز متعدد باشد اوسط آن را بپردازد اگر نرخ رايجه وجود نداشته باشد قيمت از طرف محكمه تعيين ميشود.
ماده 645 ـ  مشتري كه قيمت را تايده ننموده و در ظرف مدت بين تاريخ عقد و تسليم ورشكست شود با آنكه بايع تاديه وجه را  تاجيل كرده باشد (ولي تامينات معتبر نگرفته باشد)‌ حق دارد مبيعه را تسليم ندهد.

ماده 646 ـ  اگر تعيين قيمت نظر بوزن مبيعه مشروط باشد‌(در صورتيكه بر خلاف  آن مقاوله و يا عرف عادات موجود نباشد)  وزن ظرف از آن وضع ميشود.
اينكه وزن ظرف نسبت بوزن حقيقي مبيعه و يا نظر بيك مقياس و مقدار معين تثبيت شود و يا يك مقدار از وزن مبيعه بحيث وزن ظرف وضع و يا قيمت همان قسمت خراب شوده و بيكاره امتعه كه تسليم ميشود تنقيص گردد باساس قرارداد  و در صورت عدم قرارداد از روي عرف كه در محل تسليم جاري است تعيين ميشود.

ماده 647 ـ قبل از اداي تمام قيمت مال قيد شرط دائر بر عدم  انتقال  ملكيت مبيعه به مشتري معتبر است خساره مبيعه كه تحت اين شرط تسليم داده ميشود سر از تاريخ تسليم به مشتري  عايد است.
ماده 648 ـ‌  اگر قيمت مبيعه نظر به نرخ بورس و يا بازار  مقيد شده باشد در صورتيكه خلاف آن قراردادي موجود نباشد نرخ وسطي بورس و يا بازار محل و زمان اجراي تعهد اساس اتخاذ ميشود و اگر تعيين اين نرخ ممكن نباشد نرخ  وسطي فروشهاي مماثل كه در محل و زمان اجراي تعهد موجود است قبول ميشود.

ماده 649 ـ  تكت پولي  قيمت مبيعه  بنام جبران ضرر و زيان  در صورت تسليم مبيعه از تاريخ تسليم و اگر از تسليم گرفتن امتناع شده باشد از تاريع اطلاع ببعد  قابل مطالبه است.
ماده 650 ـ نظر به ماهيت قرارداد  و يا مقصد طرفين و يا جنس مبيعه اگر اجراي تعهد باقسام مختلفه قابل تقسيم باشد اگر يكي از طرفين يك قسمت تعهد را اجرا نكرده باشد ميتواند  عقد را فسخ كند.
ماده 651 ـ  در مبايعاتيكه  باساس نمونه  بعمل مي آيد  اثبات مطابقت  مبيعه با نمونه متعلق بايع است ولي اگر نمونه در اثناي  كه بدست مشتري بوده خراب و يا تلف شود آنگاه اثبات عدم مطابقت مبيعه با نمونه تعلق به مشتري دارد.


ماده 652 ـ  اگر مشتري خريد را بعد از معاينه و تجربه و پسند مقيد ساخته باشد جائز است.
ماده 653 ـ  اگر مبيعه براي معاينه و تجربه به مشتري تسليم داده شده باشد مشتري مجبور است نظر به قرارداد و در حال عدم قرارداد  در مدتيكه  عرفا معين است قبولي و يا عدم قبولي خود را راجع به مبيعه بيان كند و اگر در قرارداد و عرف مدت معين نباشد بائع مهلت مناسبيرا  تعيين و مشتري  را به قبول و يا رد مبيعه دعوت ميكند. اگر مشتري در مدت مذكور جواب نداده باشد چنين محسوب ميشود كه مبيعه را قبول كرده است اگر مشتري  حق خيار خويش را  صراحتا محافظه ننموده باشد و تمام و يا يك قسمت قيمت را تاديه و يا مبيعه را غير از صورتيكه براي تجربه لازم مي آيد بشكل ديگري  تصرف كرده باشد  بيع تكميل ميشود.

ماده 654 ـ  در بيع كه مطابق ماده (652)  واقع ميشود اگر مشتري  در ظرف مدت  معين قرارداد  و يا عرف قبولي و يا عدم قبولي خود را اظهار نكرده باشد بيع غير منعقد محسوب ميشود.
اگر در قرارداد  و يا عرف كدام مدتي  معين نباشد  بايع مهلت مناسب تعيين  كرده مشتري را باستعمال حق خيارش دعوت ميكند. اگر مشتري  در اين مدت سكوت كرده باشد بيع غير منعقد  محسوب ميشود.

ماده 655  ـ  اگر بيع بشرائط متذكره قرارداد و قانون موافق باشد  مشتري مجبور است در ظرف مدتيكه باساس قرارداد  و يا عرف معين است مبيعه را تسليم بگيرد.
اگر مشتري اين مكلفيت را ايفا ننموده و قيمت را تاديه كرده باشد بايع بعد از اخطار كيفيت به مشتري ميتواند از محكمه تجارتي براي محافظه مبيعه شخص امين را مطالبه كند. در اثر اين خواهش محكمه بدون جلب مشتري فورا شخص امين را تعيين ميكند.
واگر نصب امين و يا تاخير تسليم مصارف و خساره ايجاب نمايد جبران آن بذمت مشتري است. هر گاه  ماهيت مبيعه مساعد به توديع  نبوده و يا سريع الفساد باشد  يا محافظه آن نظر به قيمت بمصارف  گزاف و يا تاديه  به اجرت  ارضيه  محتاج باشد بايع بعد از اينكه موضوع  را به مشتري در صورت امكان اطلاع نمايد ميتواند باساس اجازه كه از محكمه حاصل ميكند  مبيعه را  بدون دعوت مشتري بصورت مزايده علني بفروش برساند در صورتيكه مبيعه در بورس يا بازار  نرخ مروج  داشته باشد بايع حق دارد  باجازه محكمه  بدون مزايده  علني بهمان نرخ بفروشد  مبيعه كه باين صورت بفروش ميرسد قيمت آن بعد از وضع مصارف فروش از جانب بايع بنام مشتري ببانك و در صورت عدم وجود بانك به اجازه محكمه دريك محل امين ديگري توديع شود. بعد از اينكه مبيعه به شخص امين و يا قيمت آن بيك محل امين توديع گردد فورا قضيه از طرفه بايع باطلاع مشتري رسانيده شود.

ماده 656 ـ  در صورتيكه مشتري قيمت را در زمان معين قرارداد و يا عرف تاديه نكند بايع طوريكه دعواي قيمت را ميتواند همچنان حق دارد باساس اطلاعيه و يا مكتوب راجستري  مهلت مناسب تعيين و مشتري را به ايفاء تعهد دعوت نمايد اگر مشتري در ظرف اين مهلت قيمت را تاديه نكند بايع ميتواند مطابق به ماده (655)‌مبيع را فروخته و از بدل آن قيمت را استفاء و تفاوت بين بدل فروش و قيمت مبيعه را از مشتري مطالبه نمايد. اگر مبيعه در بورس و يا بازار داراي نرخ مروجي باشد بايع بدون اينكه مجبور بفروش مبيعه باشد ميتواند تفاوت بين قيمت مبيعه و نرخ را كه در خاتمه مهلت در بورس و يا در بازار موجود است از مشتري طلب كند.
ماده 657 ـ  در صورتيكه بايع مبيعه را  در زمان معين قرارداد و يا عرف تسليم نكند مشتري  با اطلاعيه و يا مكتوب راجستري  بايع را در ظرف يك مدت  مناسب به تسليم دادن مبيعه دعوت ميكند.  اگر در انقضاء  اين مهلت بايع  مبيعه را تسليم نكند. مشتري ميتواند به محكمه مراجعه نموده  فسخ قرارداد را با خساره  وارده و فايده  كه از آن محروم مانده است از بايع طلب كند اگر مشتري بخواهد ميتواند مستقيما و يا توسط محكمه امتعه را از شخص ثالث  بخرد و بدلي را كه تاديه نموده است اگر از قيمت مبيعه زياده تر باشد اين زيادت را از بايع  اول مطالبه كند در صورتيكه مبيعه در بورس ويا بازار  نرخ مروجي  داشته باشد  مشتري بدون اشتراء‌ مبيعه از شخص ثالث نيز ميتواند تفاوت بين نرخ  مروج قيمت مبيعه را از بايع تقاضا كند  هم درين صورت و هم در حال مبايعه از شخص ثالث حق طلب خساره كه مشتري آنرا متحمل شده است باساس ماده (591) محفوظ ميباشد.



ماده 658 ـ اگر در بيع نظر بصراحت قرارداد و يا نظر به جنس و ماهيت مبيعه و مقصد اشترا مشتري  و بايع مجبور باشند كه حتما در ظرف ميعاد معيني ايفاي تعهد كنند. در صورتيكه در ختم اين مدت تعهد را ايفا نكرده باشند طرف ديگر از باعث عدم ايفاي تعهد بدون اطلاعيه ميتواند مطابق احكام مواد (656 ) و (657) عقد را فسخ و جبران خساره طلب كند ولي طرفيكه صلاحيت فسخ عقد را دارد اگر بخواهد كه تعهد عينا ايفا شود مكلف است كه در حين حلول  يا انقضاء مدت معين ايفاي تعهد را تقاضا كند.



ماده 659 ـ  در مبائعات تجارتي اگر در حين تسليم كدام عيب و نقص مبيعه و يا عدم توافق آن به شرايط قرارداد و يا نمونه يا قانون ظاهر شود  مشتري مكلف است كيفيت را در ظرف چهار روز  به بايع اطلاع دهد و الا بعد از آنكه مشتري مبيعه را تسليم شد مكلف است آنرا در ظرف دو هفته  خودش يا نماينده  اش معاينه بنمايد اگر درنتيجه اين معاينه نقصي ظاهر شود  و يا عدم موافقت مبيعه بشرايط قانون و يا قرارداد  و يا نمونه آشكار گردد مشتري  براي حفظ حق رجوع خود موظف است كيفيت را در ظرف دو هفته و اگر عيب مخفي كشف شود  بصورت فوري  به بايع اطلاع دهد  و الا چنان استنباط ميشود كه مبيعه را بحال موجوده قبول كرده است.



ماده 660 ـ  مشتري حق دارد عليه بايع از رهگذر نقص در مبيعه و يا عدم  توافق به قرارداد و يا شرايط معينه قانوني و يا نمونه دعوي كند  اين حق از تاريخ تسليم مبيعه تا شش ماه اعتبار  دارد تزئيد يا تنقيص اين مدت در قرارداد جائز است.

ماده 661 ـ  اگر عدم موافقت مبيعه  بشرايط معينه قانون و يا قرارداد و يا نمونه در اثر حيله  بايع فهميده شده بتواند احكام مواد 659 و 660 درباره آن تطبيق نمي شود.
ماده 662 ـ  در صورتيكه  مشتري مطابق  ماده (659)  در مبيعه عيبي كشف كرده و يا آن را در اثر علتي مطابق شرايط معينه قرارداد يا قانون و يا نمونه دريافت نكند  ميتواند اولا به بايع رجوع و آن را براي معاينه دعوت نمايدو اگر بايع به مدت مناسب حاضر نشود درين حالت  به محكمه تجارتي مراجعه و براي نصب اهل خبره تقاضا و معاينه ميشود و محكمه بهمان اساس قرار لازم را صادر مينمايد.


ماده 663 ـ  درصورتيكه مبيعه براي مشتري از محل ديگري  فرستاده شده باشد ولو اينكه مشتري مطابق حكم ماده (659) به بايع مراجعه هم كرده باشد مشتري مجبور است مبيعه را بمصرف بايع محافظه و يا مطابق ماده (655) به شخص امين بسپارد.
اگر مبيعه ماهيتا  قابل توديع نبوده و يا سريع الفساد  باشد و يا مصرف محافظه آن نظر به قيمت  آن زيادتر  و يا وابسته به تاديه اجرت ارضيه باشد مشتري ميتواند مطابق ماده (655)‌ مبيعه را بفروش برساند.

ماده 644 ـ  در صورتيكه مبيعه شرايط  معين قرارداد و يا قانون را دارا نباشد مشتري مخير است عقد را فسخ  و يا حكم تاديه تفاوت قيمت و خساره را از محكمه مطالبه كند.



حصه دوم
بعضي از انواع خصوصي بيع تجارتي
فروش صيف
ماده 665 ـ  اگر يك بيع باساس تعيين كشتي كه مبيعه به آن حمل خواهد شد بعمل آمده باشد در اين صورت عقد بيع بشرط  مواصلت كشتي مذكور  به محل مقصد موكول ميباشد.
اگر بايع مدت حركت كشتي را كه مبيعه در آن حمل ميشود ذريعه  مقاوله و يا نظر بعرف تجارتي تعيين نكرده باشد مشتري ميتواند تعيين مدت كشتي را تقاضا و يا فسخ عقد را با جبران خساره طلب كند.
اگر براي تعيين مدت كشتي در مقاوله و يا عرف صراحت و سابقه وجود نداشته باشد مشتري ميتواند به محكمه مراجعه و تعيين اين مدت را طلب و محكمه مستعجلا اقدام نمايد.
اگر براي مدت حركت كشتي كه در حين محل عقد و يا بعدا تعيين ميشود و يا براي مواصلت آن به محل مقصود مدت معين شده و كشتي در وقت معين حركت ننموده و يا در ظرف مدت معين به محل مقصود واصل نشدهب اشد مشتري ميتواند  فسخ عقد را مطالبه و دعوي كند.
مشتري ميتواند مدت معينه مواصلت كشتي را به يك و يا چند بار تمديد نمايد.

ماده 666  ـ‌ اگر مبيعه در اثناي سفر از باعث علل مجبره  از كشتي كه بطور معين در آن حمل شده به كشتي ديگر نقل داده شده باشد عقد فسخ نگرديده و كشتي دومي  بجاي اولي محسوب ميشود.

ماده 667 ـ  در صورتيكه عقد مشروط به مواصلت مال باشد  و مبيعه در اثناي سفر طوري خساره مند گردد كه منفعت منظور از بين رفته باشد عقد فسخ ميگردد.
در غير اين صورت  مشتري مجبور است مبيعه را حين مواصلت بحال موجود قبول نمايد. و خساره ايكه ازين درك متحمل ميگردد به تصديق اهل خبره از قيمت جبران ميشود.

ماده 668 ـ  فروشيكه  بشرط تسليم مال در كشتي بر علاوه اجرت بيمه و مصرف نقليه بعمل مي آيد فروش (سيف) ناميده ميشود مصرف نقليه عبارت از اجرت نقل مال الي تسليم آن به جرثقيل بندراست.
خساره امتعه كه باسا (سيف) فروخته ميشود از تاريخ حمل آن به كشتي به مشتري عايداست.
ماده 669 ـ  امتعه كه بصورت (سيف)  فروخته ميشود بايد از طرف بايع به اساس شرايط مقاوله و در صورت عدم آن نظر به عرف و عادات جاري محلي به كشتي حمل ميگردد.
در صورتيكه بايع مجاز باشد تعهد  خود را حصه حصه اجرا نمايد هر حصه امتعه كه حمل گردد چنين محسوب ميشود كه عليحده فروخته شده است.

ماده 670 ـ  اگر بايع امتعه راكه فروخته است (بدون استناد علل مجبره) در زمان معين يا مطابق عرف محل حمل نكرده باشد مشتري ميتواند  عقدرا فسخ نمايد در اينصورت  مشتري مكلف است فورا از تصميم خود به بايع اطلاع دهد.



ماده 671 ـ  بايع به اساس يك بارنامه  نقليه بحري (كنسانميت) كه براي هر حصه امتعه باين عباره (حمل شده است)  تنظيم مييابد ميتواند  اثبات نقل هر حصه مال را بنمايد ميتواند اثبات نقل هر حصه مال را بنمايد كه مطابق شرايط معينه بعمل آمده اگر بارنامه نقليه داراي عباره (براي حمل تسليم گرفته شده است)‌بايد مشتري ميتواند ادعا نمايد كه حمل امتعه در تاريخ بارنامه نقليه صورت نگرفته است مگر اينكه كپتان كشتي حمل مال را در تاريخ  بارنامه كشتي تصديق نموده باشد.

ماده 672 ـ  اگر امتعه كه بصورت (سيف)  فروخته ميشود  از يك شهر داخي ويا از يك بندر با بارنامه واحدي حمل شده باشد تاريخيكه امتعه مذكور ذريعه اولين وسايل نقليه حمل گرديده است بحيث تاريخ حمل قبول ميگردد.

ماده 673 ـ  درج شرايط  معتاده مقاولههاي نقليه كنسانمينت درباره اينكه كشتي ميتواند در بعضي بنادر توقف و يا تبديل راه كند و يا محموله را بكشتي ديگري منتقل نمايد در مقابل مشتري نيز معتبر است بنابراين در صورتيكه تبديلات مذكور را ايجابات حمل و نقل مال باشد خساره ايكه در اثر آن به امتعه وارد ميشود مربوط به مشتري ميباشد ولي اگر خساره از تقصير بايع ناشي شده باشد مشتري ميتواند بيع را فسخ و ضرر و زيان وارده را مطالبه نمايد.
هرگاه امتعه مطابق ماده (672)  ذريعه كنسانمينت ارسالگرديده باشد بايد كنسانمينت طوري تنظيم شود كه شامل مراحل  انتقالات باشد.

ماده 674 ـ  بايع (سيف) مكلف است امتعه معموله را (مطابق شرائط عاديه  كه درج آن در مقاولات بيمه معتاد است) درمقابل خطرات بحري بيمه نمايد.
قيمت بيمه بايد باندازه نرخ تمام شد محلي باشد كه امتعه به آنجا فرستاده ميشود اگر امتعه حصه حصه حمل شده باشد بايد هر حصه عليحده بيمه شود بايع نميتواند بالذات  در مقابل مشتري وظيفه  بيمه كننده را اجرا نمايد.

ماده 675 ـ‌ اگر تصديق نامه بيمه عادي محتوي  شرايط مخصوصه بيمه نباشد و شرايط آن برطبق يكي از نمونه هاي پاليسي بيمه تنظيم نگردد نميتواند  قائم مقام پاليسي بيمه واقع شود.
ماده 676 ـ  در صورتيكه بر خلاف آن در مقاوله صراحتي موجود نباشد خطراتيكه توسط بيمه تامين شود  خطرات عادي بوده و خطر جنگ ما سواي آن است در شرايط معافيت و طرز تاديه بدل بيمه عرف و عادات جاريه محل حمل و جنس و ماهيت اشيا در نظر گرفته ميشود.
اگر بايع (سيف) مبيعه را در شركت معروف  و معتبري بيمه كرده باشد و بعدا موسسه بيمه قادر بتاديه بدل بيمه نگردد در مقابل مشتري مسئوليتي ندارد.
ماده 677 ـ  اگر در بيع سيف جانبين قرارداد نمايند كه مشتري وضعيت وزن و وصف امتعه را در حين حمل به كشتي معاينه كند معتبر است در صورت كشف نقصان مشتري ميتواند  به محكمه مراجعه و تعيين و تصديق اهل خبره را مطالبه كند.


ماده 678 ـ‌ بعد از اينكه امتعه حمل گرديد بايع مكلف است كه (اكنسانمينت) را ظهر نويسي كرده با مقاوله بيمه وصل بيجك و عند الايجاب تصديق نامه راجع بوصف و وزن امتعه ترتيب و و به انضمام حواله (چك)‌ به مشتري ارسال نمايد. اگر كشتي حامل امتعه  واصل شود و اوراق مربوطه هنوز نرسيده يا بصورت ناقص رسيده باشد در صورتيكه مشتري به بايع  مراجعه نمايد بايع مجبور است اسناد صحيحي كه مدار اعتبار تسليم امتعه از طرف مشتري شده بتواند تهيه و آنرا به مشتري ارسال نمايد مصارفيكه از تاريخ تسليم اوراق مذكور بعمل مي آيد متعلق به بايع است.


ماده 679 ـ  بايع مجبور است معلوماتي را كه درباره تاريخ حمل امتعه ماركها و كشتي حامل امتعه بدست مي آرد فورا به مشتري اطلاع بدهد.
ماده 680 ـ‌ اوراقيكه به مشتري ارسال ميشود  بايد مكمل و منظم باشد در صورتيكه مندرجات اوراق بشرايط مقاوله (سيف)  مطابقت نكند مشتري مي تواند مقاوله را فسخ و طلب ضرر و زيان نمايد.


ماده 681 ـ  مشتري مجبور است بعد از اينكه اوراق متذكره در ماده (680)‌ به او ليم ميگردد پس از ملاحظه در ظرف چهار روز كار آنرا قبول و يا رد نمايد.
در حال رد اوراق اگر ثابت گردد كه رد بيموجب بوده است مشتري مجبور است ضرر و زيان بايع را بپردازد بر عكس آن مشتري حق دارد  عقد را فسخ و ضرر و زيان آنرا مطالبه نمايد.
اگر مشتري اوراق را قبول كرده باشد تاوقتيكه حيله بايع باثبات نرسد و يا عدم مطابقت امتعه به مندرجات اوراق ظاهر نگردد مشتري نمي تواند عقد را فسخ كند. اگر مشرتي اوراق را با ذكر بعضي علل معينه ترديدو يا با قيد اعتراض قبول نموده باشد نميتواند  باستثناي علل معينه اعتراض ديگري بنمايد.




ماده 682ـ  مشتري (سيف) پس از تسليم و قبولي اوراق متذكره  ماده (672)  (در صورتيكه بر خلاف آن در مقاوله صراحتي موجود نباشد)  مجبور است بدل اسناد را كه راجع بقيمت مبيعه با و صادر شده فورا بپردازد.


ماده 683 ـ  در وقت مواصلت كشتي  نظر به شرائط كنسانمينت و مقاوله  و اگر در مقاوله صراحتي موجود نباشد قرار عرف و عادات محلي امتعه خارج مي شود.
مشتري مكلف است مطابقت امتعه صادره از كشتي را با نمبر و مارك و كنتر مارك  و شرايط باربندي  مندرجه اوراق معاينه نمايد. اگر در اثر خطاي بايع تعيين و تشخيص امتعه ممكن نگردد مشتري ميتواند عقد را فسخ نمايد.

ماده 684 ـ اگر تفاوت بين امتعه مرسوله و امتعه موضوع مقاوله از حيث صفت از اندازه  معمول تجاوز نكند مشتري مكلف است امتعه راقبول ولي ميتواند باساس نظريه اهل خبره تنزيل يك مقدار از قيمت را مطالبه نمايد مقداريكه  از قيمت تنزيل ميشود هرگاه بر خلاف آن صراحتي موجود نباشد نظر بعرف  و عادات جاريه در بندر تخليه تعيين و تقدير ميشود.
ماده 685 ـ قيد شرط مبني بر اينكه بدل امتعه در حين تخليه از روي وزن معتبر است ممكن ميباشد در اين صورت نظر به مندرجات مقاوله بيجك موقتي تنظيم ميگردد. كه بعد از حمل امتعه بمشتري ارسال ميشود و قيمت مبيعه باندازه فيصد هفتاد و پنج الي نود در اسناد مربوطه كه به مشتري ارسال ميشود پيش بيني ميگردد.
بعداز اين كه در حضور طرفين و يا نمايندگان آنها وزن امتعه در بندر مقصد تعين گرديد بيجك قطعي (حقيقي) تنظيم ميشود تفاوت در بين دو بيجك در ظرف هشت روز  از تاريخ قبولي امتعه  از طرف مشتري تاديه و يا از طرف بايع اعاده ميشود.


ماده 686 ـ  اگردر مقاوله قيد (تخمينا)  موجود باشد درصورتيكه مبيعه شامل به تمام محموله كشتي باشد ده فيصد و در حاليكه مبيعه جزئي از محمولي كشتي باشد پنج فيصد  كمتر و يا زيادتر از مقدار يكه مقاوله شده قابل تقسيم است.
در صورت تعيين مقدار قطعي مشتري حق دارد تمام مقدار  معين را كه در مقاوله ذكر شده طلب نمايد. ولي بايع از خسارات طبيعي و بحري كه در اثناء سفر به مبيعه وارد ميشود مسئول نميباشد قيمت مقدار كمبودي و يا اضافي كه در هر دو  حال ظاهر گردد نظر به رواج روز و محل اخراج امتعه از كشتي تعيين و تسويه ميشود اگر تثبيت وزن حقيقي امتعه از حيث افتادن يك قسمت آن به بحر و يا از سبب تر شدن ممكن نشود  بيجك موقتي اعتبار دارد.





ماده 687 ـ اگر در مقاوله شرايطي پيش بيني شود كه خسارات بعد از حمل مال منحصرا به بايع مربوط است و يا عقد معامله را  ملتوي به وصول كشتي بطور سالم به محل مقصد قرار دهد و يا مشتري را به پسند و عدم پسند  نمونه كه در حين عقد تسليم شده مختار  بشناسد درين حال ماهيت مقاوله فروش (سيف) تغيير خورده و معامله به شكل بيعيكه مشروط به تسليم مال به محل تخليه است تبديل ميگردد.




فصل چهارم
قرض تجارتي
ماده 688ـ‌ براي اينكه قرض تجارتي محسوب شود شرط است به مقصد صرف شدن در امور تجارتي  استقراض شده باشد.
ماده 689 ـ‌ قرض جنس مانند نقد بحيث  قرض تجارتي جائز است.
ماده 690 ـ‌ قرض كننده  مجبور است چيزيرا كه قرض ميگيرد  در وقت معين با همان نوع و وصف اعاده كند.
ماده 691 ـ شخصيكه غير از قرض بنا بر ديگري بدادن پول و يا جنس مجبور باشد ميتواند پول و يا جنس را بشكل قرض تجارتي يا دائن  فيصله كند.
ماده 692 ـ  قرض تجارتي  هميشه تابع تكت پولي است مگر اينكه بر خلافآن بين طرفين فيصله شده باشد.
ماده 693 ـ  اگر مقدار تكت پولي در قرار داد تعيين نشده باشد چنين دانسته ميشود كه طرفين به تاديه تكت پولي قانوني موافقت نموده اند.
ماده 694 ـ  اگر مدت قرض كمتر  از يك سال باشد تكت پولي در روز اعاده قرض پرداخته ميشود و اگر مدت از يك سال متجاوز  باشد تاديه تكت پولي در آخر سال لازم ميايد مگر اينكه طرفين بر خلاف آن موافقه نموده باشند.

ماده 695 ـ  اگر در بين طرفين مدت تاديه تعيين گرديده باشد دائن نميتواند مديون را قبل از بسر رسيدن وعده به تاديه اجبارنمايد.
ماده 696 ـ مقدار و قيمت جنس كه براي امور تجارتي قرض ميشود ذريعه اسباب ثوبيه ماده (609)‌ اين قانون قابل اثبات است.

فصل پنجم
رهن تجارتي
ماده 697 ـ  براي اينكه رهن تجارتي محسوب شود لازم است كه بمقصد تجارت بعمل آمده باشد.
ماده 698 ـ  عاقدين ميتوانند بالاتفاق قرار دهند كه مال مرهون به شخص ثالث توديع شود.
ماده 699 ـ  ثبوت رهن تجارتي مطابق ماده (624)  اين قانون بعمل ميايد اگر دين رهن متجاوز از (پنج صد افغاني)‌ باشد بايد بدائره ثبت تجارتي ثبت و تصديق شود.

ماده 700 ـ‌ رهن برات ها حجت ها و ديگر اسناد تجارتي جايز است. رهن اسناد با نام در دفاتر شركت مربوط ثبت و قيد ميشود.
ماده 701 ـ‌ داين در استيفاي حق خود  از مال مرهون نظر به دائنين ديگر ترجيحا مقدم است. حق ترجيح دائن در مال مرهون تنها درصورتيكه مال مرهون در دست خود دائن و يا باتفاق طرفين در دست شخص ثالث باشد معتبر است در حاليكه اموال مرهونه  در مغازه هاي دائن وكميشن كار و يا در تحويل خانه هاي گمرك موجود باشد چنان محسوب ميشود كه درتحت تصرف دائن است همچنين اگر قبل از وصول اموال مرهونه بيك بارنامه كه بداين داده  شده است و يا در يك مقاوله نامه حمل و نقل  قيدشده باشد كه (در مقابل تضمين داده شده است)‌ اموال مرهونه در تصرف  داين فرض ميشود.




ماده 702ـ  داين مجبور است براي حسن محافظه مال مرهون تدابيرلازمه را اتخاذ نمايد. دائن مكلف است در حلول وعده باري استيفاء حق خود اقدامات قانوني را بعمل بياورد. مديون مكلف است كه علاوه از دين خود تمام مصارفي را كه داين براي حفاظه مال مرهون متحمل شده نيز تاديه  بدارد. همچنان بايد دائن حسابات مصارفي را كه باين مقصد نموده به مديون بدهد.


ماده 703 ـ‌ در صورتيكه بر خلاف آن شرطي مقرر نشده باشد دائن مكلف است تمام حقوقي را كه مديون بالاي اشياء‌ اسهام و اسناد قرض مرهون داراست حمايه كند.

ماده 704 ـ اگر قيمت اشياء  سهام و اسناد قرض مرهونه زياده از ده فيصد تنزل كند دائن ميتواند  تكميل آنرا از مديون تقاضا نمايد مگر اينكه  بر خلاف آن بين طرفين موافقه شده باشد.
در صورتيكه مديون اين خواهش را قبول نكند و يا در قبول آن تاخير نمايد داين ميتواند  مال مرهون را مطابق ماده (655)‌ بفروش برساند.


ماده 705ـ  در حال رهن ، اشياء  مماثل و يا سهام و اسناد قرض اگر مثل آنها داده شود حكم رهن در اين مورد نيز جاري است.

ماده 706 ـ‌ در صورتيكه  مديون در مدت بسر رسيدن وعده تمام دين را كه ذريعه رهن بدست آورده است تاديه نكند داين ميتواند در فروش مال  مرهون اقدام ورزد.
براي اين مقصد داين به محكمه تجارتي مربوط مراجعه  و اجازه  فروش مال  مرهون را خواهش ميدارد در اثر اين خواهش كيفيت فورا ذريعه محكمه به مديون و اگر رهن بحساب  مديون از طرف شخص ثالث بعمل آمده باشد به شخص ثالث نيز تبليغ ميشود كه اگر اعتراضي  داشته باشند در ظرف سه روز اطلاع دهند.
بعد از مرور سه روز اگر از طرف مديون و يا شخص ثالث اعتراضي وارد نشود محكمه تجارتي درباره فروش مال مرهون قراري اتخاذ ميكند اگر درباره فروش دو مقاوله نامه قيدي موجود باشد مطابق آن والا مطابق ماده (655) در فروش مال اقدام ميشود.
اين قرار تا وقتيكه به مديون  ويا  شخص ثالثيكه بحساب مديون رهن داده باشد تبليغ نگردد اجرا شده نميتواند  در تبليغ محل ساعت و روز  اجراي فروش  (واينكه اگر بر عليه قرار محكمه از تاريخ تبليغ در ظرف  سه روز  از طرف داين در محكمه اعتراضي واقع نشود قطعيت پيدا خواهد كرد) ذكر ميشود.
در صورت وقوع اعتراض از تاريخ وصول اعتراضنامه در ظرف هشت  روز  محكمه موظف است به مسئله رسيدگي و قرار خود را صادر كند.
ماده 707 ـ‌ درحاليكه مديون و يا شخصيكه به حساب مديون  رهن داده باشد در داخل حوزه اقامتگاه نداشته و يا اقامتگاهي تعيين نكرده باشد تبليغ  در جريده محل محكمه نشر ميشود. اگردر محل محكمه جريده نباشد تبليغ در موضع مناسب محكمه تعليق ميگردد. مدت معينه ماده (706) راجع به اعتراض را به سبب بعد مسافه نميتوان تزئيد كرد.


ماده 708ـ  حقوقيكه مطابق مواد سابقه به داين داده شده است در صورت  وفات و افلاس  مديون و يا شخصيكه به حساب مديون  رهن داده باشد از بين نميرود.

ماده 709 ـ  تعيين چنان شرط كه داين را از استيفاي دين از مال مرهون محروم و يا در فروش از استفاده مراسم قانوني ممنوع سازد  (در حال  عدم تاديه دين از طرف مديون)‌باطل است.

ماده 710ـ  معاملات رهن امتعه كه به مكازين عمومي (گدام)  توديع ميشود تابع احكام فصل مخصوص اين قانون است كه راجع مگازين هاي عمومي بحث ميكند.


فصل ششم
حوالة طلبات
ماده 711 ـ داين ميتواند  بدون موافقه مديون طلب خود را بديگري حواله دهد. مگر اينكه نظر به ماهيت معامله و يا شرايط ماقوله ممنوع باشد.
شخصيكه طلب به او حواله شده از تاريخ حواله حقوقا حيثيت شخص حواله دهنده را دارا ميشود.
اگر در متن سند راجع به حواله  نكردن طلب قيدي وجود نداشته باشد و شخص ثالث حواله را قبول نمايد در مقابل حواله گيرنده  نميتواند ادعا كند كه او با داين اولي خود راجع به حواله نكردن طلب شرطي گذاشته بود.
ماده 712 ـ  حواله طلبيكه علت آن فعلا  موجود ولي در آينده تحقق مينمايد جايز است.
ماده 713ـ  تا وقتيكه حواله طلب تحريرا صورت نگيرد  از اعتبار ساقط است.
ماده 714 ـ  قبل از آنكه حواله طلب از طرف داين به مديون اطلاع گردد اگر مديون دين را به داين  اولي تاديه كند در مقابل شخصيكه طلب باو حواله داده شده است بري ميباشد.
ماده 715 ـ  اگر درباره اينكه طلب بكدام شخص عايد است اختلافي موجود شود مديون ميتواند مبلغيرا كه مقروض است بداين حقيقي كه ثابت شود و يا شخص امين توسط معكمه توديع نمايد.
هرگاه مديون با وجود معلومات از اختلاف مذكور دين خودن را بغير از شخصيكه صاحب حقيقي است تاديه نمايد در مقابل شخص حواله داده شده بري شده نميتواند اگر درباره ارتباط دين دعوي بظهور رسيده و ميعاد مقتضي گرديده باشد هر يك از طرفين ميتواند مديون را وادار سازند كه مقدار دين را رسما توديع نمايد.





ماده 716 ـ در صورتيكه مديون از حواله اطلاع نمايد  ميتواند حق اعتراضيرا كه در مقابل داين اولي دارا ميباشد عينا  در مقابل كسيكه طلب باو حواله داده شده است نيز استعمال نمايد. هرگاه مديون در مقابل  داين داراي طلبي بوده باشد كه هنوز ميعاد آن بسر نرسيده ميتواند  داين طلب را در مقابل شخصيكه طلب باو حواله داده شده است محاسبه نمايد.

ماده 717 ـ حواله و طلب حق رجحان و ساير حقوق فرعي را كه از طلب ناشي ميشود نيز شامل ميباشد ولي اگر اين حقوق منحصر به شخص داين باشد حواله نميتواند آن را در بر بگيرد.
داين مكلف است سند طلب را به كسيكه طلب به او حواله گرديده و ساير وسايل ثبوتيه را تهيه و تسليم نمايد و براي اينكه  شخص حواله گيرنده بتواند از مديون استيفاء دين نمايد معلومات لازمه را باو اعطا كند.
تكت پولهائيكه  بر حواله مترتب ميشود باصل طلب قابل تاديه است.

ماده 718 ـ اگر حواله طلب در مقابل عوض اجرا گرديده باشد شخصيكه طلب را حواله داده است بايد ضامن  موجوديت طلب باشد ولي اگر حواله دهنده صراحتا تعهد نكرده باشد مسئول عسرت مالي مديون نيست.
اگر يك شخص طلب خود را كه بالاي ديگري دارد بلا عوض انتقال داده باشد از عدم وجود و يا حصول طلب مسئول نميشود.



ماده 719  ـ  اگرشخص طلبيرا كه بالاي شخص ديگري دارد بغرض اداي دين بدائن خود حواله داده و مقداري را كه بايد از دينش وضعش شود تعيين نكرده باشد كسيكه طلب باو حواله داده شده مكلف است مبلغي را كه حقيقتا از مديون اخذ نموده به دين خود محسوب كند.

ماده 720ـ  شخصيكه طلب را حواله ميدهد اگر  در مقابل حواله گيرنده ضامن باشد بايد بدل طلب و تكت پولي را كه در مقابل حواله گرفته با مصارف حواله ودعوي (اگر عليه مديون اقامه نموده و بي نتيجه مانده باشد)  اعاده كند.



حساب جاري
ماده 721ـ حساب جاري عبارت از مقاوله ايست كه باساس آن طرفين عاقدين متقابلا  قبول ميكنند كه طلبات خود را از يكديگر  چه ناشي از پول نقد و چه متولد از امواليكه ملكيت آن قابل انتقال باشد بصورت انفرادي از همديگر  مطالبه نمي نمايند بلكه حساب را قلم بقلم به دبت و كريدت  معامله و بقيه حساب را از يكديگر  تقاضا ميكنند.

ماده 722 ـ احكام مقاوله حساب جاري قرار ذيل است:
1ـ ملكيت اموال كه در ضمن حساب جاري بحساب (دبت) قيد ميگردد بطرف گيرنده منتقل ميشود.
2ـ درحاليكه قبل از عقد  مقاوله حساب جاري در بين طرفين معامله اي  بحساب جاري  قيد شده باشد (تا وقتيكه  خلاف آن شرط نشده باشد)  معامله سابقه تجديد شده محسوب ميگردد.
3ـ  سند تجارتي به حساب جاري وقتي صورت گرفته ميتواند كه تاديه آن مسلم باشد.
4ـ  بقيه حسابات كريدت و دبت كه از هم وضع ميگردد واجب التاديه ميباشد.
5ـ  مبلغيكه در ستون كريدت يك نفر قيد شده باشد از همان تاريخ بمفاد كريدت كننده وبه ضرر دبت كه تابع تكت پولي ميباشد محسوب ميگردد.



ماده 723ـ  اگر بدل سند تجارتيكه در فقره سوم ماده (722)  ذكرا ست تحصيل نشود بمالك  اعاده  وقيد آن حذف ميشود.
ماده 724 ـ موجوديت حساب جاري بين طرفين مانع تقاضاي كميشن و مصارف متفرقه آن نميگردد.


ماده 725 ـ‌ حساب جاري در تاريخيكه باساس مقاوله و يا عرف معين است بسته شده و تفاوت بين دبت و كريدت تثبيت ميشود.
اگر درين باره مقاوله و يا عرف تجارتي موجود نباشد اخير حوت هر سال براي جانبين بحيث تاريخ بسته شدن حساب جاري اعتباردارد.
ماده 726ـ  باقي حساب كه در نتيجه  دبت و كريدت تثبيت ميشود  از همان تاريخ تابع تكت پولي ميباشد.
ماده 727 ـ طرفين ميتوانند  در تبديل تكت پولي بسرمايه  و تعيين زمان ميزان حساب جاري و تكت پولي و اندازه كميشن  مقاوله نمايند.
ماده 728 ـ  نقوذ  و امواليكه  به مقصد صرف در كار معين و يا جداگانه تسليم داده ميشود داخل حساب جاري نميگردد.


ماده 729 ـ  تمام اقلام دبت و كريدت كه در حساب جاري داخل است قابل تجزيه نميباشد قبل از بسته شدن حساب هيچ يكي از طرفين داين ومديون شمرده نميشود.
وضعيت حقوقي طرفين را تنها قطع حساب تعيين مي نمايد.

ماده 730 ـ  حجر نقود و اموال دخل حساب جاري وقتي اعتبار دارد كه بقيه حساب در وقت قطع شدن به نفع حساب محجور ظهور كرده باشد.

ماده 731 ـ مقاولات حساب جاري نظر به علل ذيل قانونا فسخ شمرده ميشود.
1ـ ختم  مدت معينه مقاوله.
2ـ بموافقه طرفين.
3ـ  فسخ مقاوله از جانب يكي از طرفين در صورتيكه در مقاوله منع نشده باشد.
4ـ  افلاس يكي از طرفين.

ماده 732 ـ‌ در صورت فوت و يا محجوريت يكي از طرفين طرف ديگر  حق دارد كه با مراجعه بمحكمه فسخ مقاوله حساب جاري را تقاضا نمايد.
ماده 733  ـ  مقاوله حساب جاري تنها با اسناد تجارتي اثبات شده ميتواند.
ماده 734 ـ قيد دبت وكريدت در حساب جاري حق عقدي كه دبت و كريدت را بوجود مي آورد و يا حقوقي را كه طرفين متعلق به دعوي و مدافعه اين معامله دارند ساقط نميسازد.
اگر عقد و يا معامله ابطال شود قلم مربوط بآن از حساب وضع ميشود. اگر در عقد بر خلاف شرطي وجود داشته باشد مطابق آن رفتار ميشود.

ماده 735 ـ‌ دعاوي تصفيه حساب جاري و بقاياي تكت پولي كه برضاي جانبين و يا حكم قانون تعيين ميشود و يا سهو و تكرار  و درج اقلام خلاف حقيقت بعد از مرور پنجسال ساقط ميشود.


فصل هشتم
توديعات به گدام هاي عمومي
ماده 736 ـ محل هائيكه ذخاير و امتعه مردم را بصورت وديعه يا رهن قبول كرده ودر مقابل آن رسيدهاي اصولي بمعامله داران خود ميدهند گدام هاي عمومي ناميده  ميشوند.
ماده 737 ـ احكام گدام هاي عمومي درباره محل هائيكه بدون دادن سند تنها براي قبول وديعه  اموال افتتاح ميگردد تطبيق نميشود.

ماده 738 ـ سند قبض كه در مقابل امتعه و ذخاير مودوعه بگدام هاي عمومي داده ميشود بايد داراي تشريحات ذيل باشد:
1 ـ اسم و شغل و اقامتگاه توديع كننده.
2ـ اسم گدام كه اشيا بآن توديع شده است.
3ـ‌ خصوصيات لازمه براي فهميدن جنس مقدار و قيمت اشياء  مودوعه.
4ـ  تاديه و يا عدم تاديه ماليات و محصولات و رسوم گمرك اشياء‌ مودوعه و توضيحاتيكه آيا اموال بيمه شده است يا نه؟ در صورت بيمه ذكر خصوصيات آن.





ماده 739 ـ‌  سند رهن (ورانت)  نيز عينا داراي تشريحات مندرجه ماده (738)  بوده وبه سند قبض ضميمه ميشود.
ماده 740 ـ‌ كاپي اسناد معاملات بصورت اصولي در جمله اوراق گدام هاي عمومي مرتب و حفظ مي گردد.
ماده 741ـ سند قبض و ورانت به نام توديع كننده و يا شخص ثالث كه از طرف توديع كننده  تعيين ميگردد تنظيم ميشود.

ماده 742ـ  حامل سند قبض و ورانت ميتواند اشياء‌مودوعه را به تفريق رسيد مطالبهنمايد و يا رسيد عمومي خود را به تفريق هر جنس رسيد تقاضا كند درين صورت مصارف تهيه اسناد بذمه تقاضا كننده است و رسيد عمومي كه قبلا  اخذ داشته است باطل ميشود.

ماده 843 ـ  سند قبض (و ورانت) عليحده عليحده و يا مشتركا  بصورت ظهر  نويسي قابل انتقال است ظهر نويسي بايد داراي تاريخ همان روزي باشد كه اجرا شده است.

ماده 744 ـ از ظهر نويسي احكام ذيل بوجود مي آيد:
1ـ‌ ظهر نويسي مشترك سند قبض (و ورانت)  ملكيت اموال را منتقل ميسازد.
2ـ تنها ظهر نويسي  ورانت باعث گروي اموال به شخصي ميگردد كه ورانت باو انتقال يافته است.
3ـ  تنها ظهر نويسي سند قبض (بشرطيكه حق حامل ورانت محفوظ بماند) ملكيت امتعه و ذخاير مودوعه را انتقال مي دهد.

ماده 754 ـ  ظهر نويسي ورانت بايد محتوي مقدار دين و تكت پولي و تاريخ حلول موعد باشد.
تشريحات ظهر نويسي ورانت عينا در سند قبض نيز درج و ظهر نويس امضا مي نمايد.
ماده 747 ـ  ورانت و سند قبض مشتركا بصورت ظهر نويسي سفيد ميتواند  ظهر نويسي شود. اينگونه ظهر نويسي حقوق ظهر نويس را به حامل منتقل مي سازد.
ماده 748ـ  تحت مراقبت گرفتن توقيف و يا رهن اموال و ذخائر  مودوعه  به گدام هاي عمومي جايز نمي باشد ، مگر  در صورت ضياع ورانت و سند قبض  و يا اختلاف  از رهگذر  ميراث و افلاس كه درينصورت به امر و قرارمحكمه رفتار ميشود.


ماده 749 ـ‌ حامل يك سند قبض كه از ورانت تفريق گرديده باشد مي تواند ديني را كه  ذريعه ورانت تامين گرديده با تكت پولي هاي آن تا حلول موعد به گدام هاي عمومي توديع و قبل از حلول وعده اشيا را از مكازين خارج نمايد.
مبلغيكه توديع ميشود در مقابل اعاده ورانت به حامل آن داده ميشود.

ماده 750ـ  سند قبضيكه از ورانت تفريق شده حامل آن اگر بخواهد ميتواند يك قسمتي از اموال و ذخاير  مودوعه به گدام عمومي را با توديع يك مقدار پول متناسب به مجموع ديوني كه از همان قسمت اموال در اول مرحله تحت مسئوليت مكازين تامين شده است واپس بگيرد.


ماده 751ـ  حامل ورانت در صورتيكه در بسر رسيدن موعد طلب او تسويه نشده باشد مانند حامل برات ميتواند مال مرهون را طبق احكام رهن تجارتي ده روز بعد از اعتراض بفروش برساند.


ماده 752ـ  احوال مندرجه  ماده (748)  مانع فروش نميشود اما قيمت الي قررا قطعي بحيث وديعه در گدام مي ماند.

ماده 753ـ  اجوره گدام و مصارفيكه براي تاديه محصولات گمركي و يا سائر محصولات اموال و ذخاير از جانب گدام هاي عمومي ميشود در استيفا از مال مرهون حق اوليت دارد.
ماده 754 ـ پولي كه از مال مرهون بدست مي آيد بعد از وضع مصارف و اجوره متذكره ماده (753) بقيه براي تسويه معامله با حامل سند در گدام مي ماند.


ماده 755 ـ  حامل ورانت وقتي مي تواند  بمديون  و يا به ظهر نويس هاي آن مراجعه  نمايد كه فروش مال مرهون طلب او را كفايت نكند.
ماده 756 ـ اسناد قبض و (ورانت) تابع آن مرور زمان روز فروش اموال و ذخاير حساب ميشود.



ماده 757 ـ‌ حامل ورانتيكه اعتراض ننموده و يا در مدت قانوني بفروش اموال مرهون اقدام نكرده باشد همه حقوق خود را در مقابل ظهر نويس ها ضايع ميكند اما در برابر  مديون حق دعوي او باقي مي ماند.


ماده 758 ـ حامليكه سند قبض و يا ورانت را ضايع ميكند بشرط اثبات مالكيت و دادن ضمانت مي تواند پس  از اجازه محكمه صلاحيتدار  تجراتي و بعد از اعلان به جرايد محلي و مرور  مدتيكه براي اعتراض  تعيين شده مثني آنرا مطالبه نمايد اگر وعده ورانت ضايع شده بسر رسيده باشد به اساس تقاضاي حامل محكمه ميتواند درباره تسويه دين اجازه  بدهد اگر اجازه متعلق به گدام و ورانت باشد كيفيت هم بگدام وهم به مديون اولي ابلاغ ميشود مالك گدام و مديون مي توانند در مقابل اجازه محكمه  اعتراض نمايد.
در اين صورت محكمه درباره اعتراض فورا حكم صادر ميكند اگر حكم به نفع دائن باشد موقتا  تحت اجرا گرفته ميشود ولي تاوقتيكه اعلام محكمه كسب قطعيت ميكند مبلغيكه از فروش مال مرهون حاصل ميشود بامر محكمه به محل مصؤن توديع ميشود.





ماده 759ـ  اصول و شرايط تاسيس گدام هاي عمومي و اموال قابل تاديع به اساس هدايت با لايحه هاي مخصوصه تعيين ميشود.

فصل نهم
وكالت تجارتي
ماده 760 ـ  موضوع وكالت تجارتي اجراي معاملات تجارتي است بنام و حساب موكل وكالت تجارتي بلا اجرت اجرا شده نميتواند.

ماده 761ـ  وكالت تجارتي ولو اينكه محتوي الفاظ و تعبيرات عموميه باشد تا وقتيكه صراحت مخصوص موجود نباشد نمي تواند شامل معاملات غير تجارتي باشد.
اگر وكيل درباره بعضي از امور مربوطه به يك كار از موكل خود هدايت گرفته باشد وكاليت در قسمت هاي متباقيه همان كار بر اعتبار  خود باقي است.
وكالت براي يك كار معين داده ميشود همه معاملاتيرا كه براي اجراي اين كار لازم است بدون تذكر جداگانه  در بر ميگيرد.


ماده 762 ـ  تاجر ميتواند وكالتي را كه باو سپرده ميشود قبول و يا ترديد كند ولي در حال  ترديد مجبور است:
اولا ـ كيفيت را بدون فوق وقت اطلاع دهد.
ثانيا ـ  الي وصول خبر ترديد  به موكل تدابير لازمه را براي محافظه اموال و وقايه  موكل از خساره اتخاذ  نمايد بر عكس آن مجبور به جبران خساره متولده است.



ماده 763ـ  اگر موكل بعد از وصول خبر ترديد  در يك زمانيكه  بمسافه متناسب  باشد شخص ديگر يرا تعيين ننمايد وكيل مي تواند  بر طبق ماده (655)  به محكمه  مراجعه و تعيين شخص امين را براي محافظه اموال خواهش نمايد و علاوتا  تقاضا كند  كه اندازه  مصارف اجازه فروش را از اموال  مربوطه اعطا كند.

ماده 764ـ  اگر وكيل علائم واضحي مشاهده نمايد كه دال بر خساره اموال در اثناي سفر باشد مكلف است تا براي تامين دعوي موكل عليه نقل دهنده  اشياء خسارات را كشف و تدابير  لازمه را حتي الامكان براي محافظه اموال اتخاذ  نمايد در صورت وجود خطر تلف شدن كامل اشياء‌ مطابق ماده (655)  به اجازه محكمه آنرا  بفروش رسانيده و كيفيت را بلا معطلي به موكل  اطلاع بدهد بر عكس وكيل به جبران خساره متولد از ا همال خود مسئول است.


ماده 765 ـ  هرگاه امواليكه بمقصد  فروش بوكيل فرستاده ميشود سريع الفساد  و يا معروض به تغييرات باشد  كه خطر  تنزل قيمت ايجاب  كند و براي  استيذان  از موكل وقت مساعد موجود نباشد و يا خود  موكل در دادن اذن معطلي كند وكيل باساس امر محكمه ذي  صلاحيت مطابق  ماده (655)  در فروش اموال اقدام مي نمايد.

ماده 766 ـ  وكيل مبجور است تمام احوالي را كه باعث تعديل و يا رفع وكالت شده باشد به موكل اطلاع دهد.
ماده 767 ـ‌ وكيل از خسارات وارده  در اشيائيكه بحساب موكل در نزد او ميباشد در صورتي مسئول است كه خسارات  وارده در اثر احوال فوق العاده و يا اسباب مجبره و يا نقائص موجوده در خود اشياء بوجود نيامده باشد.

ماده 768 ـ وكيل موظف است در زمان معقول و مناسب پول موكل را تسليم و ارسال نمايد و اگر اين وظيفه را ايفا نكند مجبور است از همان تاريخ تكت پولي تاديه و عند الايجاب  خساره وارده را جداگانه جبران نمايد.

ماده 769 ـ‌ وكيل نميتواند به اوامر صريح و قطعي موكل مخالفت كند بر عكس مجبور به جبران خساره ميشود كه ازين حيث  توليد ميگردد ولي اگر اجراي وكالت نظر به امريه موكل خساره كلي را براي موكل محقق ميگرداند به استيذان موكل معامله را تاخير داده ميتواند.

ماده 770ـ  در معاملاتيكه  هدايت صريح موكل موجود نباشد وكيل معامله را تا هدايت موكل  تاخير داده ميتواند ولي اگر فوريت كار براي استيذان موكل مساعد نباشد ويا وكيل اجازه داشته باشد تا در دائره شرايط مفيده حركت كند درين حال ميتواند با بصيرت معامله را اجراء‌ نمايد.


ماده 771ـ  وكيل مجبور است بعد از ايفاي وكالت كيفيت را بلا تاخير به موكل اطلاع دهد اگر وكيل از حدود وكالت خود تجاوز كرده باشد در صورتيكه موكل بعد از  اطلاع از معامله در زمان لازمه جواب  ندهد مثل اين است كه موافقه كرده است.


ماده 772 ـ  اگر وكيل مبلغي را كه بحساب موكل گرفته براي مقاصد معينه استعمال ننمايد طوريكه از تاريخ گرفتن پول مجبور  به پرداخت تكت پولي است همچنين مسئول  جبران خساره عدم ايفاي وكالت هم ميباشد و اگر حيله و خدعه بكار برده باشد مورد تعقيبات جزائيه نيز قرار خواهد گرفت.


ماده 773 ـ  اشخاص ثالث كه با وكيل مقاوله عقد نموده اند وكالت نامه مطالبه نمايند وكيل مجبور است آنرا ارائه  نمايد و الا اشخاص ثالث مي توانند از عقد رجوع كند اگر وكيل اثبات كند كه اشخاص ثالث در حين عقد از هدايات موكل بوكيل مطلع بوده اند از عقد رجوع نمي توانند.

ماده 774ـ  اگر وكالت  كسيكه بحيث وكيل و يا ممثل يك شخص حركت ميكند حقيقت پيدا نكند و يا معامله را كه خارج صلاحيت انجام نموده است از طرف موكل تصويب نشود بالذات مسئول همان معامله است.

ماده 775ـ  موكل مكلف است و سائل لازمه اجراي وكالت را براي وكيل فراهم سازد مگر اينكه خلاف آن در مقاوله قبول شده باشد.
ماده 776ـ  اجرت وكالت در صورت عدم وجود مقاوله از طرف محكمه نظر به عرف و احوال و شرايط وكالت تعيين مي شود.

ماده 777ـ‌ طلبات  وكيل از موكل در ضمن اجراي وكالت در صورتي مرجح است كه اين طلبات پول پيشكي استقراض و برات صادر شده در مقابل مال موضوع وكالت و يا اجرت وكالت و مبالغيكه به اشكال ديگر راجع بموضوع  وكالت قرض كرفته ميشود توليد شده باشد.
اگر اشياي  موكل از طرف وكيل فروخته شده باشد  مصارف مربوط را ميتواند از قيمت اشيا مرجحا  تحصيل نمايد.



ماده 778 ـ‌ براي اينكه  ترجيح متذكره ماده (777)  صورت گرفته بتواند لازم است تا وكيل طلبات خود را كه بالاي موكل دارد ذريعه محكمه به موكل تبليغ بدارد و در تبليغ علاوه نمايد كه اگر در ظرف پنج روز موكل دين خود را تسويه ننمايد بفروش امواليكه حق ترجيح دارد اقدام مي ورزد موكل حق دارد باين تبليغ اعتراض و وكيل را به محكمه دعوت نمايد. موكل مجبور است  اين اعتراض را در ظرف سه روز از تاريخ تبليغي كه به او شده توسط محكمه  به اطلاع وكيل برساند.
اگر موكل در محل اقامتگاه  وكيل كدام اقامتگاهي نداشته باشد مدت اعتراض قرار ذيل تمديد ميشود:
هرگاه محل اقامت موكل در حوزه محكمه باشد مدت اعتراض بيست روز و اگر موكل در يكي از ولايات مقيم باشد مدت اعتراض چهل روز.
اگر موكل در ممالك اجنبيه اقامت داشته باشد مدت اعتراض عبارت از مدت هاي است كه در اصول محاكمات  حقوقي مقرر شده است.
در صورت مرور مدت و يا ترديد  اعتراضات وكيل ميتواند  اموال موضوع بحث را  بر طبق احكام ماده (655)  بفروش رساند.





ماده 779 ـ  در حال تعيين وكلاي متعدد براي كار معين هرگاه  اشتراك عمل  آنها تصريح نشده باشد هر كدام در  صورت عدم وجود ديگري  صلاحيت اجراي معامله را دارد اگر  اشتراك  عمل وكلا تصريح شود  و از طرف  بعضي آنها  وكالت قبول نگردد.
وكلائيكه اكثريت دارند ميتوانند  وكالت را قبول و معامله را انجام دهند.


ماده 780ـ‌ در صورت عدم سبب معقول اگر موكل وكيل را عزل نموده و يا كاريكه از طرف وكيل تعهد گردديه است در اثر كناره گيري  و استعفاي وكيل تكميل نشود طرفيكه باعث اين امر ميشود مكلف است خساره طرف مقابل را جبران نمايد.

ماده 781ـ‌ اگر در اثر افلاس يا وفات و  يا تقصير موكل و يا وكيل وكالت خاتمه يابد به وكيل و يا كسيكه قايم مقام آن ميشود به تناسب اجرت تكميل كار حق الزحمه  داده ميشود.


فصل دهم
كميشن كاري
ماده 782ـ شخصيكه معاملات تجارتي را بنام خود و بحساب صاحب معامله (آمر) در مقابل يك اجرت بحيث كسب معتاده  اجرا ميكند (كميشن كار)‌و مقاوله  كه در بين صاحب معامله  و كميشن كار منعقد ميگردد (مقاوله كميشن)  ناميده ميشود.

ماده 783ـ  اگر صاحب معامله اجراي آنرا بنام خود صراحتا  شرط گذاشته باشد اين مقاوله تابع احكام وكالت تجارتي است.

ماده 784 ـ  هرگاه در اين فصل احكام مخصوصه راجع به حقوق و وجائب متقابله  آمر و كميشن كار موجود نباشد احكام وكالت  تطبيق ميشود.

ماده 785ـ حقوق و وجائب ناشي از معامله كميشن منحصر متعلق به كميشن كار است نه آمر  و اشخاص ثالث.

ماده 786 ـ‌ كميشن كار مكلف است اموري را كه صراحتا ت و يا ضمنا  قبول كرده است اجرا و اكمال نمايد كميشن كاريكه بدون استناد به اسباب قانونيه  مندرجه مواد (789 و 790)‌ امور محوله را اجرا و انجام نمي كند مجبور است خسارات آمر را جبران كند.
ماده 787 ـ‌ فوت آمر باعث فسخ مقاوله كميشن نميگردد حقوق و وجايب به ورثه منتقل  ميشود.
ماده 788 ـ‌ آمر نميتواند از چنان مقاوله كميشن كه از طرف كميشن كار قبول شده  رجوع نمايد.
ماده 789ـ‌ اگر محقق باشد كه اجراي  موضوع كميشن بذريعه  كسي ديگر ممكن نباشد و يا توسط  شخص ديگر  براي آمر  مشكلات و خساره توليد كند كميشن كار  نميتواند  از مقاوله خود رجوع نمايد.

ماده 790 ـ  در صورتيكه اجراي مقررات مقاوله كميشن وابسته به پول بوده و آمر به اندازه كافي نفرستاده باشد و يا اينكه بيان نموده باشد كه پول مقتضي از طرف كميشن كار داده شود ولي چگونگي تاديه آن  از طرف آمر كميشن كار تصريح نشده باشد كميشن كار  ميتواند هميشه از مقاوله كميشن رجوع و يا اجراي مقاوله را به تعويق اندازد.
ماده 791ـ  اگر قيمت تخميني اموال موضوع مقاوله كميشن به اندازه كم باشد كه مصارف نقليه را تكافو نكند كميشن كار مجبور است  كيفيت را بدون معطلي به آمر اطلاع دهد. بر علاوه براي تسليمي  اموال مذكور ميتواند  تعيين شخص امين را  از محكمه بر طبق ماده (655)  مطالبه نمايد.

ماده 792ـ  كميشن كار  مكلف است در معاملاتيكه اجراي آن را تعهد مي نمايد. دقت و بصيرتي را بكار ببرد كه يك تاجر  خوب در امور شخصي خويش ابراز مي دارد حفظ منافع موكل ايفاي اوامر اطلاع مطالب مقتضي معامله در وقت و زمان منافع براي اتخاذ  تصميم به موكل، و بالخاصه اطلاع راجع به كميشن و اعطاي حساب مستند به اسناد و تسليمي و يا ارسال بلا معطلي منافع حاصله، جز وظايف كميشن كار است.



ماده 793ـ  اگر كميشن كار با تجاوز و يا سوء استعمال صلاحيت معامله را انجام دهد كه به ضرر موكل تمام شود  اين معامله در مورد خود كميشن كار اعتبار دارد ولي آمر  را وادار ساخته نميتواند كه باساس شرايط  متذكره مواد (796 و 797) معامله را بحساب خود قبول كند.

ماده 794ـ  ادعاي بطلان عقد در اثر  تخلف كميشن كار از اوامر و هدايات موكل منحصر به آمر بوده به كميشن كار و اشخاص ثالث تعلق ندارد.

ماده 795 ـ تا وقتيكه آمر امري نداده باشد كميشن كار مجبور نيست اموال موضوع مقاوله كميشن را بيمه بنمايد.

ماده 796ـ  اگر كميشن كار از هدايات  آمردرباره جنس و اوصاف معينه املاكيه خريداري ميشود  تخلف ورزد آمر مجبور  نيست آنرا قبول كند.
اگر مخالف در خريداري  زيادتر  از آنچه آمر معين كرده  از طرف كميشن كار بعمل آيد موكل ميتواند زيادتي را به كميشن كار  واگذاشته و مقدار معينه را قبول نمايد.


ماده 797 ـ اگر كميشن كار اموال  موضوع مقاوله را نازل تر از قيمت معينه فروش و يا بلندتر از قيمت معينه خريداري  كند آمر نخواهد اين معامله را بحساب خود قبول نمايد در اينصورت مكلف است به مجرد وصول خبر قبول ويا عدم قبول خود را به كميشن كار اطلاع دهد اگر چنين نكند طوري  محسوب ميشود كه معامله را قبول كرده است معذلك  اگر كميشن كار در  ضمن اجراي عمل اظهار  نمايد كه تفاوت قيمت را عليحده مي پردازد آمر مكلف به قبول معامله اجراء شده است اگر كميشن كار از قيمت معينه آمر مخالفت كرده آمر  از اين حيث دوچار خساره شده باشد آمر ميتواند جبران خساره را مطالبه نمايد.


ماده 798 ـ‌ هرگاه كميشن كار نظر بشرايط معينه آمر معامله را با شرايط مساعد  تري انجام داده باشد منافع اضافي متعلق به آمر است.
ماده 799 ـ  حساباتي را كه كميشن كار  ميدهد  بايد با مندرجات  دفاتر مطابقت داشته باشد.
كميشن كاريكه به آمر خود  بر خلاف حقيقت  ورقه حساب داده و يا در اين ورقه  نرخ اشيا و شرايط  مقاولات منعقده را با سوء نيت  تغيير  ميدهد  و مصارف غير و يا مخارج اضافه از مقدار حقيقي را قيد مي نمايد حق مطالبه اجرت او ساقط و از نتايج معاملات اجرا شده شخصا مسئول ميشود.


ماده 800 ـ  كميشن كاريكه بدون اجازه آمر  به اشخاص ثالث پول  پيشكي و يا اعتبار مي دهد چنان محسوب ميگردد كه قبول كرده كه نفع و ضرر معامله به او متعلق است.
اگر در محل اجراي معامله عرف تجارتي مقتضي باشد كه براي تاديه قيمت بمشتري مهلت داده شود در حاليكه بر خلاف آن امر آمر نباشد كميشن كار مي تواند مهلت را بالذات اعطا نمايد.

ماده 801 ـ  كميشن كار اگر بفروش نسيه مجاز هم باشد نمي تواند به اشخاصيكه به عدم اقتدار مالي و بعد معامله گي معروف اند مال آمر را به فروش برساند.
ماده 802ـ  كميشن كاريكه به اجازه آمر اموال  او را به صورت نسيه مي فروشد  مكلف است  به تعقيب اجراي معامله اسامي مشتريان را به آمر  اطلاع نمايند و بر عكس فروش مذكور  نقدي محسوب ميشود.

ماده 803ـ  كميشن كاريكه خريد برات را بذمه گرفته باشد بايد حين ظهر نويسي برات بدون كدام قيد و شرط آنرا به آمر منتقل سازد.
ماده 804ـ‌ كميشن كار  از لحاظ  ديون مربوط به اشخاص ثالث  كه طرف معامله اش ميباشد در مقابل آمر  مسئول نيست ولي اگر  بر خلاف آن مقاوله و يا عرف تجارتي موجود باشد كميشن كار بدرجه اشخاص ثالث  مسئول ميباشد در اينصورت  كميشن كار  در برابر اين مسئوليت باخذ يك اجرت  عليحده مستحق ميباشد.

ماده 805ـ  كميشن كار  بعد از اكمال معامله متعهده حق مطالعه  اجرت را دارد در معامله كه از طرف  كميشن كار اداره شده ولي در اثر  عوامل مربوط به شخص آمر  به نتيجه نمي رسد نيز حق طلب اجرت را  دارا ميباشد براي معاملاتيكه  در نتيجه علل ديگري عقيم مي ماند كميشن كار  مي تواند باندازه زحمتي كه متحمل شده نظر به عرف محلي تقاضاي جبران نمايد.


ماده 806 ـ كميشن كار مي تواند پول هاي پيشكي و مصارف  را با تكت پولي آن قبل از اكمال  وظيفه كميشن كاري مطالبه  كند در اين صورت مجبور است حسابي مستند به اسناد به آمر بدهد مصرف نقليه و گدام  در جزء  مصارف كميشن كار قابل قلمداد است ولي اجرت مستخدمين (مامورين)  در آن شامل شده نميتواند.


ماده 807ـ كميشن كار يكه بيع و شراي اوراق بهادار و يا امتعه  داراي نرخ  معين در بورس و يا بازار  را متعهد  شده باشد در حاليكه  بر خلاف آن  امر آمر موجود نباشد  مي تواند  چيزي را كه مي خرد  به صفت بايع از مال خود اعطاء‌ و شي را كه مي فروشد  به حيث مشتري براي خود اخذ  نمايد درينصورت  كميشن كار مجبور است  كه نظر به نرخ معينه  بورس و يا بازار  حساب بدهد تاريخ  اطلاع ايفاي وظيفه كميشن كاري به اين صورت  به آمر تاريخ اجراي معامله محسوب ميشود.
درباره خصوصيات ديگر  احكام بيع تجارتي تطبيق ميشود.
حكم اين ماده توسط مقاوله بر عليه آمر  تعديل شده  نميتواند.


ماده 808 ـ  در صورتيكه معامله كميشن كاري  به ترتيب ماده (807) اجرا شود كميشن كار مستحق اخذ كميشن و مصارف عادي ميباشد.
ماده 809 ـ‌ كميشن كار مي تواند طلب خود را به اساس ماده (777)‌ از مبالغيكه در نتيجه اجراي معامله به حساب آمر تحصيل مي كند (در مقابل آمر و دائنين  او) ترجيحا استيفا نمايد.

ماده 810 ـ  اگر كميشن كار معامله كميشن را كه بر طبق ماده (807)‌ اجرا نموده بدون تصريح شخص طرف معامله به آمر اطلاع نمايد آمر حق دارد اين معامله بيع  و شراء‌ را به حساب كميشن كار اجراء شده تلقي كند.

ماده 811 ـ  تا وقتيكه كميشن كار  صريحا مجاز  نباشد نمي تواند  مارك امتعه آمر خويشرا تبديل كند.
ماده 812ـ  اگر يك معامله  درباره  اموال آمرين متعدد اجراء‌ گردد كميشن كار  موظف است در دفاتر خويش مالك اموال  را بصورت صريح قيد نمايد.
فصل يازدهم
كميشن كاري نقليات
ماده 813ـ  شخصيكه بنام خود و حساب  آمر حمل و نقل مال التجاره  را بحيث پيشه اتخاذ كرده باشد كميشن كار  نقليات ناميده ميشود.
در كميشن كاري نقليات  در حالاتيكه  درين فصل  تصريح نشده باشد مقررات  مربوط به مقاوله كميشن و بالخاصه احكام راجع به قبض و محافظه  و بيمه اموال تطبيق ميگردد.

ماده 814 ـ  كميشن كار نقليات  نيمتواند  بيش از اجرتي  را كه با نقل  دهنده قرارداد كرده به حساب آمر  قيد كند.
ماده 815 ـ‌ كميشن كار  نقليات وقتي حق مطالبه اجرت را پيدا ميكند كه اموال را به نقل دهنده  تسليم كرده باشد.
ماده 816 ـ‌  ارائه سند  نقليات علم و خبري كه قايم مقام سند نقليات  باشد رسيد قبض توديع اموال به گدام و مكازين وسيله اثبات اموال بدست كميشن كار است از حيث مصارف نقليات و اجرت كميشن كار است از حيث مصارف نقليات و اجرت كميشن و پولهاي پيشكي اين اموال در نزد كميشن كار  بحيث گروي دانسته ميشود.

ماده 817 ـ‌ هرگا كميشن كاران متعدد يكي بعد ديگر در نقل اموال  وساطت نموده باشند كميشن كارانيكه موخرا وساطت  نموده اند  مجبورند حقوق كميشن  كاران پيش تر  از خود را مخصوصا  حق رهن آنها  را بر امواليكه نقل داده شده تامين نمايند.
اگر طلب يك كميشن كار از طرف كميشن كار متعاقب تامين شود  حق رهن كميشن كار  اولي به كميشن كار متعاقب  انتقال مي يابد.


ماده 818 ـ  در صورتيكه كميشن كار نقليات اجرت نقل دهنده  را تاديه نمايد حقوق او بخودش انتقال ميكند.
ماده 819 ـ‌ در صورتيكه  بر خلاف آن مقاوله موجود نباشد كميشن كار نقليات ميتواند اموال را ذريعه  وسايل خود نقل دهد.
هرگاه كميشن كار نقليات علم و خبر را  نظر به تقاضاي آمر بنام  او تنظيم و صادر نموده باشد و يا اجرت نقليه و مصارف را بيك مبلغ  معين بصورت مقطوع  فيصله كرده باشد درين حال در مقابل آمر خود حقوقا حيثيت نقل دهنده را پيدا ميكند.

ماده 820 ـ  مسئوليت كميشن كار نقليات يك سال بعد از تاريخيكه اموال از طرف مرسل اليه تسليم گرفته ميشود ساقط ميگردد.
اگر امواليكه نقل آن تعهد شده كاملا  ضايع شده باشد مرور زمان از تاريخيكه اموال تسليم داده ميشد  آغاز ميگردد.
هرگاه  اموال در اثر حيله كميشن كار حم شده وانمود شده و يا ناقص و خراب گردد ويا ناوقت تر تسليم داده شده باشد مسئوليت كميشن كار  در ظرف مدتهاي معينه فوق ساقط نميگردد.


فصل دوازدهم
نقليات
حصه اول
احكام عموميه
ماده 821 ـ  تعهد حمل  و نقل اموال  و يا اشخاص در خشكه و دريا  و فضاء‌ در مقابل  اجرت از طرف نقل دهنده  بنام مقاوله نقليات خوانده ميشود.

ماده 822 ـ مقررات اين فصل بر اشخاصيكه معاملات نقليات را پيشه خود  نساخته  و بصورت  عارضي در نقل اموال و اشخاص تعهداتي بنمايند  نيز تطبيق ميگردد.

ماده 823 ـ  تمام دعاوي ناشي از مقاوله نقل با شمول دعوي استرداد اجرت خلاف حقيقت نقليات بعد از مرور يك سال ساقط ميگردد.
اين مدت در نقل اموال  از روز تسليم و در نقل اشخاص از تاريخ مواصلت شروع ميشود اگر اموال  تماما ضايع گرديده  و يا اشخاص مواصلت ننموده باشند  مدت مرور  زمان از تاريخيكه  اموال تسليم و اشخاص مواصلت مي نمود  حساب مي گردد.
اگر ثابت شود كه اموال  از رهگذر  حيله نقل دهنده ضايع شده يا نقص نموده و يا ناوقت  تر تسليم شده مسئوليت نقل دهنده در ظرف مدتهاي فوق ساقط نميشود.

حصه دوم
نقل اموال
ماده 824ـ  در صورتيكه نقل دهنده تقاضا كرده باشد مرسل مكلف بدادن سند نقليه در دو نسخه  ميباشد ممكن است  مقاوله نقليه بموافقه طرفين بدون سند نقليه با تسليمي اموال به نقل دهنده بعمل آيد.


ماده 825 ـ  سند نقليات بايد محتوي  شرايط ذيل باشد:
1ـ آدرس  مرسله اليه  محل ارسال  اموال  شرحي داير بر تحويلي مال مبني بر (امر) و يا عند الاقتضاء به (حامل) 
2ـ  قيد وزن ظرفيت،  و عدد اموال، و اگر اموال بصورت پاكت باشد نمبرهاي پاكت  با علامات و وصف باربندي.
3ـ  هويت و اقامتگاه  مرسل
4ـ  هويت و اقامتگاه نقل دهنده.
5ـ مقدار اجرت نقليات و اگر اجرت پرداخته شده باشد توضيح آن.
6ـ  مدت اجراي نقل دادن.
7ـ  خصوصيات ديگريكه در بين طرفين قرارداده شده باشد.
ضرر و مسئوليتي كه از رهگذر  عدم درج يكي از ين شرايط وارد شود و يا يكي از مواد فوق سهوا درج نشود و يا مخالف حقيقت قيد شود عايد به مرسل است.
اگر امواليكه نقل داده ميشود خطرناك از قبيل باروت و مواد انقلاقيه باشد مرسليكه اين كيفيت را به اطلاع نمي رساند مجبور  به جبران خساره  است كه ازين رهگذر  وارد ميشود.



ماده 826 ـ  مرسل مجبور است اوراق گمركي و اسناد ديگريرا كه براي نقل اموال بكار  مي آيد  به نقل دهنده  توديع كند هرگاه اين اوراق و اسناد منتظم و به حقيقت موافق و تكميل نباشد مرسل از آن مسئول است.
ماده 827ـ اگر سند نقليات تنظيم نگرديده باشد نقل دهنده  در صورت درخواست  مرسل مكلف است علم وخبري كه در آن خصوصيات سند  نقليات درج باشد ترتيب و امضاء‌ نموده بمرسل تسليم نمايد.

ماده 828 ـ  يك نسخه سند نقليات بعد از امضاء  از طرف مرسل به نقل دهنده  توديع و با اموال  يكجا فرستاده  ميشود نسخه ديگر بامضي  نقل دهنده به مرسل اعاده ميگردد.
اگر سند نقليات محرر به امر و يا حامل باشد ظهر نويسي  و يا تسليمي آن حكم نقل ملكيت اموال را دارد.
شكل و نتايج ظهر نويسي تابع همان احكامي است كه درباره اسناد تجارتي  وضع شده است.

ماده 829 ـ‌ اگر نقل دهنده درباره  وضعيت اموال  و اخذ اشياء  در سند نقليات  و يا در ورقه  عليحده كه بموجب اشياء‌ را قبول كرده شرحي قيد نكرده باشد چنين محسوب مي شود كه عدم وجود نقص ظاهري اموال را تصديق كرده است. معذالك اگر نقل دهنده اموال را بدون اعتراض هم قبول كرده باشد ميتواند ادعا و اثبات كند كه نقايص غير ظاهر و غير قابل ادراك در آن وجود داشته باشد.

ماده 830 ـ‌ نقل دهنده مجبور است مطابق امري كه در باره ارسالي  اموال باو داده شده است رفتار نمايد  باستثناي احوال فوق العاده و مجبره كه خودش باقتضاي احوال اقدام ميتواند.

ماده 831 ـ  هرگاه نقل اشياء باثر حالت فوق العاده و سبب مجيره كه بطرفين ارتباط نداشته باشد ممكن نگردد  و يا بتاخير افتد نقل دهنده مجبور است كيفيت را فورا بمرسل اطلاع دهد.
در اين صورت  مرسل ميتواند  نسخه سند  نقليات را كه نقل دهنده  امضاء‌ كرده است اعاده  كند و تسويه را كه در ماده (834)  پيش بيني شده معمول داشته و مقاوله را فسخ نمايد.
ماده 832 ـ  مرسل چنانچه (مطابق مواد ـ  834 و 835) حق دارد با پرداخت غرامت  نقليات را معطل و اشياء‌ را استرداد كند همچنان صلاحيت دارد  بدون از مرسل اليه اشياء‌ را بديگري تسليم و يا طور ديگري در آن تصرف نمايد ولي نقل دهنده از تاريخيكه اشياء به محل مطلوبه واصل شده و مرسل  اليه تقاضاي  تسليمي آن را كرده باشد يا از روزيكه  مرسل اليه سند نقليات را تسليم شده و يا نقل دهنده مرسل اليه را مطلع نموده باشد نقل دهنده مكلف باجراي اوامر مرسل نميباشد.
اگر سند نقليات در وجه حامل  و يا محرر بامر باشد نقل دهنده  تنها مكلف به اجراي اوامر  شخصي است كه سند نقليات امضا شده از طرف نقل دهنده را ارائه و تسليم نمايد.


ماده 833 ـ اگر نظر به هدايات جديد مرسل و يا مرسل اليه مسافه كه طي ميشود و يا مدت نقل زياد شود نقل دهنده  حق دارد به تناسب زيادت مسافه و مدت اجرت كرايه و مصارفي را كه در اين راه متحمل شده است تقاضا نمايد.

ماده 834 ـ  اگر سفر نظر  به احوال  فوق العاده  و اسباب مجبره كه به هيچ يكي از طرفين مربوط نباشد قطع گردد نقل دهنده  حق طلب كرايه را نسبت به قطع مسافه  و استيفا  مصارفي را كه متحمل گشته  دارا مي باشد.
اگردر اثراحوال فوق العاده  و اسباب  مجبره به نقل شروع نشده باشد نقل دهنده مستحق اجرت نميگردد ولي حق دارد مصارف حمل و نقل و غيره مصارف ضروريه را كه متحمل شده مطالبه نمايد.

ماده 835 ـ اگر حمل به تقاضاي مرسل اليه قطع شده باشد مواد ذيل اجرا ميشود:
1ـ اگر وسيله نقليه قبل از حركت توقيف شود مرسل نصف  اجوره مقرره و مصارف حمل و تخليه را با مصارف ضروري ديگريكه از طرف نقل دهنده بعمل آمده باشد متحمل ميشود.
2ـ اگر وسيله نقليه بعد از حركت معطل شده باشد مرسل مكلف است تمام اجرت نقليه و مصارف تخليه را با مصارفيكه در اعاده اموال بوي بعمل آمده تحمل كند.


ماده 836ـ  نقل دهنده مكلف است اموال را نظر بمدت مقرره مقاوله و يا عرف تجارتي و در صورت عدم آن در ظرف يك مدت معقول نقل بدهد.
ماده 837 ـ‌ اگر اموال بعد از مدت معين واصل گردد طرف مربوط  معامله ميتواند  به تناسب مدت تاخير  ادعاي تنزيل را در اجرت نقليه بنمايد.
هرگاه مدت تاخير از دو چند مدت معينه مقاوله  تجاوز نمايد  حق اجرت نقليات تماما ساقط ميشود و نقل دهنده  از خساراتيكه از ين سبب باثبات برسد  مسئول است مقرراتيكه راجع بعدم مسئوليت نقل دهنده در مقاوله درج گردد كان لم يكن است. اگر نقل دهنده  اثبات كند كه سبب معطلي مرسل و مرسل اليه و يا سبب مجبره فوق العاده بوده است از تاخير وصول اموال مسئول نميشود.
وانمود فقدان و يا عدم كفاف  وسايط نقليه براي تاخير عذر شمرده نميشود.




ماده 838 ـ نقل دهنده از تاريخ تسليم اموال الي تاريخ تسليم آن به مرسل اليه از هر نوع ضايعات و خسارات وارده مسئول است. ولي اگر  نقل دهنده ضياع و خساره  را به دلايل ذيل ثابت كند از مسئوليت بري ميگردد:
1ـ احوال فوق العاده  و سبب مجبره.
2ـ ثبوت معايب و نقايص ذاتي در اموال و يا باربندي آن.
3ـ  ثبوت ضياع خساره كه ناشي از اعمال و هدايات مرسل و يا مرسل اليه بوده باشد.
تنها در ضياع و خساره فقره سوم اگر مال تماما ضايع هم شود  نقل دهنده بصورت پوره مستحق اجوره ميباشد در موارد (1)‌و (2)  اگر قسمتي از اموال تلف شده باشد نقل دهنده مستحق  اخذ اجوره قسمت متباقي مي باشد.


ماده 839 ـ‌  مسئوليت نقل دهنده در نقل اموال از تاريخيكه اموال را بدان مقصد تسليم ميشود آغاز مييابد.

ماده 840 ـ  در اشيائيكه در اثناي نقل  حجم و وزن آن كم ميشود نقل دهنده  ميتواند  مقدار فيصدي تناقص آنرا قبلا معين و موافقه طرف معامله را كتبا حاصل كند.
درصورتيكه اموال در بسته ها تقسيم شده باشد اين مسئوليت براي هر كدام آنها جداگانه تحديد شده باشد.
اگر مرسل و يا مرسل اليه اثبات كند  كه كمبودي از ماهيت اشياء‌ نشئت نكرده بلكه در اثر علت ديگري  بوجود آمده و يا كمبود كمتر  از آن مقداري است كه معين شده آنگاه موضوع  تحديد  مسئوليت بي تاثير مي ماند.


ماده 841 ـ نقل دهنده از افعال و خطا هاي تمام نقل دهندگان  ديگر كه قايم مقام او ميشود و آنهائيكه با وي معاونت مي كنند  و يا كسانيكه  نقل اموال را به آنها سپرده است الي تسليمي اشياء بمرسل اليه مسئول ميباشد.
ماده 842ـ  خساره ضياع  اشياء‌ نظر به قيمت مندرجه سند نقليات و اگر در سند نقليات قيمت ذكر نشده باشد نظر بقيمت جاري مال در محل تسليم تعيين ميگردد.
ضرر خساره اشياء نظر به تفاوت قيمت اولي كه قبل از تسليمي مال در محل تسليم وجود داشت وقتيكه بعد از خسارة  اموال در محل تسليم مروج است تثبيت ميگردد.



ماده 843 ـ‌ در صورت ضياع و يا خساره مند شدن اشياء‌ نقل  دهنده قيمت هاي را كه قبول كرده تضمين ميكند ضرر اموال مسافرين كه بدون اظهار  ماهيت و قيمت به نقل دهنده توديع ميكند نظر  به احوال  خصوصيه  هر واقعه  و شخص تعيين و تثبيت مي شود.
نقل دهنده  از ضرر و ضياع اشياء  ذيقيمت نقود ـ حجت ـ سهام ـ سندات قرض و ديگر اوراق و اسناديكه در حين توديع باو اطلاع داده نميشود مسئول نميباشد.
معذلك در صورتيكه حيله و يا تقصير فاحش نقل دهنده در ضياع و ضرر به ثبوت رسد مكلف بتاديه تمام آن مي باشد.



ماده 844 ـ نقل دهندگانيكه بعد از نقل دهنده اول به نقل اشياء‌ مبادرت مي ورزند در تمام ديونيكه پس از تسليم اموال منقول و سند نقليه بوجود مي آيد قايم مقام نقل دهنده اول ميباشند و مي توانند در سند نقليه و يا يكورقه ديگر چگونگي وضع اشيائيرا  كه تسليم داده شده است درج و قيد  نمايند در عدم رعايت حكم ماده (819) ‌تطبيق ميشود.



ماده 845 ـ  نقل دهنده مجبور است از وصول اشيائيكه نقل داده مي شود به مرسل اطلاع دهد.
ماده 846 ـ  نقل دهنده مجبور است هداياتي را كه قبل از وصول اشياء‌ از طرف مرسل اليه راجع به محافظت اشياء  با وداده ميشود اجراء‌ نمايد.
مرسل اليه ميتواند بعد از وصول  اشياء‌ و يا در صورتيكه حامل سند نقليه و يا علم و خبري باشد كه قايم مقام سند واقع گردد بعد از مرور تاريخ وصول اموال تمام حقوق آنرا بشمول دعواي جبران خساره كه خواه بر له او و يا بر له اشخاص ثالث  باشد از نقل دهنده مطالبه نمايد.
حامل يكسند نقليه محرر بحامل و يا محرر بامر بحيث مرسل اليه تلقي ميشود.



ماده 847 ـ در صورتيكه خلاف آن مقاوله موجود نباشد اجرت نقليه با مصارف ديگر بعد از تسليمي اشياء‌ در محل مقصود نظر به سند نقليات از جانب مرسل اليه تاديه ميشود.

ماده 848ـ  شخصيكه براي تسليمي اشياء‌ نقل شده رجوع مي كند در صورتيكه نتواند بدهي  خود را تاديه  بدارد نقل  دهنده مجبور  به تسليم اشياء  نمي باشد اگردر مقدار بدهي اختلافي  واقع شود  مرسل اليه مقداري را كه بحيث قرض بذمه خود  قبول دارد تسويه مي نمايد و راجع به اجرت باقيمانده اگر آنرا  بيك بانك معتبر و يا شخص امنيتي توديع نمايد در ينحال نقل دهنده مجبور بتسليم اشياء ميگردد.
نقل دهنده مجبور نيست قبل از اعاده نسخه ثاني سند نقليات كه خواه محرر به نام و خواه در وجه حامل و يا محرر به امر بوده و داراي امضاء‌ وي باشد  اشياء‌ را تسليم نمايد.


ماده 849 ـ  نقل دهنده ميتواند براي حصول تمام طلباتيكه از مقاوله نقليه نشئت مي نمايد اموال را نگاه دارد.  اگر نقل دهنده گان متعدد باشند نقل دهنده آخرين حقوق نقل دهنده گان اولي را صيانت مي كند مبلغي كه نظر بماده (848) از جانب مرسل اليه به امانت توديع مي گردد از نقطه نظر  حق نگهداري نقل دهنده حكم اشياء‌ را دارد.

ماده 850 ـ  اگر نقل دهنده آخرين اشياء‌ را بدون(تقاضاي توديع طلبات به امانت) واستيفاء‌ حق خودش و نقل دهنده گان ماقبل و يا مرسل را تسليم نمايد. از مبالغ صرف شده و يا ديون مرسل و يا نقل دهندگان  اولي مسئول شمرده ميشود. ولي حق  رجوع خود او به مرسل اليه محفوظ خواهد ماند.

ماده 851ـ  اگر در حين تسليم اشياء علامات خارجي  كه دلالت بر خساره كند موجود هم نباشد مرسل اليه حق دارد  اوضاع و اوصاف آن را در حضور نقل دهنده  و يا ذريعه محكمه تجارتي  محل تسليم معاينه  كند اين حق  را نقل دهنده  نيز دارا ميباشد.
مصارف اينطور  معاينه مربوط به طرفي است كه تقاضاي معاينه را مي نمايد ولي اگر مصارفي كه از طرف مرسل اليه تسويه ميشود اصلا  متعلق  به نقل دهنده بوده و از ضياع و خساره نقليه ناشي باشد از نقل د هنده گرفته شده ميتواند.

ماده 852ـ  دعاوي غرامت كه عليه نقل دهنده اقامه مي شود ممكن است كه عليه نقل دهنده گان اولي و يا آخري هم به عمل آيد اگر ثابت شود كه خساره و ضياع در مدتي صورت گرفته كه نقل دهنده ديگري مال را تسليم شده بود در سلسله انتقال اموال دعوي عليه او متوجه خواهد شد.
اگر نقل دهنده به سبب اعماليكه به آن مسئول شمرده  نمي شود خساره را جبران كرده باشد  يا از اين جهت مورت تقاضا  و دعوي واقع شده باشد حق رجوع  او به نقل دهنده  ما قبل و يا نقل دهندگان  ديگر كه بدين سلسله مسئوليت دارنده محفوظ مي باشد.
اگر نقل دهنده كه بايد از خساره و ضياع  مسئول باشد  تعيين شده نتواند ضرر وارده  در بين همه  نقل دهندگان  متناسب به حصه اجرت  ايشان تقسيم ميشود.
معذلك اگر نقل دهنده ثابت كند كه خساره  وارده در مدت نقل  مربوط او بوقوع نه پيوسته از اشتراك  در جبران خساره معاف است.



ماده 853 ـ‌ در صورتيكه نقل دهنده  مرسل اليه را پيدا نكند و يا مرسل اليه از قبولي اشياء  امتناع  ورزد و يا در قبولي مال معطلي كند و يا يك سبب ديگريكه مانع تسليم شود بوقوع  آيد نقل  دهنده مكلف است فورا كيفيت را بمرسل ابلاغ  و بجواب او انتظار  بكشد اگر امكان اطلاع بمرسل موجود نباشد  و يا مرسل در جواب معطلي  كند و يا هدايتي دهد كه اجراي آن غير ممكن باشد نقل دهنده  مي تواند  به محكمه تجارتي محلي مراجعه و اشياء‌را به تشخيص  محكمه به شخص امين  تسليم دهد. خطر و ضرريكه اين گونه اشياء  به آن مواجه مي باشد متعلق به مرسل است.
اشياء ‌سريع الفساد بوده و در مدت اطلاع  وقوع ضرر به مرسل مضمر باشد نقل دهنده بر طبق  حكم ماده (655)  رفتار و اجوره  نقليات و مصارف واقعي  را از ما حصل آن استيفاء  مي كند  نقل دهنده  موظف است تا در كوتاه ترين مدت از كيفيت موضوع  به مرسل  و مرسل اليه  اطلاع دهد در غير اين صورت مورد تقاضاي جبران ضرر واقع شده مي تواند.






ماده 854ـ  در صورت وجود اوضاع ماده (853)  نقل دهنده مجبور است در نقل اشياء  و حفاظه منافع  مالك از سرعت و بصيرت كار  بگيرد در غير آن به جبران خساره كه از اين حيث به مالك مي رسد مكلف مي باشد.

ماده 855ـ  تسويه اجوره نقليات و قبولي بلا شرط  اشياء‌حق دعوي را  عليه نقل دهنده ساقط ميگرداند.
معذلك اگر خساره  اشياء‌ قبل از قبولي توسط اهل خبره ايكه محكمه تعيين كرده تثبيت شده باشد حق دعواي مرسل عليه اليه نقل دهنده  ساقط نميشود اگر حين قبولي اشياء‌ امكان فهميدن ضياع و يا نقص آن موجود نباشد بعد از قبولي و تسويه اجوره نقليات نيز نظر به مواد آتي حق دعوي عليه نقل دهنده محفوظ مي ماند.
1ـ اگر اثبات شود كه ضياع  و خساره  در بين مدتي كه اشياء‌ را نقل دهنده اخذ و به مرسل اليه تسليم كرده واقع شده.
2ـ اگر معاينه و تدقيق اشياء‌ هشت روز بعد از فهميدن ضرر و قبول اشياء  توسط اهل خبره شده باشد. در صورتيكه خساره  و ضرر ناشي از حيله و يا تقصير فاحش نقل دهنده باشد نامبرده نميتواند ادعاي سقوط حق دعوي را بنمايد.





حصه سوم
ترانسپورت اشخاص
ماده 856ـ  مسافرين مكلف  اند اصوليرا  كه نقل دهنده  براي تنظيم خدمات نقليه وضع ميكند رعايت نمايند.
ماده 857 ـ  اگر سفر بعد از عقد و قبل از حركت معطل گردد احكام ذيل تطبيق ميشود:
1ـ اگر مسافر در وقت معينه در محل حركت حاضر شده  نتواند حق دارد  به وسايل نقل دهنده متعاقب حركت نمايد.
2ـ اگر مسافر از عزيمت انصراف كند مستحق استرداد  كرايه شمرده نميشود.
3ـ اگر سفر از رهگذر فوت يا مريضي و يا علل مجبره معطل شود مقاوله كرايه مسترد ميگردد.
4ـ اگر سفر نظر به علل مجبره متعلق به لوازم نقليه و يا بدون تقصير طرفين اجرا شده نتواند عقد (بدون اينكه طرفين مجبور به پرداخت جبران باشند)  فسخ ميگردد ولي اگر نقل دهنده كرايه را قبلا اخذ كرده باشد در اين حال مجبور به اعاده است.
5 ـ‌ اگر سفر در اثر عمل و تقصير نقل دهنده  معطل گرديده  باشد مسافر مي تواند  كرايه پرداخته شده را استرداد  و طلب جبران خساره نمايد.




ماده 858 ـ‌ اگر سفر بعد از عقد و حركت دچار انقطاع گردد (بشرطيكه مقاوله اي بر خلاف آن نشده باشد) احكام ذيل تطبيق ميشود.
1ـ اگر مسافر در ضمن راه به خواهش خود از حركت منصرف شود مجبور به تاديه تمام كرايه است.
2ـ  اگر نقل دهنده از دوام سفر منصرف و يا مسافر  در اثر تقصير نقل دهنده  مجبور  به توقف در نيمه راه شود مجبور به تاديه كرايه نميباشد.
واگر مسافر  كرايه را قبلا پرداخته باشد ميتواند تمام آنرا استرداد و طالب جبران  خساره شود.
3ـ اگر سفر از رهگذر  سبب شخصي  كه مربوط به مسافر باشد  و يا علل مجبره كه متعلق به وسايل نقليه باشد  دچار انقطاع گردد كرايه متناسب به مسافه قطع شده پرداخته ميشود. دراين صورت هيچ يكي از طريفين مجبور بجبران خساره بديگري نيست.
ماده 859 ـ‌ اگر نقل دهنده در اثناي سفر در محليكه در تعرفه آن نباشد توقف نمايد و يا از راه  معينه انحراف و راه ديگري را تعقيب كند  يا به صورت  ديگري مواصلت  راه بمحل مقصود به تاخير  بياندازد  مسافر حق دارد  مقاوله را  فسخ و طلب جبران خساره نمايد.
اگر نقل دهنده بر علاوه مسافرين اشياء‌ و امتعه  ديگري را  نيز نقل ميدهد  ميتوانند مدتي را كه مقتضي تخليه امتعه  و اشياء ‌است معطل شود. حكم اين ماده در صورتي قابل تطبيق است كه بر خلاف آن قراردادي وجود نداشته باشد.

ماده 860 ـ اگر سفر نظر به امر حكومت يا ترميم ضروريه وسايل نقليه و يا خطر آتي كه مانع دوام حركت گردد بتاخير افتد (در صورتيكه در بين طرفين عقد خصوصي موجود نباشد)  احكام ذيل تطبيق ميگردد.
1ـ اگر مسافر نخواهد  انتظار رفع مانع و ختم ترميم را بكشد ميتواند بعد از پرداختن كرايه نقليه متناسب بمسافه قطع  شده مقاوله را فسخ كند:
2ـ اگر مسافر بخواهد  انتظار بكشد همان كرايه معينه را خواهد پرداخت ولي اگردر كرايه نقليه خوراكه هم شامل باشد مسافر  در مدت توقف مصرف خوراك خود را شخصا تحمل ميكند.


ماده 861ـ مسافر براي بكاژ و اشياء  شخصي خويش (اگر بر خلاف آن مقاوله موجود نباشد)‌مجبور به پرداخت كرايه جداگانه نيست.
نقل دهنده از خساره و ضياع وارده به اشياء‌ مسافرين نظر به احكام متذكره مواد (838 ـ 843) مسئول ميباشد.
نقل دهنده از ضياع اشيائيكه نزد خود مسافرين است مسئول نيست.

ماده 862ـ  نقل دهنده حق دارد  براي استيفاء  كرايه و مصارف خود را كه مسافر با كاژوي را تقويف نمايد.

ماده 863 ـ  نقل دهنده در اثناي سفر از حوادثيكه بمسافرين واقع ميشود (بشرطيكه ثابت نشود كه واقع از عمل و تقصير نقل دهنده و يا اشخاصيكه مستقيما بوي مربوط اند صادر شده)  مسئول نمي باشد.


ماده 864 ـ اگر مسافر در اثناي سفر وفات كند نقل دهنده براي صيانت منافع ورثه باكاژ و اشياي متعلقه او الي زمان تسليم آن به اشخاص صالحه موظف ميباشد.
اگر يكي از مربوطين متوفي در آنجا وجود داشته باشد براي مراتبه اجراي اين معامله ميتواند مداخله و از نقل دهنده راجع بموجودي ما ترك متوفي اظهارنامه اي تقاضا كند.


ماده 865 ـ  انتظام داخل وسيله نقليه وظيفه نقل دهنده است نقل موظف است تا مراقبت كند كه اشخاص چيزهائيرا كه باعث توليد زحمت و خساره به مسافرين ميشود با خود حمل ندارند. بر عكس اگر از ين رويه به مسافرين خساره برسد نقل دهنده مجبور بجبران است.

فصل سيزدهم
بيمه
حصه اول
احكام عمومي بيمه
ماده 866 ـ‌ بيمه عقدي است كه موسسه بيمه در مقابل اجرت جبران خسارات و ضايعات افراد را  كه ناشي از وقوع حوادث معينه و اسباب مجبره باشد (باعضاي يك مقدار پول) تعهد ميكند.
ماده 867 ـ در مورد اختلافات بيمه احكام اين قانون (در صورتيكه بر خلاف آن در مقاوله بيمه صراحتي نباشد)  تطبيق ميگردد.



حصه دوم
بيمه اموال
868- اموال از طرف مالك دا ين مالك مرتهن مستاجر وتمام كسانيكه در محافظه آن واقاً ذينفع باشند ويا وكيل ونماينده آنها بيمه شده ميتواند.

ماده869- يك شخص مي تواند بنام وحساب شخص ديگري مقاوله بيمه را عقد نمايد ولي اگر آن شخص صلاحيت نداشته باشد از كسيكه بنام وحساب او عمل كرده است نماينده گي نمايد از اجرت (برينيوم) تبيمه شخصاً مسئول ميباشد.
شخصيكه بنام وحساب او مقاوله بيمه عقد ميشود اگر قبل ويا بعد از وقوع خطر بيمه را قبول كرده باشد از بيمه استفاده ميتواند ماده870 بيمه ايكه با لوكاله منعقد ميگردد اگر از طف موكل قبول شود چنين محسوب ميگردد كه وكيل بر وفق شرايط وكالت رفتار نموده است . اگر موكل قبول راجع به شرايط بيمه هدايتي نداده باشد وكيل موظف است است مقاوله بيمه را بر طبق شرائطكه عرفاً در محل اجراي مقاوله بيمه مروج است منعقد نمايد. اگر از شرايط مقاوله بيمه استتغهام شده نتواند كه مقاوله بنام وحساب شخص ديگري منعقد گرديده است چنين محسوب ميشود كه مقاوله بنام وحساب شخص عاقد منعقد شده است .






ماده871- داين ميتواند دين خودرا در مقابل احتمال عجز مديون از تاديه بيمه نمايد.دراينصورت (هرگاه بر خلاف آن مقاوله اي موجود نباشد) موسسه بيمه ميتواند مطالبه نمايد كه داين دروهلة اول باموال مديون مراجعه ويا فروش آن استفاي دين خويشرا بنمايد.


ماده 872- داينكه اموال منقول وغيدمنقول مديون راتحت مراقبه ويا به گرو گرفته ويا در مراجعه به اين اموال داراي حق امتيازي باشد اگر اين اموال دارا حق امتيازي باشد اگر اين اموال بيمه شده باشد غرامتي كه در صورت وقوع خساره تاديه ميگردد عوض اموال بيمه شده كه به طلبات دائنين متعلق است محسوب ميشود.

ماده 873ـ اگر امتيازيكه دائنين به مال بيمه شده دارند متفاوت باشد در صورت عدم كفاف قيمت مال  براي اداي طلبات دائنيكه امتياز او موخر است نمي تواند به بيمه آن مال اقدام نمايد.

ماده 874ـ  خسارات ناشي از اعمال خلاف قانون و يا مغاير آداب حسنه و اخلاق عمومي بيمه شده نميتواند.

ماده 875ـ  در عقد مقاوله بيمه شونده  و يا شخصيكه بطور مشروط از بيمه منتفع ميگردد اگر از وقوع تهلكه واقف بوده باشد و يا موسسه بيمه از عدم امكان وقوع تهلكه  مطلع باشد مقاوله بيمه باطل محسوب ميگردد. در صورت اول الذكر موسسه بيمه ميتواند  اجوره بيمه را مطالبه نمايد.

ماده 876 ـ‌ موسسه بيمه فقط بجبران ضرريكه حقيقتا به بيمه شونده رسيده مكلف ميباشد بنابران اگر بدل بيمه از قيمت مال تجاوز نمايد  بيمه شونده  از قيمت اضافي استفاده نميتواند. اگر بدل بيمه نظر باين قاعده نسبت بقيمت مال كمتر گردد اجوره بيمه نيز تنزيل و قسمت تحصيل شده اضافي اجوره اعاده ميگردد اما اگر قيمت بيمه از جانب اهل خبره (كه به اتفاق طرفين انتخاب شده)  بدوا تقدير و طرفين آنرا قبول كرده باشند موسسه بيمه نمي تواند  نسبت به اين قيمت اعتراض نمايد.



ماده 877 ـ  موسسه بيمه هر وقتيكه خواسته باشد مي تواند  براي تحقيق قيمت مال بيمه شده را معاينه نمايد.
ماده 878ـ ماليكه تمام قيمت آن از جانب يك موسسه بيمه شده باشد از طرف همان موسسه در برابر عين خطرات دوباره بيمه شده نميتواند  اگر تمام قيمت مال  بيمه شده در مقاوله قبلي معين شده نتواند براي قيمت بقيه مال يك و يا چند مرتبه جائز است. به اين صورت موسسات بيمه كه بعدا مال را بيمه كرده باشند  از قيمت باقي مانده باعتبار  تاريخ مقاوله مسئول ميگردند.
مقاولاتيكه در عين يك روز  بعمل آمده باشند چنين محسوب ميشوند كه در يك زمان منعقد شده اند.



ماده 879ـ اگر يك مال از جانب موسسات متعدد و در عين زمان  براي عين خطرات بيمه شده باشد مقاولات منعقده  به اندازه قيمت مال بيمه شده اعتبار دارد. باين صورت هر يكي از موسسات بيمه نظر به قيمت مجموعي بتناسب بدل مال مسئول شمرده ميشوند.
ماده 880 ـ‌ اگر يك مال تنها براي يك قسمت قيمت خود بيمه شده باشد در حال وقوع خساره قسمي (بشرطيكه خلاف آن مقاوله نشده باشد) موسسه بيمه مسئول حيران قيمت همان قسمت مال است كه بيمه گرديده.


ماده 881ـ  ماليكه تمام قيمت آن بيمه شده باشد در احوال ذيل براي عين خطرات بيمه آن جائز است.
1ـ در صورتيكه رضايت موسسات بيمه مربوط حاصل شده باشد در اين صورت همه مقاولات بيمه چنان فرض ميشود كه در يك زمان عقد شده و در صورت وقوع خساره جبران آن به نسبتيكه در ماده (879)‌ ذكر شده از طرف موسسات  بيمه تاديه ميگردد.
2ـ اگر  بيمه كننده حقوق موسسه بيمه مقدم را به موسسه بيمه موخر  انتقال داده و يا از آن ابراء ‌نموده باشد بايد صورت اين انتقال در مقاوله بيمه موخر  تصريح شود بر عكس آن مقاوله بي اثر تلقي ميگردد.
3ـ اگر شرط شده باشد كه موسسه بيمه موخر مسئول جبرانيست كه موسسه بيمه مقدم آنرا تاديه نكرده است.
در اين صورت نيز بايد كيفيت در مقاوله  نامه موخر  بر طبق مقاوله مقدم  تصريح گردد.





ماده 882ـ  بيمه شونده  در زمان عقد  مقاوله بيمه مجبور است تمام خصوصياترا كه موجب برائت از مقاوله و يا تزئيد اجرت بيمه گردد بموسسه بيمه اطلاع دهد سكوت و يا جواب ناقص و خلاف حقيقت بيمه شونده  علي الرغم  سوال موسسه بيمه و عدم وقوف موسسه بيمه از حقيقت  باعث فسخ مقاوله ميگردد. ولي اگر در ظرف سه ماه از تاريخ  اطلاع به حقيقت موسسه بيمه حق فسخ خود را استعمال نكند اين حق ساقط  ميشود در صورت ثبوت سوء نيت  از طرف بيمه شونده موسسه بيمه در اخذ ارت مستحق ميباشد.
باستثناي  موارديكه در لسته مربوط مقاوله بيمه در مقاوله سئوالات موسسه بيمه  از طرف بيمه شونده خانه پري شده جواب و تعهد داده ميشود ديگر هيچگونه مسئوليتي به بيمه شونده متوجه نميگردد.


ماده 883ـ اگر امكان وقوع خطر قبل از ظهور مسئوليت  موسسه بيمه  و بدون از دخل و تاثير بيمه شونده و يا كسيكه انتفاع او از بيمه مشروط است از بين برود. موسسه بيمه مستحق اجرت نميشود.


ماده 884ـ  بيمه شونده مي تواند قبل از وقوع مسئوليت  موسسه بيمه مقاوله را تماما و يا قسما فسخ كند. در اين صورت موسسه بيمه مستحق نصف اجرت ميشود.

ماده 875 ـ در صورتيكه بر خلاف آن شرطي موجود نباشد موسسه بيمه ضامن جبران خساراتيست كه از اعمال غير ارادي بيمه شونده يا كسيكه بصورت مشروط از بيمه نفع ميبرد يا آنهائيكه موسسه بيمه حقوقا مسئول اعمال شان ميباشد بوجود مي آيد.
ولي بهيچ صورت موسسه بيمه مجبور نيست خساراتيرا جبران كند كه از حيله بيمه شونده و يا كسيكه بصورت مشروط  از بيمه نفع ميبرد نشئت نموده باشد.
همچنين در صورتيكه خلاف آن در مقاوله تصريح نشده باشد موسسه بيمه در عيب كه در مال بيمه شده بوقوع مي آيد مجبور بجبران نمي باشد.




ماده 886ـ  بيمه شونده مجبور است در ظرف پنج روز  از تاريخ وقوف به خطريكه بيمه به آن تعلق دارد  موسسه بيمه را مطلع سازد. علاوه بر آن بيمه شونده مكلف است راجع به جلوگيري از وقوع خساره و يا تنقيص و تخفيف آن تدابير لازمه را اتخاذ نمايد.
شروطيكه مخالف اين اساس بر له بيمه شونده در مقاوله نامه درج ميشود كان لم يكن است اگر مصارف تدابير  متاخذه بي تاثير هم مانده باشد موسسه بيمه مكلف به تاديه آن است ولي اگر بيمه به مجموع قيمت مال تعلق نداشته باشد مصارف  به تناسب بدل بيمه با مجموع قيمت مال پرداخته ميشود.


ماده 887 ـ‌ اگر بيمه شونده با تثبيت به حيله و يا تقصير  سنگين رعايت مكلفيتهاي ماده (886)‌ را نكند حقوق بيمه خود را از دست ميدهد.
ماده 888 ـ  اگر يك مال مطابق ماده (879)‌ از طرف موسسات متعدد بيمه ، بيمه  شده باشد در حال وقوع  خساره بيمه  كننده مجبور است در ظرف مدت  معينه ماده (886)‌ بهر يك از موسسات بيمه كيفيت خساره  و مقاولاتي را كه درباره همين مال  عقد نموده اطلاع نمايد.


ماده 889 ـ‌ در صورتيكه خلاف آن مشروط  نشده باشد هر موسسه بيمه مسئول خساراتي است كه از لحاظ تلف و تغيير  بر اشياء‌ موضوع بيمه وارده شده باشد باستثناء‌ حالت جنگ و عصيان.

ماده 890 ـ‌  هرگاه يكي از خطراتي كه مطابق ماده (889)  موسسه بيمه مسئول آن است از مقاوله استثناء‌ شده باشد و خساره اي از آنجهت  وارد شود اثبات اينكه خساره واقعه از خطرات استثنائيه  بوجود آمده مربوط به موسسه بيمه مي باشد.


ماده 891 ـ در صورتيكه بر خلاف آن مشروط نباشد موسسه بيمه  از خطراتيكه از تاريخ وقوع عقد بعمل مي آيد مسئول است اگر مدت دوام اين مسئوليت در مقاوله تصريح نشده باشد باساس عرف محلي از طرف محكمه تعيين ميشود.

ماده 892 ـ موسسه بيمه از تاريخيكه مسئوليت بيمه شروع ميشود مستحق اجرت مي باشد.
ماده 893 ـ اجرت بيمه ممكن است به پول نقد به جنسيكه نقدا قابل تقدير باشد نقدا و يا به اقساط ماهانه  و سالانه تاديه شود ولي اگر  بر خلاف آن موافقه نشده باشد اجرت بيمه در وقتيكه مسئوليت بيمه شروع  ميشود نقدا قابل پرداخت است.

ماده 894ـ اگر اجرت بيمه و طرز  تاديه آن فيصله نشده باشد نظر به عرف و مشخصات محلي از طرف محكمه تعيين ميشود.

ماده 895 ـ  بدل بيمه نظر به قيمت مال بيمه شده تثبيت ميشود. اگر قيمت مال از بيمه اضافه باشد بدل در صورتي پرداخته ميشود كه مال بيمه شده تماما تلف شده باشد مقدار جبران در صورت اتلاف قسمي مال (اگر بر خلاف آن مقاوله نشده باشد)‌ بدل بيمه به تناسب مجموع قيمت مال تعيين ميشود.
ماده 896ـ  اگر قيمت ماليكه بيمه شده در مقاوله نامه قيد نشده باشد بيمه كننده مجبور است قيمت مال را در حال وقوع خطر  اثبات نمايد  در صورتيكه محكمه لازم داند براي قناعت خود ميتواند بيمه كننده را قسم بدهد اگر بيمه كننده  ادعا نمايد كه قيمت مال بيمه شده كمتر از قيمت نوشته شده در مقاوله ميباشد مجبور است ادعاي خود را اثبات نمايد.
ولي اگر قيمت مال بيمه شده قبل از وقوع  خطر ذريعه  اهل خبره كه بانتخاب جانبين معين ميشود تخمين شده و حيله بيمه كننده  درآنخصوص باثبات  نرسد موسسه بيمه نمي  تواند راجع به اين قيمت اعتراض نمايد.



ماده 897 ـ بعد از آنكه موسسه بيمه بدل بيمه را تاديه نمايد حقوقا  قايم مقام بيمه كننده ميگردد.
بنابراين اگر بيمه كننده  در مقابل اشخاص  ثالث حق دعوي خساره را داشته باشد اين حق به تناسب و جهيكه موسسه بيمه تعهد تاديه ميكند به موسسه بيمه انتقال  مي يابد.
اگر بيمه كننده حقوق خود را كه مطابق فقره اول فوق به موسسه بيمه منتقل ميگردد اخلال كند و يا موجبات اخلال آنرا فراهم نمايد در مقابل موسسة بيمه مسئول ميباشد.


ماده 898 ـ  مقاوله بيمه باساس (پاليسي بيمه)‌و يا تحريريكه قايم مقام مقاوله باشد اثبات ميشود مقاوله بدو نسخه تنظيم ميگردد و برعلاوه قيد تاريخ و امضا طرفين محتوي مواد آتي ميباشد.
1ـ اسم و اقامتگاه موسسة بيمه و بيمه شونده.
2ـ  موضوع بيمه.
3ـ  جبران خطر اتيكه موسسه بيمه تعهد نموده با تاريخ ابتداء‌ و ختم آن.
4ـ  بدل بيمه.
5 ـ مقدار و زمان و محل تاديه اجرت بيمه.
6ـ تمام احوال و عوامليكه ماهيت خطرات متعهدة موسسه بيمه را تعيين بتواند.
تبصره:‌ مقاوله بيمه باسم يا امر بيمه كننده و يا به حامل آن تنظيم شده مي تواند.





ماده 899 ـ‌ در صورتيكه خلاف آن مشروط نباشد موسسه بيمه مجبور است مقوله بيمه را مستقيما  بين بيمه كننده و يا ويكل او و موسسه بيمه منعقد  گرديده در ظرف بيست و چهار ساعت از تاريخ  عقد و اگر مقاوله توسط دلال عقد شده باشد منتها در ظرف ده روز  از تاريخ عقد به بيمه كننده  تفويض نمايد. بر عكس آن بيمه كننده ميتواند از موسسه بيمه و دلاليكه وساطت نموده ضرر و زيان  وارده خود را مطالبه نمايد.



ماده 900 ـ  موسسه بيمه ميتواند مالي   را  كه بيمه مي نمايد تحت هر شرطيكه  بخواهد مجددا بيمه نمايد هم چنان بيمه كننده نيز اجرت بيمه را بيمه ميتواند.

ماده 901ـ  اجرت  بيمه در اقامتگاه  بيمه كننده تاديه ميشود  ولي اگر در مقاوله شرطي دائر بر تاديه اجرت بيمه در اقامتگاه موسسة‌ بيمه و يا نماينده آن موجود باشد معتبر است.
ولي علي الرغم  اين شرط اگر اجرت بيمه  بالفعل  در اقامتگاه  بيمه كننده تاديه شده باشد شرط  تاديه اجرت  بيمه در اقامتگاه موسسة  بيمه بي اثر است.


ماده 902ـ  در صورتيكه  بيمه كننده  اجرت بيمه را در حين مقاوله نداده باشد و با اجرت ملتوي و يا تابع  به اقساط گرديده باشد اگر بيمه كننده اين اجرت و يا قسط آن را در انقضاء‌ مدت تاديه نكرده باشد موسسه بيمه  يك اخطار  رسمي ذريعه مكتوب راجستري باو ارسال مي كند در صورت عدم تاديه اجرت و يا اقساط در ظرف يك ماه مقاوله بيمه فسخ شمرده ميشود.
شرطيكه بر خلاف اين حكم عليه بيمه كننده  در مقاوله درج گردد باطل است.



ماده 903ـ  در مقاولات بيمه كه براي سنوات متعدده  منعقد ميگردد اگر در تعيين مقدار اجرت بيمه عوامل مخصوصه كه وخامت خطر را تزئيد ميكند در نظر گرفته شده باشد  در صورتيكه اين عوامل بعدا از بين برود  بيمه كننده  ميتواند تخفيف اجرت  را براي سالهاي مربوط مطالبه نمايد.


ماده 904ـ اگر قبل از ختم خطراتيكه بيمه بآن تعلق دارد موسسة بيمه و يا در صورتيكه اجرت بيمه هنوز تاديه نشده باشد بيمه كننده افلاس كند و يا به نحو ديگري از تاديه عاجز آيد طرف مقابل ميتواند به مجموع دارائي او مراجعه و در اجراي تعهد تامينات بخواهد اگر  در ظرف سه روز از تاريخ وقوع تقاضا تامينات داده نشود طرفيكه به مجموع دارائي طرف مقابل مراجعه كرده است ميتواند مقاوله را فسخ نمايد.


ماده 904ـ  اگر در اثناء  مدت مقاوله كسيكه مال او بيمه شده در اثر علتي  تبديل شده باشد در صورتيكه بر خلاف آن در مقاوله مشروط  نباشد تمام حقوق و وجايب ناشي از بيمه از تاريخيكه مال باو تعلق دارد به صاحب جديد انتقال مي يابد. ولي موسسة  بيمه مي تواند براي اجرت بيمه بمالك اول مال مراجعه نمايد.



ماده 906ـ اگر بيمه كننده بدون موافقه موسسة  بيمه محل خطرات و يا وضعيت مال بيمه شده را كه در زمان مقاوله داشت تبديل نمايد و اين تبدلات داراي ماهيتي باشد كه در صورت وجود آن در حين مقاوله مانع اجرا و يا تحت شرايط سنگين تري باعث اجراي مقاوله از طرف بيمه شود موسسه بيمه ميتواند  مقاوله را  فسخ نمايد  كسيكه اين تبدلات را بوجود مي آورد  اگر در ظرف هشت روز كيفيت را به اداره بيمه ابلاغ كند  در صورتيكه موسسه بيمه در ظرف همان هشت روز  حق فسخ خود را  استعمال ننمايد بيمه دوام ميكند.

ماده 907 ـ مبلغ اجرت بيمه اگر تا دو سال تاديه نشده باشد از مال بيمه شده ترجيحا استيفا ميشود حق ترجيح درين باره نسبت به ديون  مرجعه ديگر مقدم تر است.


حصه سوم
بيمة‌حريق
ماده 908ـ  موسسة  بيمه ضامن جبيرة‌ تمام خساراتي است كه از رهگذر  حريق به اموال منقول و غير منقول  بيمه شده عايد شود. موسسة‌ بيمه ضامن جبيره خسارة‌حريق قصدي كه بيمه كننده اصلا و يا فرعا  در آن ذيدخل باشد شده نميتواند.

ماده 909ـ  خسارات آتي در صورتيكه بر خلاف آن مقاوله موجود نباشد  حكم خساراتي را دارد كه از حاديه حريق نشئت ميكند.
1 ـ مصارف ناشي از هر نوع وسائليكه بغرض انطفاي  حريق استعمال مي شود مثل مصرف جلوگيري از حرارت  دود بخار يا تدابير ديگر براي نجات  مثل نقل اشياء  بيمه شده  از يك محل به محل ديگر  يا انهدام كلي و يا قسمي عمارت بيمه شده كه در صورت لزوم به مقصد جلوگيري از توسعه حريق صورت ميگيرد.
2ـ خسارات ناشي از آتش، صاعقه، افقلاق حوادث، مشابهة آن ولو اينكه باعث حريق هم نشده باشد.

ماده 910 ـ‌ مقاوله كه در خصوص بيمة‌ اموال منقول و غير منقول در مقابل حريق منعقد ميگردد بر علاوه خصوصيات ماده (898)  بايد محتوي معلومات ذيل باشد:
1ـ  محل و نوع تعمير و طرز استعمال عمارتيكه بيمه ميشود.
2ـ  در صورتيكه موضوع بيمه اشياء‌ باشد محل عمارتيكه اين اشياء در آن موجود ميباشد با طرز تعمير و استعمال آن.


ماده 911 ـ خساره قسمي كه بيك عمارت بيمه شده از حادثة حريق عايد ميشود باساس مقايسه  قيمت هاي عمارت پيش از حادثه حريق و بعد از آن تثبيت ميگردد.
خساره ناشي از حريق يك عمارت بيمه شده به ترتيبي كه بدل آن تاديه گردد جبران ميشود. اگر تعمير و يا ترميم يك عمارتيكه كاملا و يا قسما حريق گرديده به اساس مقاوله تعيين شده باشد در ظرف يك مدتيكه اتفاق طرفين حاصل شود بعمل مي آيد. در صورت عدم اتفاق طرفين مدت از طرف محكمه تعيين ميگردد. هرگاه مصارف از طرف موسسة بيمه داده شود بيمه كننده مكلف به ترميم و تعمير است. و موسسه بيمه حق دارد  طرز مصارف را كه مجبور به تاديه آن ميباشد مراقبه نمايد.




ماده 912ـ  كسيكه بحساب شخص ديگري حق تصرف را راجع بمالي واجد است ميتواند آن را در مقابل  خطرات حريق كلي  يا قسمي بيمه نمايد هم چنين كسيكه به هر صفتي ذو اليد  مالي باشد ميتواند  در مقابل خطرات  سوختن كه در نتيجه قصور شخصي او نشئت كرده و موجب مسئوليت حقوقي او در مقابل شخص ديگري باشد بيمه كند.

ماده 913ـ  در صورت تحقق ماده (912)  صلاحيت استيفاء  از جبران بيمه موسسة بيمه مجبور  به پرداخت آن در مقابل بيمه كننده  منحصر باشخاص است كه بيمه كننده در مقابل آن مسئول ميباشد دائنين بيمه كننده نمي توانند از اين جبران بيمه استفاده نمايند.


ماده 914ـ  در صورتيكه بر خلاف آن مقاوله موجود نباشد بيمه كننده حق دارد  اشيائي را كه خساره مند شده به موسسه بيمه ترك و بدل آن را مطالبه نمايد.

حصه چهارم
بيمة ترانسپورت
ماده 915ـ  در بيمه اشيائيكه  در خشكه و يا در آبهاي غير از بحر نقل داده ميشود  هرگاه بر خلاف آن مقاوله موجود نباشد موسسة  بيمه از تاريخيكه اشياء‌ به نقل دهنده تسليم داده ميشود الي زمانيكه از طرف نقل دهنده به مرسل اليه تسليم ميگردد از خساراتيكه در اثر هر علتي معروض شود مسئول است.

ماده 916ـ  بدل بيمه بر علاوه قيمت محلي مال بيمه شده در زمان تسليم به نقل دهنده  شامل اجرت نقليات و ديگر مصارفاتي است كه براي وصول مال به محل مقصود لازم ميگردد. مفاد منصفانه و مطابق بعرف را در حال وصول مال به محل مقصود بشرطيكه عليحده در مقاولة  بيمه درج گردد ميتوان  داخل بدل بيمه نمود.


ماده 917ـ  مقاولة بيمه نقليات بر علاوه  خصوصيات معينه ماده (898)  محتوي مواد آتي نيز ميباشد:
1ـ  وسائليكه مال ذريعه آن  نقل ميشود و راهيكه در اثناي نقل تعقيب ميگردد.
2ـ اسم و عنوان تجارتي نقل دهنده
3ـ  هرگاه از طرف مرسل  اليه و نقل  دهنده براي نقل مدتي معين شده باشد قيد اين مدت.
4ـ محل تحويلي اشياء به نقل دهنده و محل تسليم به مرسل اليه.
ماده 918 ـ  موسسة بيمه ضامن جبران خساراتي ميباشد كه از حيله و تقصير مامورين موظف اجراي نقليات بوقوع مي آيد.
ماده 919 ـ  اگر نقليات موقتا قطع گردد و يا راه و وسيلة‌نقليات تبديل شود مقاوله بيمه فسخ نميشود.


حصه پنجم
بيمة حيات
ماده 920ـ  حيات يك شخص يا از طرف خودش و يا از جانب يك شخص ثالث بيمه شده ميتواند ولي براي صحت عقد بيمه شرط است كه شخص ثالث در دوام حيات بيمه شونده  ذينفع باشد مقاولة‌ بيمه حيات صحي محجور و يا مجنون جايز است ولي انعقاد بيمه مشروط  و مقيد به فوت آنها به باطل ميباشد در هر دو صورت هرگاه  فوت واقع شود مناصفه اجرت بيمه كه تا تاريخ وفات ازبيمه كننده گرفته شده است مسترد ميگردد.


ماده 921ـ  موسسه بيمه ميتواند احتمال فوق يك شخص را در يك مدت معين و يا در احوال و شرايط معينه مقاوله  ما زاد مدت معينه او را بيمه نمايد.

ماده 922 ـ  در مقاوله بيمه حيات  علاوه بر خصوصيات مندرجه ماده (898) اسم ، سن پيشه و درجه صحتمندي كسيكه بيمة حيات  ميشود درج گردد اين مقاوله ممكن است محرر باسم و يا امر باشد ولي در وجه حامل شده نمي تواند.

ماده 923ـ شخصيكه حيات او بيمه شده هرگاه در حين مقاوله وفات نمياد بيمه اعتبار ندارد.
ماده 924ـ در صورت عدم تاديه اجرت بيمه حكم ماده (902) معتبر بوده و موسسة  بيمه احتياج ندارد از اين حيث اقامه دعوي كند.
اگر بيمه شونده قبل از ختم سه سال از بيمه رجوع كند تا تعهد خود را اجرا نمايد نميتواند  اجرت و يا بدلي را كه داده است از موسسة  بيمه مطالبه نمايد.
هرگاه بيمه شونده بعد از اينكه زيادتر  از سه سال  اجرت را تاديه كرده از بيمه رجوع نمايد مي تواند  بعد از تخفيف مصرف معادل به فيصد يك مجموع اجرت 2 بر 3 متباقي را مطالبه نمايد.
هرگاه بيمه شونده بعد از اينكه زيادتر  از سه سال اجرت را تاديه كرده از بيمه رجوع نمايد مي تواند بعد از تخفيف مصرف معادل به فيصد يك مجموع اجرت 2 بر 3 متباقي را مطالبه نمايد.
ماده 925 ـ انتحار كسي كه حيات خود را در مقابل خطر وفات بيمه ميكند  موجب تاديه اي براي موسسه بيمه نمي گردد. ولي اگر انتحار تحت احواليكه سالب اراده و ادراك است بوقوع آمده باشد باعتبار  بيمه خللي وارد نميشود.
كسي كه انتفاع او از بيمه بصورت مشروط  باشد اگر در قتل شخص بيمه شونده اصلا و يا فرعا ذيدخل بوده محكوم شده باشد  از بيمه استفاده  نميتواند و وجه مربوط به محكوم به ورثه مقتول تعلق ميگيرد.



ماده 926ـ  يك شخص طوريكه ميتواند حيات خود را با مبلغي كه خواسته باشد  بيمه نمايد توسط موسسات متعدد بيمه نيز بدون مقيد بودن به مقدار بدل يبمه ميتواند.

ماده 927ـ  صلاحيت مطالبه و استيفاء‌ حقوق  و منافع ناشي از مقاوله بيمه حيات از موسسة‌ بيمه كه به نفع يك شخص ثالث عقد ميشود مستقيما مربوط به همان شخص است.
اگر در مقاوله بيمه نسبت وراثت شخص ثالث تصريح هم شده باشد مطابق فقره اول مستقيما  شخص مذكور در مقابل موسسة  بيمه داراي حقوق و منافع ميباشد. زوج و زوجه مي توانند به اساس عين مقاوله بر حيات يك ديگر دو بيمه متقابل عقد نمايند.


ماده 928 ـ بيمه شونده طوريكه ميتواند شخص داراي حق انتفاع از بيمه را در حين مقاوله تعيين نمايد. بعد از انعقاد  مقاوله نيز تعيين ميتواند .
بيمه شونده ميتواند بعد از تعيين شخصيكه انتفاع او از بيمه مشروط ميباشد وي راتبديل بكند ولي اگر بيمه شونده در مقاوله بيمه تعهد كرده باشد كه حق تبديل را ندارد و مقاوله را به شخصيكه انتفاع  او از بيمه مشروط است تسليم داده باشد نمي تواند آن شخص را تبديل كند.



ماده 929 ـ  در حال افلاس و يا تصفيه معاملات موسسه بيمه حق مطالبه آنهائيكه هنوز به اساس مقاولات معتبر بيمه ذينفع ميباشد منحصر  به اعاده اجرت بدون تكت پولي است كه الي روز صدور حكم افلاس و يا تصفيه براي هر مقاوله تاديه شده است.


ماده 930ـ  بيمه شونده بدون اطلاع موسسه بيمه مي تواند در افغانستان و در هر طرف  دنيا در هوا  بحر و خشكه مسافرت نمايد.
مقاوله بيمه حيات در وقت صلح و در اثناي سفر بري هائيكه شامل سوقيات مسلح باشد و يا در حين وقوع عصيان اغتشاش محاربات  داخلي و بحرانات ملكي معتبر ميباشد تنها در حين وقوع محاربه با يك دولت اجنبي (در صورتيكه بر خلاف آن شرطي نباشد) مقاوله منقع ميگردد در اين حال اجرتيكه در پيش بيني وقوع وفات تحصيل شده باشد بدون تكت پولي اعاده ميشود.


ماده 931ـ عقد بيمه باساس تونتين (Tontine) اعني تاديه باقساط معين از طرف شركا باين مقصد كه آنهائيكه حيات دارند در تاريخ معيني تقسيم شود).


حصه ششم
بيمه حوادث
ماده 932ـ  بيمه در مقابل حادثه عبارت از مقاوله ايست كه باساس آن موسسه بيمه  تعهد ميكند  كه در مقابل تاديه يك اجرت معين در حال وقوع يك حادثه مثل مريضي يا عارضه مخل منافع مادي و كار و عمل و يا وفات بيمه شونده در اثر تصادفيكه ماهيت و نوعيت آن تعريف شده باشد و يا محروميت موقتي يا دائمي بيمه شونده از قدرت و امكان كار سرمايه معين يا عايدي تاديه ميدارد اين تاديه يا به بيمه شونده بعمل آيد يا به وارثين و اشخاص  معين و متعددي كه حقوقا قايم مقام او گرديده باشند.
حادثه طوريكه ممكن است مستقيما  از طرف بيمه شونده منعقد  شود همچنين شخص ثالثي ميتواند بر له يك شخص و يا اشخاص متعدد به عقد آن بپردازد. مقاوله بيمه حادثه راجع بيك هيئت و جمعيت نيز ممكن است. در اين صورت ضرور نيست اسامي اشخاصيكه در مقابل حادثه بيمه ميشوند تصريح گردد فقط ذكر پيشه و يا ماموريت كافي است.





ماده 933 ـ بيمه هاي حوادث طوريكه ممكن است درباره جبران ضررهائيكه بيمه شونده در نتيجه حادثه معروض آن ميگردد عقد شود بمقصد تلافي غراماتيكه بيمه شونده در اثر حادثه مجبور تسويه آن بديگري ميباشد نيز ممكن است.



ماده 934 ـ‌ در بيمه هاي حوادث موسسه مجبور است در حين وقوع سنه حادثه ذيل غرامت مندرجه در مقاوله را قرار آتي بپردازد.
1ـ در صورتيكه حادثه باعث موت گردد خواه فوت آني باشد خواه در ظرف يكسال از تاريخ وقوع حادثه بعمل آمده باشد.
2ـ در حاليكه حادثه موجب معلوليت  دايمي شده باشد.
3ـ در صورتيكه حادثه سبب محروميت  موقتي از قدرت كار شده باشد به بيمه شونده به حساب روزانه الي دوام مدت محروميت جبران داده ميشود.


ماده 935ـ در صورتيكه بر خلاف آن شرط نشده باشد موسسه بيمه مجبور است بر علاوه غرامت مندرجه در مقاوله اجرت تداوي را كه بيمه شونده حقيقتا صرف كرده است نيز تاديه نمايد.
ماده 936ـ  اخذ تضمينات بيمه شونده از موسسه بيمه در نتيجه خطاي شخص ثالث حق مراجعه بيمه شونده را به شخص ثالث ساقط نمي سازد شخص ثالث مجبور است بدون در نظر گرفتن بيمه ضرر شخص معروض به حادثه را جبران كند.
در مسايل ديگر  بيمه حوادث احكام وارد  بيمه حيات تطبيق ميشود.

حصه هفتم
بيمه زراعتي
ماده 937ـ  هر نوع محصول درو شده و يا درو نشده در هر وقت سال بيمه شده ميتواند.
ماده 938 ـ‌ بيمه هاي زراعتي براي زمانيكه عقد ميشود اعتبار دارد كه بعد از جبران خسارا ت نيز بيمه در مقابل يك خساره ثاني دوام ميكند.
خسارات ذريعه  ممز كه از جانب طرفين گماشته ميشود تقدير و تثبيت ميگردد.

ماده 939 ـ مدت دوام بيمه در شركت هاي بيمه زراعتي كه باساس اعتماد متقابله  داير ميگردد مدت دوام شركت است ولي هم شركت و هم سهمداران مي توانند در ختم هر سال مقاوله را فسخ نمايند شرائطيكه بر خلاف اين حكم وضع ميشود كان لم يكن است.

ماده 940 ـ بيمه تمام حيوانات زراعتي  و اهلي در مقابل هر نوع مرض ساري و حادثه جائز است.

حصه هشتم
بيمه سرقت
ماده941ـ  به منظور حمايه اشخاص از سرقت و يا اشخاصيكه در اثر سرقت معروض خساره و مسئوليت مالي قرار ميگيرند ممكن است عليه سرقت مقاوله بيمه عقد نمود.

حصه نهم
مرور زمان
ماده 942ـ  هر نوع دعوائيكه از مقاوله بيمه بوجود مي آيد بعد از دو سال از تاريخ وقوع اختلاف ساقط ميشود.

ماده 943ـ بعد از نشر اين اصولنامه هاي ذيل ملغي و اين قانون جانشين آنها ميباشد.
1ـ اصولنامه دفاتر تجارتي.
2ـ اصول نامه دلالي.
3ـ  اصول نامه تجارتي.
4ـ اصول نامه ثبت تجارتي
ماده 944 ـ  اين قانون دو ماه بعد از تاريخ نشر معتبر ميباشد.


ماده 945ـ به اجرا و تطبيق اين قانون وزارت اقتصاد ملي موظف است.
انفاذ و اجراي اصولنامه هذا را در جمله سائر اصولات مملكتي امر و اراده مينمائيم.
مورخه 21 برج قوس 1334 شمسي مطابق 20 ماه ربيع الثاني 1375 قمري.

 

كليه حقوق اين سايت متعلق به انجمن علمی و پژوهشی فقه قضایی است و نقل مطالب بدون ذكر منبع غير مجاز مي باشد
مسؤولیت مقالات به عهده نویسنده بوده، درج مقاله به منزله تایید آن نیست
Template name : Alqaza / Template designed by www.muhammadi.org

SMZmuhammadi July 2010